اسم بچه هاتون رو چجوری انتخاب کردین؟😍
خودم وقتی مجرد بودم عاشق اسم رادمهر بودم اونقدری که هرکدوم دوستام باردار بودن بهشون رادمهر پیشنهاد میدادم گذشت و وقتی ازدواج کردم و باردار شدم به شوهرم گفتم بچمون پسره و اسمش رو بزاریم رادمهر شوهرم میگف نه اصلن میزاریم حسین😵‍💫)قربون امام حسین بشم قصد بی احترامی ندارما)بهش گفتم هر اسمی بجز حسین و اسمای مذهبی و عربی گذشت و گفت میزاریم مهیار دیگه چیزی نگفتم تا زایمان کردم وقتی از بیمارستان برمیگشتیم گف بریم ثبت احوال شناسنامه بگیریم وقتی رفتیم اونجا خودش اسم رادمهر رو گذاشت😍🤌🏼
برای پسر دومم وقتی باردار شدم دوباره گفتم بچه ام پسره و اسمش رو میخوام بزارم دیار اینبار شوهرم باور نمی‌کرد پسر باشه چون فقط به دختر فکرمیکرد گف اگه پسر بود شما بزار اگه دختر بود من قبول کردم وقتی 12هفتگی رفتیم سونو گف پسره شوهرم باور نمی‌کرد می‌گفت اشتباه نمیکنین الان زود نیست برای مشخص شدن جنسیت که دکتر گفت کاملن مشخصه بازم شوهرم تا18هفتگی قبول نمی‌کرد که جنسیت رو درست گفته باشه اما بچمون پسر بود و اسمش شد آقا دیار😍✨️
دیگه هم بچه نمیخوام و بابت این دوتا چراغ خونه از خدا ممنونم الهی که دامن هرکسی که میخواد خیلی زود سبز بشه🙌🏼🫂
حالا شما بگین اگر درباره اسم کوچولوهاتون داستانی دارین❤️🙂‍↔️
#زایمان
#بارداری
#پوشک
#فرزندپروری

تصویر
۱۷ پاسخ

وای من کلا مجردیم تو تمام ذهنم اسم دختر زیر و رو میکردم و فقد اسم دختر انتخاب میکردم 🤤 نمیدونم چرا همیشه فکر میکردم من مامان دخترم و پسر نمیارم😅
اسم دختر خیالیم تو مجردی نیلا بود😍
بعد ک حامله شدم محرم بود وقتی رفتم آزمایش بدم ی حسی بهم گفت پسره
تو ماه محرم بودیم موقه آزمایش گفتم پسر شد میزارم حسین
شوهرم اولش یکم مخالف بود میگفت اسم سنگینی
وقتی رفتم انومالی فهمیدم پسره
بابام گفت اسمش چی میزارید من گفتم حسین
بابام گفت چ اسم قشنگی بزارید امیرحسین
شوهرمم تایید کرد دیگ شد امیرحسین😌

من عاشق اسم مهرزاد بود و همسرم سیامک
تو ماه هفت ک بودم یهو دوتامون عاشق اسم فربد شدیم 🥹و ازون موقع هربار صداش می‌کنم لذت میبرم از ته دلم 💞

من سردختر اولم گفتم نیلا شوهرم گفت دلوین ولی من زورم بیشتربود سردومیم گفتم لیانا ولی شوهرم گفت لنا واینسری شوهرم تسلیم نشد🤣

ما اول از اول قرار بود بزاریم اگر دختر شد بزاریم دلین یا نیلسا اگرم پسر شد بزاریم هیرمان همه اسما رو از اینستا انتخاب کردیم
پسر شد قرار شد بزاریم هیرمان تا چند روز قبل از زایمانم پشیمون شدم چون به هرکی میگفتم اولش میگف چی؟ایمان؟؟مخصوصا پشت تلفن منم دیگ دلمو زد
دیگ از چند ماه قبل ویهانم مد نظرم بود اون شب جاریم گفت یه دفعه یادم افتاد و منو شوهرم کلی به دلمون نشست و هنوزم خیلی اسمشو دوس دارم 😍

خدا بچه هاتو حفظ کنه ثمرشونو ببینی.
منم اسم دخترم و پسرمو خودم انتخاب کردم و از انتخابم همیشه راضی هستم و هیچوقت پشیمون نمیشم😍

سر دخترم باباش گذاشت یگانه که الان بهش فکر میکنم میبینم کار خوبی کرده بهترین کاری که برا بچم کرد همین اسم براش گذاشت و پسرم وقتی حامله بودم حالم خیلی داغون بود به دخترم گفتم شروع کن ی چندتا اسم بخون اصلانم نمی‌دونستم جنسیتش چیه هرچی اسم دختر میخواند من حالم بدتر میشد بهش گفتم چندتام اسم پسر بخون خوند تا به اسم رادوین رسید وقتی خوند انگار نه قلبم ی نوری روشن شد حالت تهوعم یکم آروم شد اصلا الان فکرشو میکنم میگم چرا آخه برامون دختر پسر فرقی نداشت و اینکه منو بابای رادوینم ازدواج دوممون بود همسرم پسر داشت من دختر اگه دختر میشد جنس شوهرم جور میشد اگه پسرم میشد که جنس من بقول قدیمیا که اصلانم برامون فرق نداشت تا اینکه رفتیم سونو فهمیدیم پسر بازه چی اسم می‌خواندیم به همون رادوین رای می‌دادیم که الآنم آقا رادوینمون دهنمونو آسفالت کرده 😍😍😘😘

من اسمی که خیلی دوس داشتم گونش بود ترکیه ولی گفتم شاید تو مدرسه مسخرش کنن نذاشتیم ی سریال ترکیه میدیدم اسم نیل آی خوشم اومد پیشنهاد دادم همسرمم خوشش اومد گذاشتیم🫀😍

من پنج شش ماه قبل از اینکه باردار بشم عاااشق اسم پارسا شدم بعد که باردار شدم فقط به این فکر میکردم اگه پسر نشه چی،،، دوست داشتم پسر بشه اسمشو بزارم پارسا،،، توی طول بارداری هم به هیچکی نگفتم میخوام اسمشو بزارم پارسا گفتم انقدر تکرار میکنن از اسمش زده میشم یا پشیمونم میکنن حتی شوهرم ،،، اخه قبلش به شوهرم گفته بودم اگه دختر شد من اسمشو میزارم اگه پسر شد تو بزار بنده خدا برا خودش اسم انتخاب میکرد،، وقتی زایمان کردم شوهرم گفت چی بزاریم گفتم پارسا ،،البته گفتم محمد پارسا که شوهرم گفت دو اسمی نع،،، الان از اسمی خوشم میاد تمام تن و بدنم میلرزه و سعی میکنم از ذهنم بیرونش کنم تا کار دستم نداده

اسم دخترم رو با کتاب اسم وکلی اسم خط زدن بلخره روزی که دنیا اومد خواهرم گفت کیانا دیگه گذاشتیم کیانا پسرم هم چون بعد 12 سال بود و من بعد 5 ماه اقدام رفتیم مشهد حتی مشهد قرص ال دی خوردم بعد اومدیم خونه قرص رو ول کردم که پریود بشم البته قرص رو فقط برای همون یک هفته خوردم بعد دیدم باردار هستم دیگه گفتم چون مشهد باردار شدم میزارم رضا بعد وقتی دنیا اومد روز بعثت پیامبر بود دیگه گذاشتم محمد رضا

من خیای اسم ها تو ذهنم بود ولی چون ب خاطر یه سری شرایط ، خودمون ۵ سال بچه نخواستیم اما بعدش حرف پشت سرم بود ک نازام و منم استرس گرفتم ، تو حرم امام هادی بهش گفتم اگ وقتی خواستم بچه دار شم ، زود حامله شدم ، و پسر بود اسمشو هم اسمت میزارم
واقعا بعد سه ماه اقدام گرفت و پسر شد و دیدم هادی سنگینه
و شد محمد هادی کوچولوی خونه ی ما

من و همسرم و بابام نشسته بودیم داشتیم خربزه میخوردیم بعد من گفتم بیاین اسامی جدید و بخونیم
من خوندم و سر هر کدوم بابام و همسرم کلی مسخره بازی دراوردن
به دلژین که رسید بابام گفت وای چه قشنگه
مثلا یه نوه داشته باشم بهش بگم دل دلیه بابا.
ما سال ۹۴ اسمش و انتخاب کردیم دلژین ۱۴۰۲ به دنیا اومد.
ناگقته نمونه بابا بزرگه مهربون دلژین ۱۴۰۰ به رحمت خدا رفتن.🥹🩷🩷🩷

مجرد بودم عاشق اسم ستایش بودم از رو فیلم ستایش و هشمت
بعدم عاشق فیلم میکائیل شددم همون ک پلیس بودا پسر آخری هم هر روز ی اسمی انتخاب میکردیم ک ب دلمون هم نبود ی روز تو ماشین داشتیم اهن گوش می‌دادیم ک دیدیم خوانندش کامیار ه دیگه ماهم گذاشتیم کامیار ب دلمون نشست
همین قدر زیبا😁

آنه دوست داشتم شوهرم گذاشت آنا بابت این موضوع تااخرعمر ازش شاکیم وهمش بهش میگم واقدام برا عوض کردن کردیم ولی نشد ودادگاه باید میرفتیم

من از مجردی اسم آیسل و آیهان انتخاب کرده بودم برای بچه هام 😂🥲
بچم دختر شد گذاشتیم آیسل
البته من آخری ها پشیمون شدم گفتم آندیا بزاریم شوهرم دیگه قبول نکرد گفت من آیسل ب دلم نشسته

ما هزارتا اسم انتخاب کردیم ولی به دلمون نبود خواهر شوهرم الین رو پیشنهاد داد در کمال تعجب شوهرم قبول کرد خودمم دوست داشتم همه مخالف بودن میگفتن حداقل بزار الینا شوهرمم رفت شناسنامه بگیره گفت گذاشتم الینا منم یکم فس شدم ولی دیدم نه همون الین رو گذاشته خودمم خیلی خوشم اومد به معنی همخون و دختر زیبا رو....

داستان خاصی نیس مجردی عاشق بارام بودم الانم دوست دارما ولی قدیمی شده بود و تکراری تو حاملگی از رزا خوشم ادمد شوهرم مخالف بود
شوهرمم نورا دوست داشت من گفتم نه دیگه تصمیم گرغتیم باهم انتخاب کنیم 10و20 تا اسم تو اینستا نگاه کردم نوشتم روکاغذ همینطوری خط زدیم زدیم رسیدیم به دلانا هر دو رو دلانا توافق کردیم😍

خدا براتون نگه داره

سوال های مرتبط

مامان جانم🩷 مامان جانم🩷 ۳ سالگی
پارت۹
روزها گذشت و نوبت سونو آنومالی و تعیین جنسیت تودلی رسید.شب قبل تا صبح خواب اون لحظه رو میدیدم. یه بار میدیدم دختره و بار بعد پسر!
قرار بود تو خونه مادرشوهرم بعداز شام یه مهمونی کوچیک بگیریم و جنسیت رو اونجا بفهمیم. چون همسرم سرکار بود من با برادر شوهرم و خواهرم سه تایی رفتیم. دکتر بابالو، ساختمان آذرآبادگان.
به شدت دکتر خوش برخورد و شوخ طبعی بود. با خواهرم رفتیم تو و من قضیه جشن تعیین جنسیت رو بهش گفتم و ازش خواستم تا جنسیت رو به من نگه. آقای دکتر برگشت گفت:«مادر ما که اینجا جنسیت رو‌نشون نمیدیم. دستگاهای ما برای جنسیت نیستن» و من با عقلی که توسط هورمون های بارداری قلقلک داده شده بود یک لحظه شوکه شدم و حرفش رو باور کردم.
اون با خواهرم خجالتی و درونگرای من حرف زد. به زور ازش حرف می‌کشید. درباره رشته ی تحصیلی و اهدافش سوال می‌کرد و با من گپ میزد. دکتر با رفتار خوبی که داشت بهترین خاطره رو از بارداری برای من به جا گذاشت.
آخرش گفت تموم شد. بچه سالمه پاشین برین.
مامان مسدود دائم شدم مامان مسدود دائم شدم ۳ سالگی
وااای یه چی بگم برگ ریزون 🤣🤣🤣








خانواده شوهر من نوبرن بخدا




من بچه هام شیر به شیرن
دختر بزرگم که دنیا اومد خودم اسمشو گذاشتم
تا اینکه دومی رو باردار شدم شوهرم هی میگفت دومی رک من اسمشو میزارم آرزو به دلم نذار و کلی این حرفا
منم تا لحظه آخر چیزی نگفتم تا اینکه بچه دنیا اومد و منم گفتم گناه داره بذار انتخاب کنه
چند تا اسم گفت
من از بعضیا خوشم نیومد گفتم نه
تهش از بین اسمای که گفت یکی رو انتخاب کردم
بعد خوشحال که خودش انتخاب کرده😂😂😂
حالا اینا به کنار
هی خانواده ش میگفتن یه چی انتخاب کنین به دختر بزرگتون بیاد منم چیزی نگفتم الان اسم بچه ها اصلا شبیه هم‌ نیستن
خلاصه این بچه دوم اول که دنیا اومد شبیه خانواده شوهرم بود اونام گفته بودن چون بچه شبیه خانواده ماست عروسمون این بچه رو دوست نداره برا همون اسم انتخاب نکرده و به پسرمون گفته این شبیه شماهاست بچه تویه🤣🤣🤣🤣
یعنی چقد اس ک و لن یه مادر چطور بچه رو نمیخواد بخاطر اینکه اون بچه شبیه خانواده شوهرشه🤣🤣🤣🤣
الانم دخترم داره شبیه خانواده خودم میشه🤣🤣🤣🤣
آی میسوزن🤣🤣🤣🤣🤣😆😆😆😆