سلام مامانا تو رو خدا بگید چیکار کنم از زندگی سیرم هیچکس درکم نمیکنه از شوهرم سرد شدم دیگه اصلا دلم نمیخاد رابطه داشته باشم ازش خسته شدم از بس حرصم داد گفتم نیا شهرستان اومد دوماهه مغازه زده ی چیز نفروخته در حالیکه گفتم ی ماشین باری سبکتر بردار برو جاده بالاخرهدی لقمه نون گیر ماهم میاد توشغلت رانندگی هی گفت نه بریم اونجا خونه داریم حالا اومده توش مونده پسرم هزار برابر بدتر شده اومده اینجا هی میره مامانجونشو میاره که به من بگه گوشی بش بده اصلا حرف گوش نمیده خرابکاری میکنه حسابی باور نکردنی و اینقد فوش میده اونم ی حرفایی که من روم نمیشه به زبون بیارم خیلی خیلی زشته هر چیبه شوهرم میگم انگار نه انگار کاریش نداره اون دخترم خواب نداره فقط داره نق میزنه دارم دیونه میشم هزار بار به شوهرم گفتم ی ناز و نوازشی ی تعریفی بخدا اینجا من پامو ار خونه بیرون نمیزارم یعنی اصلا جایی و چیزی نداره شوهرمم شبا جدا میخابه میاد نهار و شام میخوره هنوز سفره پهنه میره تو اتاق میخابه فقط؟میگه چاق شدی شکمتو نمیگه چه مرگته چته افسردگی هم دارم قبلا دارو میخوردم گفتم الان برم سرترالین بخرم بخورم خانوادش کمکمون نکردن وقتی ماشین سنگین داشتیم تازه دار وندارمون رو گرفتن الانم شوهرم وایساده برا باباش حمالی من باید چیکار کنم باختیم بدجور بارداری زایمان سزارین درد خونریزی نوزاد زردی دستگاه شیر خشک ببلاک پوشک سلام مامانا

۴ پاسخ

چه مغازه ای داره که فروش نداره؟؟ خانواده ات کجان؟؟

مغازه چی زده ؟ اگه فروش نداره یه کالایی بیارید که فروشش خوب باشه ،معمولاً لوازم ماشین فروشش خوبه مواد غذایی هم خوبه

چه مغازه ای زد آخر من درجریان مشکلاتت هستم

درکت میکنم زندگی خوبی داشتیم شوهر گفت بریم شهر خودمون کار و نزدیک فامیل .دوسال عمرم حروم شد تا فهمید اشتباه کرد و دوباره برگشتیم سر نقطه اول .اینقد حرص خوردم ک فقط خدددا برام مونده بود بی پولی افسردگی نزدیکی فامیل و بی کاری کار جور نشده بود دو سال تموم حرص خوردم تا راضی شد دل بکنه و برگردیم .الانم همش بی پولی چون دوسال هی قررض و وام

سوال های مرتبط

مامان اشکان مامان اشکان ۶ سالگی
سلام مامانا خوبید دلم گرفته بيايد درد و دل کنم باهاتون
من خودم رو وقف شوهرم و بچه‌هام کردم سر اخلاق شوهرم هزارتا مريضی گرفتم و اذيت شدم سر مشکلات بچه‌هام پیر شدم‌ هميشه غذام آماده بوده لباسا شسته بوده رابطه مون سرجاش بوده‌ تا جایی که‌ تونستم به خانواده اش توی شرایط سخت کمک کردم‌ و کنارشون بودم‌ چندروزه شوهرم همش ازم ایراد میگیره ميگه به بچه‌هام محبت نمی‌کنی و باهاشون بدرفتاری می‌کنی یا مثلا ميگه اصلا جاییم درد کنه اصلا برات مهم نيستم و احوال نمی‌پرسی و خيلی چیزای دیگه چندباره بهم گفته منم حقیقت سرد و بی انگیزه شدم دستم به کارم نمیره دیگ دلم نمیخاد بهش محبت کنم میگم اون که‌ نمیبینه و حالیش نیست 🥲🥲🥲 اصلا خواسته های من براش اهمیت نداره میدونه از چه کارایی بدم مياد دقیقا همونا رو انجام میده
حالم خیلی بده بگید چکار کنم چی بهش بگم چجوری رفتار کنم باهاش 😥😥😥😔😔😔
بچه داری شربت استامینوفن زایمان طبیعی سزارین #زایمان طبیعی #زایمان سزارین #شیرخشک #پوشک
مامان سبحان مامان سبحان ۶ سالگی
سلام مامانا یه مشاوره به من میدین
من ده ساله با مادرشوهرم تو یه ساختمون دوطبقه بالا پایین زندگی می‌کنیم مادرشوهرم بد نیست ولی جوریه که میخاد همه خبرا رو بدونه بچه ها رو میکشه سمت خودش و هر خبری بشه به همه میگه و ....
شوهرمم هر اتفاقی میفته تو زندگیمون بهش میگه یا وقتی از سرکار میاد میره اول اونجا به حرف خودم تخلیه میشه بعد میاد بالا دیگه هیچ حرفی نداره اعصابم خورد میشه از این رفتاراش یا میاد از سرکار بچه ها هی ذوق میکنن که بابا اومده ولی اون اول میره پایین اینا دیگه ذوقشون میخابه تا بیان الانم من سرزمین مسائل با شوهرم قهرم یا بعضی وقتا دوس ندارم بچه ها برن پایین ولی خوب دیگه نمیشه میرن یا باباشون میبرشون اعصابم داغون شده آرزوی مرگ میکنم به نظرتون من حساسم یا واقعا عصبانیتم به جاست مثلا امروز اومد از سرکار دخترم برداشت با مامانش رفتن فروشگاه اصلا به من نگفت بیا بریم یا میخام برم میای یا نه
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری