۱۸ پاسخ

ایشالا این مردای بد تو گهوارع ذلیل شن چرا بچه دار شدن اخه بیشورا همش خون ب دل زناشون میکنن

بگو مردای ذیگه برا زناشون خونه مستقل گرفتن عین چی کار میکنن خرجی میدن
تو چند ساله یه خونه که ازت نیومده بگیری تو یه چار دیواری نگه داشتیمون اینم وضعیت کار و در آمدته فک میکنی کدوم زنی با این شرایط میسازع قریون صدقه هم میره

خب بچس اتفاقیه افتاده بحث کردن نداره بگو حق و حقوقمونو تا آخر بده خوش اومدی والا .

میگم یه مدت به پر و پاش نپیچ غذا هم نذار جلوش حرفم نزن بگو فک کن من رفتم ولی مسئولیت این دوتا بچه ای که کاشتی تو این دنیا رو باید به. عهده بگیری با پای فلجت

فک میکنم شوهرتم فلج شده افتاده تو خونه تاوان کاراشو پس میده

مادر شوهرت چقدر عوضیه که عروسشو فحش میده
چرا پسرشو فحش نمیده که خیانت کرده

خب با این مارش که دادمیزنه فحش میده آینده بچرو نابود می‌کنه من همسرم دوسه باری شده داد بزنه ولی من باهاش برخورد کردم

اینکه خودش اومد دنبالت حالا گوه خوریش چیه میگه داداشم راحت شد،بنظرم الکی زر میزنه دیگه محل نده بابا جدیش نگیر

شوهره منم تین مدلیه بچه میفنه یا چیزیش میشه حتی وقتایی ک خودش خونس ب من بد نگاه میکنه انگار من انداختم بچرو😂

چقدر بیشعور
اینجور آدما رو باید ول کرد تا ببینن عرضه ندارن شلوارشون رو بکشن بالا
فقط حرف مفت میزنن
بی چشم و رو و بی وجدان

کاش جاییو داشتی بچه هارو برمیداشتی و میرفتی راحت میشدی😭

من ک همیشه اینو میگه. تا بچه یطوریش میشه ب من بدو بیرا میگه فقط بخاطر یسری شرایط و بچه هام تحمل میکنم

عزیزم بگو نمیخوای فدای سرم اصلا مهم‌نیست عرضه داری مهریه مو بده همین الان میرم

مشکل اینه هبچی ازش نمیخای .برای این جور مردها باید دور از جون شما سلیطه بود که بشینن سر جاشون.چرا باید به شما همچین چیزی بگه.مگه شما ادم نیستی که استراحت کنی دم به ثانیه باید مراقب بچه باشی از صبح تا عصر با شما چند ساعتم با اون.ببخشید هاااا ولی شما خودت پررو ش کردی با هیچی نخواستنتون

حالا بچه هست پیش میاد بچها شیطونن دیگه چرا به خاطر این چیزا دعوا میکنین

چه طرز حرف زدنه شوهرته
بگو باشه میرم بچه هام مال خودمم تو بمون یالغوز

لعنت بهشون
فکر میکن بچه چیزیش یشه ما ناراحت نمیشیم

چرا اینجوری شد خب

سوال های مرتبط

مامان امیر علی وآسنا مامان امیر علی وآسنا ۲ سالگی
مامانا واقعا درمونده شدم من یه پسر دارم۵سالشه با خواست من یه بچه دیگه آوردیم که شد دخترم که یکسالو ۴ماهشه از روزی که باردار شدم تابه امروز هر بار مشکلی پیش اومد هر بار بچه گریه وبیقراری کرد شوهرم بامن دعوا کرد که من نمیخواستم تو خواستی حالا هم بکش بچمم بیش از حد بهانه گیر هست دائم دلش میخواد بغلم باشه وپیش هیچ کس نمیره خیلی حالم خرابه شبا نمیخوابه درحد ۳ساعت می‌خوابه بغیش همش گریه میکنه و باید ساکتش کنم اصلا خواب ندارم الانم که داره دندون در میاره بدتر شده به نظرتون یه ماه از این قطره هایی که برای خواب هست بخرم بدمش بخدا همشون اذیتم میکنن بخدا منم آدمم خسته میشم کم میارم نگید صبوری کن که به ولله کم آوردم

یکی نیست حتی شبا که خوابه فقط هی باید شیشه درست کنی نگهش داره تا من استراحت کنم
شوهرم امشب آنقدر غر زد که من خواب راحت ندارم سرم از صدای گریه هاش درد اومده میگه هم گریه میکنه سریع ساکتش کن ولی بخدا دیگه مخم هنگ کرده نمیدونم چیکار کمم
مامان حامی مامان حامی ۲ سالگی
اولش که فهمیدم برای بار دوم حامله ام فقط گریه کردم گفتم خدایا برای چی دادی اخه و خیلی چیزای دیگه
یعنی هرکاری کردم که بیفته و کلی داروهای ممنوعه خوردم و بعدش بخاطر کیست مویی که داشتم به هیچ قرصی نه نگفتم گذشت تا اینکه سه ماهه شدم دیدم نه این بچه نمیفته و به شوهرم گفتم حاملم و رفتیم دکتر و چون میترسیدم بخاطر قرصایی که خوردم بچه ناقص بشه رفتم آزمایش سلفری البته اینم بگم چون بچه اولمو نذر کرده بودم دختر بشه و گوشواره هامو فرستادم کربلا اینبار هم گفتم خدایا وقتی جواب آزمایش اومد و سالم شد و اینبار همونی شد که شوهرم میخواد انگشترمو از انگشتم درمیارم و میفرستم کربلا وقتی جواب اومد و رفتیم شوهرم میگفت پسره پسره؟ من فقط پرسیدم سالمه و اونم گفت سالمه ولی جنسیت ۹۹ درصده و تا ۱۸ هفته اصلا نمیشه صد در صد گفت و منم همونجا انگشترمو دراوردم و نصف کردم
اینجوری شد بچه ای که خدا زوری داد بهم و قدر ندونستم رو با نذر سالم گرفتم
الان بابام رسید انگشترمو آورده و نمیدونم چرا بغضی شدم
اینو همیشه نگه میدارم تا حامی بزرگ شد بگم تو هدیه سالم امامی به من وقتی که نخواستمت اون حتی از تو در برابر من هم محافظت کرد🥹
ببخشید طولانی شد❤️
مامان دوفرزنددختروپسر مامان دوفرزنددختروپسر ۱۶ ماهگی
سلام روزتون بخیر مامانای گل
از اونجایی که خیلی مامانا از شرایط زندگیم خبر دارن که چجوریه
دیروز جاری مادر شوهرم اومد پیشش بعد چندسال بعد داشت میرفت من تا دم در باهاش رفتم خیلی معتل شد باهام حرف زد گفت من بافندگی خیلی وارد هست بیا بهت یاد بدم کمک من برام وسیله بباف بهت پول میدم
لیف وشال وروسری
کوسن روتختی ورو مبلی می بافه
گفت تو بباف فقط گفت من خودم مشتری دارم
گفتم باشه امروز برم خونشون بهم یاد بده شروع کنم از لیف تا به چیزای سخت تر برسم
حالا صب بلند شدم دیدم مادر شوهرم داره با در حیات کلنجار میره خوب نگاه کردم دیدم در رو قفل آویز زده که کسی از اون در رفت واومد نکنه در ضمن گفته باشم حیات خونه مادر شوهرم دوتا در حیات دران
یکیش به یه سمت هست که خونه جاریش هست
یکیش هم یه طرف دیگه
آدم چقدر باید پست باشه آخه
چرا خدا نگاه من نمیکنه که این همه بدبختی دارم با دوتا بچه دارم میکشم
این مادرشوهرم رو از جلو چشام برداره که راحت بشم از دستش
#شیرخشک
سزارین
بارداری
قطره واکسن
قد وزن
پوشک
مولفیکس
سرلاک
شیردهی