۲۲ پاسخ

کج و کوله؟؟!!!
به این قشنگی شده ،آفرین واقعا
تولدش مبارک باشه بمونید برای هم

اینم ازونوریش😁

تصویر

واو چه کیک خوشگلی چه هیجان انگیز ماشاالله بهت مامان هنرمند خدا حفظت کنه تولد گل پسرت اول از همه برای تو مبارک بعدشم برای گل پسرت مبارک باشه

تولدش مبارک 🥳🥳
امروز سالگرد ازدواج ما هم بود

چه کیک قشنگیییی...
مبارک باشه تولدش...
برا تولدش کیا رو گفتی ؟؟
چون‌منم نزدیکه تولدش...نمیدونم چطوری بگیرم

چ کیک خوشگلی
با چ قالبی درست کردی گلم

تولدش پرتکرار عزیزدلم😍
وای کیکت عالیههههه خیلی افرین بهت هنرمند👏👏

ای جانم چقدر حرفات من و پسرمه😍😍
خدا حفظش کنه برات
به به هنرمند
تولدش مبارک باشه🎀🎀

هم کیک هم متن رو خوندم عشقققق کردم تولدش پرتکرار

تولدش پرتکرار عزیزم ❤️ ♥️ کیکتم عالیهههههههههههه ♥️♥️♥️♥️

تولدش مبارک باشه کیک وافعا عالی شده چون با عشق درست شده 💘

من فکر کردم کیک رو خریدی
والا ماشالا بهت
واقعا کدبانویی
منم دوست دارم کیک اینطوری درست کنم ولی تنبلیم میشه😋

تولدش مبارک☺️
چجوری درست کردین؟میشه بگی؟

کیک که خیلی خیلی عالی شده آفرین بهت کدبانو
تولدش هم مبارک و هزاران بار پرتکرار انشاالله دامادیش

به به چ کیک خوشگلی .چ مامان با سلیقه ای .تولد گل پسر مبارک باشه

مبارک باشه عزیزم منم همیشه همین جوری فکر میکنم 🥲😍
کیکت هم عالی شده

تولد گل پسرت مبارک عزیزم 🩵🌱
کیکم عالیه 😍

عالیه ،

چه کیک قشنگی دمت گرم
مبارک باشه 😍

افرین زحمتی که با عشق کشیدی ستودنیه

عالیه

کیک رو من خیلی پسندیدم کدبانو جان

سوال های مرتبط

مامان سامین مامان سامین ۵ سالگی
┄┄┅✶𖤐⃟🌺✶┄┄┅✶𖤐⃟🌺✶┄┅

📚#برشی_از_یک_زندگی
#گلزار🌹
#سرگذشت_گلزار_اول


درست و حسابی که بخوام‌ تعریف کنم...من یه خانزاده هستم..‌.
اون زمان همه چشمشون دنبال پسر بود....
مخصوصا برای پدر من که خان بود...
قرار بود جایگزین پدرش بشه و خان آینده باشه...کسی باشه که اون همه املاک و اون همه ثروت رو اداره کنه...و اون همه مردم رو سرپرستی...
مادربزرگم‌ اولین فرزندش پدر من بوده صادق خان...با اومدنش مادربزرگمو تبدیل به خانم جون میکنه.‌‌که اولین شکمشو پسر زاییده..‌.
دم دمای صبح بوده که پدرم بدنیا میاد همه جا پر میشه از خوشحالی تابستون به اون قشنگی رو کسی تاحالا ندیده بوده...
ولی دردهای خانم جون تازه انگار شروع میشه .‌.
میگفتن مادرجون از اون دنیا برگشته ،این دنیا نگو یه کوچولو دیگه ته دلش هست‌...یه پسر دیگه ،عمو اکبر...کی باور میکرد عروس خانزادها یشبه دوتا وارث رشید و رعنا به دنیا بیاره...
دوتا پسر که از بس ریز و ظریف بودن،تا چهل روزگی کسی تو گوششون اسم صدا نزده چون میگفتن اینا زنده نمیمونن...
مادرجون میگه با اشک چشم شیر بهشون میدادم و التماس خدا میکردم که ازمن نگیردشون.‌‌..تا به اون روز توطایفه سابقه دوقلو زایی نبوده و خانم جون اولین زنی بوده که دوقلو اورده اونم دوتا پسر...از همون روز میشن نور چشم همه...
چله شون رو که میریزن شروع میکنن به جون گرفتن و روز به روز بزرگ میشن و تپل...
دوتا برادر که همیشه باهم بودن...یکی زیرک و یکی عاقلتر ...پدرم حدودا نیم ساعت بزرگتر بوده و برای همین انگار یجوری بزرگی بهش میومد...
تو یه شب برای هردو جوون هجده سالشون زن میگیرن، برای هرکدوم از یه طایفه....
عمارت قشنگی که با اومدن دوتا عروس قشنگتر هم شده بود...