۴ پاسخ

خدا همیشه واستون حفظش کنه انشاالله همیشه با شادی و خنده بزرک شدنشو ببینی
یه تیکه ماهه❤

انگار از زبون منم نوشتی😢

خدا برات حفظش کنه عزیزم چقدر قشنگ نویشتی انگاراززبون من نوشتی❤️

عزیزم خداحفظش کنه
چقدر خوبه اسم های بچه هامون رو انقدر قشنگ انتخاب کنیم باتوجه به ریشه و فرهنگمون
آراز جان نامدار باشه🌹🐣

سوال های مرتبط

مامان سها مامان سها ۱۱ ماهگی
مینویسم برای تویی که دیگه کم کم داره یک سالت میشه، نمیدونم قراره تا کی توی بغلم جا بشی ولی اینکه هر روز داری بزرگ میشی و کلی کارای جدید میکنی هم منو به وجد میاره و هم ناراحت، ناراحت از اینکه هنوز از بغل و بوی نوزادی تو سیر نشده بودم مادر ، هنوز از اینکه روی سینم خوابت ببره و من ساعتها تکون نخورم تا بخوابی سیر نشده بودم عزیز دلم، کاش زمان همینجا می ایستاد و من و تو تا ابد تو این سن می موندیم ، چطوری قبول کنم چند وقت دیگه تو از بغل من بزرگتر میشی و نمیتونم همه وجودت رو یه جا جمع بکنم و فشارت بدم به سینم با هر بند بند این نوشته ها اشک میریزم و یادم میاد که پریروز واسه اینکه چند قدم راه رفتی گریه کردم با خودم گفتم کی انقدر بزرگ شدی تو که راه بری و دیگه نیازی به اینکه تو اغوشم بگیرمت نداشته باشی ، سهای من درسته دیر مهر مادری تو وجودم نسبت بهت شکل گرفت ولی تمام سلول هام از عشق تو پره تو با اون قلب کوچیکت زندگی منو دگرگون کردی گاهی میگم من قبل از تو مگه اصلا زندگی میکردم؟ از خدا برات تن سلامت و عمر با عزت میخوام عزیز دلم انشالله زنده باشم تورو تو لباس عروس ببینم مامان
زود بزرگ نشو 🥲🥲🤍
مامان ارسلان👼🏻 مامان ارسلان👼🏻 ۱۱ ماهگی
پارسال همین موقع توی شکمم بودی و من مشغول خونه‌تکونی اساسی و چیدن کمد کوچولوت🥺
با ذوق لباس‌هات رو مرتب می‌کردم و با شوق و هیجان روزشماری می‌کردم برای اومدنت... نمی‌دونستم قراره با اومدنت، همه‌ی دنیام عوض بشه 🤍
امسال اما کنارمی..🙂
نه‌تنها نمی‌ذاری یه گوشه بشینم و کاری انجام بدم، بلکه از سر و کولم بالا میری و حسابی شیطنت می‌کنی! 😂 چه برسه به خونه‌تکونی!
چه زود داری بزرگ میشی پسر کوچولوی من… انگار همین دیروز بود که برای اولین بار بغلت کردم و با خودم گفتم: بالاخره اومدی!
حالا هر روز یه کار جدید یاد می‌گیری و من با دیدن بزرگ شدنت، هم ذوق می‌کنم، هم دلم برای روزهای کوچیک‌ترت تنگ میشه.
می‌دونم یه روزی می‌رسه که دیگه این‌قدر به من نمی‌چسبی…
دیگه از سر و کولم بالا نمیری، دستم رو برای راه رفتن نمی‌گیری و شاید حتی برای یه بوسه از من خجالت بکشی.
و من اون روز دلم برای همین روزهایی که گاهی خسته‌م می‌کرد، بیشتر از همیشه تنگ میشه.
میدونم یه روزی میاد که دلم برای همین شیطنت‌هات، همین بالا رفتن از سر و کولم، همین دست‌های کوچولویی که به من می‌چسبن، حسابی تنگ میشه…
مامان 💙👶🏻محمدحسین مامان 💙👶🏻محمدحسین ۱ سالگی
نی‌نی اینطوریه که حس میکنی یه تخم مرغ شانسی اون تو داری که نمیدونی چه شکلیه چطوریه و هر روز ذوقت به زمان دیدارش بیشتر میشه🫠🎁

اون موقع ها داغی نمیفهمی ولی دلت برای تک‌تک لگد زدناش، شب خوابیدن صبح با لگد هاش اعلام بیداری کردناش دلت ضعف میره...

الکی که نیس ۹ ماه تماااام ۲ تا قلب اون تو داره میتپه! معلومه سنگین تری به زور راه میری حتی عین فلج ها میشی😂🥴

حالا از اون روزا مدت ها گذشته و انگار همین دیروز بود که پاهای کوچولوت رو گذاشتی تو این دنیا و قلب مارو پر از عشق و خوشبختی کردی🥹

نقل کوچولوی پنبه ای من؛ صدای برخورد چهار دست و پا رفتنت رو سرامیک مثل صدای نم بارون بهاریه😌🌧️

تو صاحب تفی ترین بوس دنیایی و انگار آب که آدم رو میبره🌊😃 اما وقتی حواسم نیست و واسه اینکه توجه بخری یه بوس آبدار تحویلم میدی یعنی دنیا هنوزم قشنگیاش رو داره🥹

لکه دستای کوچیکت عین یه رد پا همه جا پخش شدن و دیگه حتی دستمال و شیشه پاک کن ۲۴ ساعته ام پاسخگو نیست🤧

تو به من یاد دادی کار نشد نداره!
از هرجایی واسه هدفت میتونی بگیری و از نو بلند بشی😁
میخواد پاهای مامان حین آشپزی باشه یا در ماشین لباس شویی🧼

خلاصه میخوام بگم مبارک مون باشه؛ صدای شنیدن قدم هات وقتی مبل و میزهارو میگیری و با یه لبخند خاص قال مون میذاری😬🥰

ماهگردت مبارک🥳


#زمزمه_مادرانه

@halee_khob