تجربه زایمان طبیعی من پارت ۱
۳۹ هفته و ۲ روز بودم که از صبح وقتی پاشدم ترشحاتم بیشتر شده بود و هر تکون یهویی میخوردم مثلا پا میشدم سر پا انگار یه اب گرم یه ذره ازم میومد
بعدش دیگ تا شب ادامه داشت رفتم زایشگاه دوسه بار پد گذاشتن و معاینه کردن باور نکردن که کیسه سوراخه یا نشتی داره گفتن برو خونه اگ پاره شد بیا
خلاصه من رفتم خونه لباس عوض کردم دراز کشیدم رو تشک هنوز پنج دیقه دراز نبودم
یه صدای ترکیدن اومد مثل صدای (قلپ) و دنیااااااا رو اب ورداشت هر چی حوله و دسمال میذاشتیم این اب تموم نمیشد که نمیشد
به محض اینکه پاشدم به طرز عجیییبی دردم شروع شد مث درد زمانی که پریود بودم میگرف و ول میکرد هر یه دیقه تقریبا ۲۰ ثانیه اینا
سریع رفتم اب زدم به خودم و جمع کردم رفتم
ینی تا ب زایشگاه برسم ۲۰ دیقه اینا انقد دردم شدید بود واقعا نمیتونستم تحمل کنم دندونامو ب هم فشار میدادم سریع رفتیم گفتم کیسه پاره شد کارامو انجام دادن فرستادن که برم بالا
چشمتون روز بد نبینه همینکه خواستم با اسانسور برم طبقه بالا......
پارت ۲ ادامه

۵ پاسخ

خب ادامشو بزار

کیسه پاره میشه دردها شروع میشه پس

چکار کردی که دردت گرفت؟

وای نمیدونستم پارگی کیسه آب صدا داره 🥹🥹🥹

وای چقدرمثل من بود شرایطتت من تاکیسه ابم پاره شدو رسیدم بیمارستان انقدردردم شدیدشد میگفتی داشت بچم میومد

سوال های مرتبط

مامان نیلا مامان نیلا ۱۴ ماهگی
مامان پارسا مامان پارسا ۱ ماهگی
مامان کوروش جانم❤️🫶 مامان کوروش جانم❤️🫶 ۱۷ ماهگی
مامان آروکو💙🫀 مامان آروکو💙🫀 ۱۴ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی✅️
میخوام خلاصش کنم من از هفته ۳۵ پیاده روی رو شروع کردم روزی یک ساعت از هفته ۳۷ روزش هم شروع کردم از هفته ۳۸ بارداری هرروز روی سه بار دمنوش گل گاوزبون اویش و تخم شوید روزی سه بار پیاده روی تند ۲۰ دیقه و ورزش های بارداری ۳۸ هفته ۱ سانت بودم اینجوری ادامه دادم ۳۹ هفته بودم صبح پاشیدم ۴۰ دقیقه پیاده روی خیلی تند کردم بعدش رفتم خونه یکم خوابیدم با درد پاشدم نمیدونستم درد زایمانه تا شب همین جوری دردام داشت شدید میشد رفتم زایشگاه معاینه کرد گفت ۲ سانتو نیمی برو خونه دیگع تا صبح درد کشیدم صبح باز همون بودم دیگع امدم صبح ۲ ساعت رفتم زیر دوش اب گرم ورزش کردم اسکات ۵۰ تا رفتم سجده رفتم دردم اروم میشد ووقتی زیر اب گرم بودم دیگع دردام یکم شدید شد رفتم زایشگاه دوبارع معاینه کرد ۶ سانت بودم دیگه تا کار های بستری درست شد شدم هفت هشت سانت دیگه رفتم روی تخت امپول فشارم بهم نزدن واقعن درد های ک میامد سراقم قابل کنترل بود. هر یک دیقه میگرفت به مدت ۳۰ ثاینه اون ۳۰ سانیع رو باید تحمل کنی جیغ نزنی مشکل من فقط اینجا بود ک بلد نبودم زور بزنم دیگه خانومه گفت زور یه سره بزن منم چنتا زور زدم سرش امد بیرون دیگه همه دردم هام رفت راحت شدم اما بخیه زیاد خورم موقه بخیه زدن خیلی دردم امد دیگه خلاصه زایمان طبیعی خیلی خیلی بهتراز سزارین هست
مامان میسآ مامان میسآ ۸ ماهگی
تجربه زایمان...پارت اول وآخر.
تاريخ زایمانم یک اسفند .ولی خیلی ترشح آب دارم حس کردم کیسه اب ولی نرفتم دکترر با درد استخون واژن که غیر قابل تحمل است.بعد ۳ روز که گفتم میرم زایشگاه میخوهم بچه چک کنم .ساعت ۱۲شب اول معاینه کردن گفتن تقریبا ۲سانت بعد گفتن این کیسه اب نیست نوار قلب گرفتم خوبه میخواهم میام خونه ویه دکتر گفت بیا دوباره معاینه میکنم معاینه کرد که از ۲سانت ۳سانت شده با این معاینه دوم گفت خوبه میتونی زایمان میکنی من تعجب کردم چون برا زایمان اماده نیستم گریه کردم گفتم بزار میرم خونه اماده میشم ومیام. رفتم خونه حموم گرم گرفتم بدنم نوره زدم ساکم اماده کردم برگشتم زایشگاه اول کیسه اب پاره کردن که تقریبا ۱لیوان اب بود گفتن نشتی کیسه اب بود اگر موندی ۱روز بچت مرده شده بعد امپول گذاشتن ساعت 1 شب بعد درد شروع شده تا ساعت ۳شب گفتن ۶سانت بازه ولی دهانه رحمت بسته ۷تا شیافت گذاشتن که بزوررر باز شده یکم با معاینه تحریکی. بلاخره تا ساعت ۶ ونیم صبح دخترم تو بغلم گذاشتن..خییلی سخت بود تجربه زایمان قبلن داشتم ولی این سخت‌تری زایمان برام بوده .تاريخ زایمان شده 11/28 . وزن دخترم ۳کیلو و۶۰۰گرم. 😇
مامان بــرکـه مامان بــرکـه ۷ ماهگی
تجربه زایمان پارت دو

من تا شب یا درحال ورزش بودم یا درحال پیاده روی ،چون پرستار گفت باامپول فشار اذیت میشی من بیشتر ترسیده بودم فکرای بدی میومد تو سرم که اگه نتونم چی، شب با دردای که هی میگرفت ول میکرد خوابیدم صبح رفتم دستشویی تا شورتمو دراوردم یهو بین پاهام یه آب گرم ریخت شوهرمو صدا کردم ساعت ۶صبح بود رفتم زایشگاه گفتم کسه ابم پاره شد ،دوبااااره همه اومدن برای معاینه،گفتن نه کیسه داری اشتباهی برو خونه،گفتم دکتر باید منو ببینه گفت نه لازم نیست همه چیت خوبه برو،انگار براشون مهم نبود یا چون تعطیلات بود اینجوری بودن،اومدم خونه تا ۵/۶غروب دردای شدید داشتم شوهرم دوباره منو برد زایشگاه گفتن دهانه رحمت یه فینگره،برو خونه دردات زیاد شد بیا😐🤦🏻‍♀️اومدم خونه ساعت ۹خونریزی گرفنم با درد،ترشح های غلیظ هم داشتم باز رفتم گفتن بخاطر معاینه هاست برو خونه تازه یکونیم فینگری،بستریمم نکردن،اومدم خونه دست از پا دراز تر😐این وسطا یهو رگ پام زد به کمرو باسنم انگار فلج شدم نمیتونستم راه برم انقد درد داشتم با حالت خواب الودگی رفتم توی اتاق که یکم بخوابم یهو توی شکمم ی صدایی اومد بین پاهام با فشار اب ریخت رو تخت دیگه حتی روم نمیشد برم زایشگاه😂ب شوهرم میگفتم فعلا تازه پاره شده بذار یکی دوساعت بگذره بعد برم تازه اومدم از اونجااخه،شوهرمم می‌گفت نه بیا بریم خطرناکه،م،خواهرشوهرمم توی این رفتن اومدنا پیشم بود تازه رفته بود بالا خونه ی مامانش شوهرم زنگ زدگفت کیسه ابش پاره شد سریع اومدن منو بردن بیمارستان،باز چند نفر اومدن معاینه کردن بلاخره تایید دادن که منو بستری کنن