سلام خانما برام دعا کنید دخترم خیلی مریض برای سلامتی ش دعا کنید دخترم چند روز بود تب داشت دوبار بردم دکتر بار اول که بردم تاثیری نداشت دیروز عصر هم بردم گفت براش آمپول می نویسم آمپول بزنید دخترم ۹ماهشه ساعت ۶و۷عصر آمپول زدن بهتر شد کم کم شب ساعت ۱۱ونیم ایبوپروفن دادم سه سی سی ونیم بعد از دادن ایبوپروفن که نیم ساعت ویه ساعتی گذشت بدنش خنک بود گفتم خدارو شکر بهتر شد تب ش قطع شده تقریبا نیم ساعتی با پسرم بازی کردن مشکلی نداشت گفتم نه دیگه خدا رو شکر بهتر شد بازی می کنه نمی دونم ساعت چند بود بیدار می شد و فقط جیغ می زد گریه می کرد آروم نمی شد حالا خسته می شد وآروم میشد تا دوسه دقیقه دوباره جیغ های شدید منم هی باهاش راه رفتم توی گهواره می زاشتم هیچی که هیچی آروم نداشت بعد نمی دونم چه جوری خواب مون برد وقتی که بیدار شدم بهش دست زدم کل بدنش یخ بود اصلا جون نداشت وتکون نمی خورد منم شوهرمو بیدار کردم زبونم لال گفتم پاشو دخترم تموم کرده گریه می کردم بعد دوباره بیدار شد وگریه وجیغ های شدیدشو شروع کرد بقیه شو توی تایپیک
پوشک بچه نوزاد بهداشت واکسن رفلاکس کولیک شیرخواران و

۱۳ پاسخ

برازای منیش شوکی وای لیهاتبو او نابه گریانی ادامه داری هبه تشنج لی داوه
جا استفراقی کربو گریابو شین هلگرابو براژنم دیکوت دو شه ویش بو تبی له چلی ندهاته خواره دو جاران بربویانه بیمارستانی هر کوتبویان هیچ نیه
بربویه کن متخصصی له مهاباده یه مالی
دوکتور بستری کردوه چوار روژه. کوتبوی ویروسی جدیده هاتوه مندال ریه یان عفونته دکا اوندی استفراق کربو و ببخشن اسهال بو آوی بدنی کم ببو اوه چوار روژه بستریه
بیبه دوکتوری آنزیمی کبدی له بی آوی بدنی چوبو سره

باش دبت انشاالله گولم بلام اگر دزانی مشکلکی هیه ایواره بیبه کن دکتورکی دیکه تب ادامه دار خراپه

بردوته کن کیها دکتوری؟؟

انشاللە چاک دەبێتەوە ❤️

انشالله هر چه زودتر خوب بشه

منم تو شرایط شمام دخترم مریضه شبا تا صب گریه میکنه بخاطر بدن دردشونه بازم بش بروفن بده هرموقع جیغ میزد بدنشو باروغن ماساژ بده بدن درد دارن

انشاالله خدا سلامتی کامل بده...براش حمد شفا خوندم.

عزیزم بدنش عفونت نداره آزمایش نگرفتین ازش تب ادامه دار معمولاً از عفونت هست
ما به یه چیزی هم اعتقاد داریم من دختر خودم یه مدت اینجوری مثل بچه شما تو خواب جیغ میزد گریه می کرد براش سرکتاب باز کردیم نگو یه بعدازظهر زیر درخت رد شدیم اذیت بهش رسیده

بع خدا یه جوری تعریف کردی داشتم از ناراحتی سکته میکردم انشالا که خوب میشه

چیکار کردین خوب میبردی بیمارستان عزیزم

بعد به شوهرم گفتم باید بریم بیمارستان شهرمون دوتا بیمارستان داره رفتیم بیمارستان جدید گفتن چیزی مهمی نیست چیزیش نیست بچه ببرید خونه بچه مم هی آروم میشد ودوباره جیغ می زد گفتم بچه م کل بدنش یخ و بی جون حتما به خاطر آمپول ش هست یه چیزیش هست کاری کنین گفتن چیزی نیست ببرید خونه ماهم اومدیم بیرون از بیمارستان رفتیم بیمارستان قدیم اونجا هم دکتر احمق ش نگاه کرد گفت ببرید خونه چیزیش نیست بچه حتی معاینه ش هم نکرد داشتم می مردم دق کردم خلاصه راش ندادن ونگاش نکردن منم اومدم خونه و تا ساعت ۷صبح بچه گریه می کرد و هی آروم میشد ساعت ۷صبح خوابمون برد تا ساعت ۹صبح حالا دوباره هی گریه می کنه ولی کمتر آیا کسی هست بچه ش اینجوری شده باشه وخوب شده باشه به نظر شما به خاطر چی اینجوری شده بچه م چیکار کنم

باش دبی انشاالله‌خودا شفای بو بنیره

انشالله به امید خدا خوب میشه عزیزم

سوال های مرتبط

مامان همتا مامان همتا ۲ سالگی
سلام
روز سم‌از شیر‌گرفتن
شب قبل اونطوری که قرار بود به دخترم‌شیر دادم وقتی که خوابش عمیق شد اما حس کردم متوجه شد ساعت جدود ۳/۵شروع کرد به گریه و بهانه گرفتن هرچی هم میگفتم اب میخوری یا چیزی میخوای فقط میگفت نه با گریه مجبور شدم با حرف و قربون صدقه رفتن ارومش کنم که تا ساعت ۶خورده ای کم کم اروم شد و خوابید صبح بیدار شد صبحانه نخورد یکساعت بعد نصف تخم مرغ ای پز خورد تا ظهر که به اندازه چنتا صاشق کوچک ایگوشت خورد ،بعداز ناهار سعی کردم بخوابونمش که با هر سختی شد بالاخره روی پا خوابش برد سکساعتی خوابید که بعد با تنقلاتی که دوست داشت سرشو گرم کردم (این بین چنبارم سراغ می می گرفت که خوب شده یا نه،🥲)موقع شام چند قاشق کوچک برنج خورد بعدشم یکم‌بازی و....قبل از خواب براش سیب زمینی سرخ کردم به اندازه ۶،۷تا خلال خورد و ساعت ۱۲ بود که کم کم خوابید روی ننو
نیم ساعت پیش هم با گریه و بغض شدید بیدار شد و بغلش کردم راه بردم و...تا یکم اروم شد باز توی ننو خوابید الانم کنارش نشستم‌منتظرم خوابش که سنگین تر شد بهش شیر بدم(اخرین شبیه که به دخترم شیر میدم بعدش دیگه برای همیشه می میشو ترک‌میکنه🥹 )دختر قشنگم مامانو ببخش که به اجبار غم اوردم توی چشمات مادر😭
مامان مـاهـلـیـن🌙🧿 مامان مـاهـلـیـن🌙🧿 ۲ سالگی