سلام خانمای گل و مهربون
من ۴ مهر سزارین شدم توی نیکان سپید
رسیدگی عالی بود
پرسنل و خدمه واقعا خوب بودن
یکی دوتا ایراد داشت که تجربمو باهاتون درمیون میذارم

من اتاق خصوصی گرفتم که سایز اتاق کوچیک بود و برای مهمان جای نشستن نبود که گفتن اینارو توی اتاق های وی آی پی جبران کردن اما به نظرم باید اتاق خصوصی ها هم به همون شکل باشه

مورد بعدی اینکه روز ترخیص خیلی فشار آوردن که باید تا فلان ساعت اتاقو تحویل بدین
در صورتی که میدونستن با اون وضعیت زودتر از ظهر نمیشه اتاقو خالی کرد،من سر این موضوع به خودشونم شکایتشونو کردم و گفتم ابن باعث شد لحظه ی آخر صددرصد راضی نرم بیرون

و مورد بعدی مربوط به زایمان هست

من تاحالا تجربه ی زایمان طبیعی نداشتم، ولی اگر میدونستم سزارین اینهمه درد داره واقعا روی تصمیمم بیشتر فکر میکردم
هرچند که بچم دو دور بند ناف دور گردنش بود و نمیشد طبیعی زایمان کنم
امروز ۶ روزه که زایمان کردم و به زور امروز تازه تونستم یکم سرپا بشم
واقعا یکی از سخت ترین تجربه های زندگیم بود سزارین
پمپ درد و شیاف و تمام مسکن ها باهم اصلا تاثیری روم نداشتن و خیلی خیلی درد کشیدم

۵ پاسخ

سلام من ۳ روزه زایمان کردم ،سر درد امونمو بریده در حد وحشتناک ، درد شکمم وقتی شیاف میذارم بهتر میشه اما زمانیکه تأثیرش می‌ره خیلی درد داره ، زیر شکمم سنگینه و به زور راه میرم

برای ساعت ترخیص بهشون گفتی دلیلی داشتن یا کلا همینه؟

عزیزم خداروشکر که حال خودت و پسرکوچولوت خوبه🩵🩵🥰🥰

عزیزم مبارک باشه قدم پسر کوچولو 🩵زایمان کلا فرایند سختیه چه طبیعی چه سزارین خسته نباشی عزیزم تو کار بزرگی کردی🫂

من سزارین کردم بی حسیم رفت سرپا بودم با شیاف فقط و واقعا راضی بودم 🌹

سوال های مرتبط

مامان آرام مامان آرام ۳ ماهگی
زایمان سزارین تو بیمارستان نیکان حکیمیه (پارت ۳)
دیگه اومدم تو بخش و تو یه اتاق دوتخته و بعد چند ساعت منو بردن تو اتاق یه تخته خصوصی و این بین تخت منو کوبیدن تو دیوار که واقعا درد وحشتناکی توی شکمم داشتم اون لحظه که باعث شد کلی گریه کنم ،البته اون خانمه کلی معذرت خواهی کرد اما خوب کاری بود که شده بود !
بعد که دخترم اومد گفتن شب باید بره و یه نفر همراه داشته باشید
درصورتی که قبلاً موقع درخواست اتاق خصوصی من بهشون گفته بودم که شرایطم اینطوریه و برای همین اتاق خصوصی میخوام ! همه ام گفته بودن اوکی !
حالا اومده بودن میگفتن باید اتاق وی آی پی بگیرید که بتونی دخترت رو همراهت داشته باشی و خوب چون دیگه شب شده بود و فردا ظهر هم ترخیص می‌شدیم اصلا به صرفه نبود اون همه هزینه
منم دخترمو نگه داشتم اما پرستار شب کلی باهامون لج کرد و همش میومد اذیت میکرد که واقعا این رفتار آزاردهنده بود واسم اون موقع
کاش یکم درک بیشتری داشتن برای مادری که تازه زایمان کرده و خودش کلی درد داره و کلی هورمون و تغییر و از اینطرف هم بچه ای که به شدت اضطراب جدایی داره!
خلاصه که گفتن هزینه ی دوتا همراه رو حساب میکنیم و اینطوری رفع شد
من چون چسبندگی داشتم بخاطر همین دردم هم بیشتر بود ،اما هر وقت میخواستم میومدن مسکن میزدن و شیاف هم میزاشتن
خیلی زیاد درد نداشتم و قابل تحمل بود. اون موقع بود که گفتم همون بهتر که پمپ درد نگرفتم

#زایمان #سزارین #بارداری #نوزاد
مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی ۳ ماهگی
سلام تجربه ی زایمان توی بیمارستان سعدی اصفهان و میزارم شاید به کسی کمک کنه.
اول اینکه صبح که برای پذیرش رفتیم بیمارستان بی نهایت شلوغ بود کلی معطل شدیم و زایشگاهم خیلی شلوغ بود تخت نبود به من گفت بشین روی صندلی.
توی گهواره گفته بودن پمپ درد نمیزاره بیمارستان ولی من توی ریکاوری گفتم درد دارم با اینکه نگفتم پمپ درد برام بزارین گفتن همراهم خرید و برام وصل کردن واقعا مثل معجزه بود و دیگه کلا درد نداشتم بعدش.
سوندم برام وصل نکردم کلا هر کس توی زایشگاه بود براش سوند نزاشتن اون روز.
بیهوشی هم انتخابی بود خود دکتر گفت چه روشی میخوای گفتم بیهوشی کامل و کامل بیهوش کردن.
ولی پرسونل خیلی حرفه ای بودن با وجود شلوغی کاملا سریع کارا رو انجام میدادن.پرستار از موقعی که از ریکاوری اومدم تو اتاق تا موقع ترخیص خودش همه کارای من و انجام داد جوری که اصلا نیاز به همراه نبود.
اتاق هم اول میخواستیم خصوصی بگیریم ولی خیلی کوچیک بود برای همین اتاق  خصوصی توی بخش وی ای پی گرفتیم ولی هیچ آبشنی نداشت برای همین قیمتش خیلی با اتاق خصوصی معمولی فرقی نداشت فقط توی بخش وی ای پی بود و کمی بزرگ تر. یه سری اتاق ها بود که بهش میگفتن اتاق وی ای پی اون هزینش خیلی بالاتر بود و آبشن های زیادتری داشت و خیلی هم بزرگ تر بود
مامان نینی جون مامان نینی جون ۵ ماهگی
مامان رایان مامان رایان روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین

خیلی خلاصه میگم اونم برای کسایی که میترسن
باید بگم بهترین قسمت بارداری زایمان و پس از زایمان دقیقا قسمت زایمان و اتاق عملشه من خیلی راضی بودم کادر اتاق عمل و بخش بیمارستان حرف نداشتن دکترمم خیلی خوب بود هم بهم کلی روحیه داد هم کارش عالی بود و دستش سبک بود.
قسمت های دردناک عمل رو بخوام بگم باید بگم که قبل عمل که میریم برای امادگی زایمان برای من زدن سوند خیلی سوزش داشت و همش حس میکردم همش داره درمیاد😂تا وقتی سر نشدم دردش نیوفتاد. قسمت های دردناک دیگه ای که میگفتن راه رفتن دفعه اول بود ولی واقعا این غولی که میگن نبود من خیلی ترسیده بودم😐پمپ درد که انقدرررررررررر خوبه و کمک میکنه که اصلا متوجه درد راه رفتن نمیشی فقط ترسه و تلقین درد به خود حتی بلند شدنم درد نداشت و قسمت بعدی درد ماساژ رحم بود و باید بگم اصلا دردشو نمیفهمید چون تو اتاق عمل انجام میشه و ریکاوری و برای من یکبار اومدن چک کردن تو اتاق انجام شد که واقعا فقط بار اخر رو فهمیدم که اونم چون هم پمپ درد داشتم هم دوتا شیاف اصلا دردش زیاد نبود.قسمت ترسناک بعدی که میگفتن امپول بی حسی درد داره من کاملا تکذیب میکنم امپول بی حسی درد نداره اصلا فقط معاینش یکم درد ناکه که واقعا خیلی کمه البته من هم بیهوشی بودم هم سری.تنها قسمت دردناک واقعی همون نصب سوند که من نمیدونستم میشه هماهنگ کرد توی اتاق عمل نصب کنن توی سری که متوجه نشیم. در کل دردا بعد از تموم شدن پمپ درد شروع میشه که اونم هم قرص هم شیاف میدن دکترتق
مامان 🩷👧🏻ronisa مامان 🩷👧🏻ronisa ۱ سالگی
سلام مامانا من هم اومدم از تجربه ی زایمانم بگم من بعد عید رفتم مطب که دکتر برام سونوگرافی نوشت برای وزن تو سونو زده بود که آب دور جنین کم شد رفتم پیش دکتر گفت هر روز باید بری nstبدی تا بتونیم بورو تا سی و هشت هفته نگه داریم چون سی هفت هفته بودم بهم گفت اگر nstخوب نباشه باید فورا زایمان کنی من چون میخواستم طبیعی زایمان کنم معاینه هم کرد و گفت دو و نیم سانت بازی من اون روز رفتم nstدادم که خوب بود برای فرداش هم دوباره صبح رفتم دو بار گرفت که خوب نبود گفت برو آبمیوه بخور و راه برو دوباره بگیریم دوباره گرفتن که باز هم خوب نبود و به دکترم زنگ زدن که دکتر گفت اورژانسی ببرید اتاق عمل من سریع خودمو میرسونم از اون لحظه ی تماس تا اتاق عمل کلا ده دقیقه نکشید و بیهوشم کردن و رونیسا خانوم دنیا اومد من خیلی استرس داشتم و وقتی اتاق عمل و دیدم بیشتر شد واقعا خوشحالم که بیخوشم کردن و چیزی نفهمیدم چون واقعا اگر متوجه اتفاقات دورم میشدم استرسم خیلی بیشتر میشد واقعا از سزارین هم رازی بودم و خدا رو شکر میکنم که هم خودم سالمم هم بچه و هم اینکه زایمانم سزارین شد چون درد معاینه کردن طبیعی از درد بخیه بیشتر بود و کلا درد زیادی نکشیدم برای زایمان فقط برای ماساژ رحمی درد داشتم حالا نمی‌دونم به خاطر رسیدگی عالی بیمارستان و ورسنلش بود یا کلا این بود ولی عمم بیمارستان دیگه ای زایمان کرد خیلی درد داشت پس حتما تو انتخاب بیمارستان دقت کنید
مامان فاطمه مامان فاطمه ۹ ماهگی
تجربه زایمان توی کلینیک اصفهان یا بیمارستان اصفهان( پارت دوم)
چیزهایی که راضی نبودم : اتاق های عمومی بیمارستان به شدت کوچیک بودن و فضای خیلی کمی داشتن تو هر اتاق ۲ نفر بود ما با اینکه از اول اتاق خصوصی میخواستیم و از روز قبل هم این موضوع رو گفته بودیم اما چون خیلی کم اتاق خصوصی داشتن اولش بهمون ندادن کلا ۲ تا اتاق خصوصی داشتن و یدونه اتاق خصوصی تزئین شده و به ما هرچی گفتیم بدین اتاق رو اون روز ندادن تا بلاخره انقدر پیگیری کردیم که دادن به زور بهمون ، من پمپ درد چندین بار گفتم از قبل که می‌خوام و بهم گفتن تو اتاق عمل بگو اونجا هم ازم پرسیدن و گفتم بهشون که میخوام اما در آخر هم بهم ندادن و من سر همین خیلی خیلی ناراضی بودم چون بعد عمل به شدت درد داشتم و پمپ درد واسم نیاوردن هیچی هم واسم جواب گو نبود تا در آخر یدونه آمپول عضلانی زدن تا آروم شدم، باید چندین بار به پرسنل می‌گفتیم یه کاری رو انجام بدن تا بلاخره بیان و انجام بدن، برای تمیز کاری اتاق ها فقط مرد بود و هربار مجبور میشدیم حجاب بگیریم، تخت داخل اتاق ها کاملا قدیمی بود و داخل دستشویی پدال گذاشته بودن برای باز کردن شیر و این فوق العاده اذیت کننده بود چون برای ماهایی که سزارین هستیم این خیلی اذیتم کننده هست که بخوایم پامون رو تا این حد باز کنیم تا برسه به پدال، اینکه همسرم بخواد بیاد پیشم رو خیلی سختگیری میکردن و قبلش گفته بودن مشکلی نداره تا قبل از رسیدن به بخش همسرم پیشم باشه اما همون پایین بهش اجازه ندادن بیاد بالا و دیگه به زور و با مخفی کاری پرسنل همسرم تونست بیاد بالا بچه رو ببینه وگرنه اصلا بهش اجازه نمیدادن تا زمان ملاقات و کلا همه آقایون هم سر همین از پله ها میومدن که جلوشون گرفته نشه