۷ پاسخ

شربت امگا۳خیلی خوبه برای توجه وتکلم من دادم راضی بودم ۳ماه پشت هم بده .کلاً ویتامینه الانم بدی سیستم ایمنیش تقویت میشه.سانستول امگا۳ داره .شربت دایومگ دایونکس هم داره .کپسول ضدویروس الان اسمش یادم نیست اونو دکتر دادگفت نصفشوبریز توماست یاابمیوه بده بخوره تا۳روز اگرجای مشکوک میری خودتم کامل بخور .اها اسمش فلو بان ۷۵ بود ..مامان اون بچه نباید میاوردش توجمع .منم خیلی حساسم چون شیربه شیردارم خیلی سخته برام خدایی نکرده یکیشون مریض بشه داغون میشم الانم که دیگه علاوه برجسمی مالی ام مهم شده

همیسه اسپری سدیم کلراید بزن براش از مهمونی درمیای

چقد منی . منم خیلی حساسم رو مریضی تو فامیل همه مسخرم میکنن

حرف زدن بچه ها بیشتر ژنیتکه. بردارزادم ۳سال و ۳ماهشه عمه فداش بشه بزور صحبت میکنه‌. ولی دختر من الانا دیگه روون حرف میزنه. توام هیچ کم کاری نکردی. دررابطه با موضوع بعدی هم اینکه نهایتا بچه سرما میخوره دیگه. ی دکتره و دارو و این‌چیزا. حالا این چیه که بخاطرش حرص میخوری؟ بجاش حتما ی عالمه اتفاقای خوب افتاده و خوش گذشته بهتون

اصلا بچتو باهیچکی مقایسه کن هیچ عیبی نداره همینکه حرف میزنه عالیه، شاید پناه کوچولویه شما تو خیلی دیگه از کاراش جلوتراز بقیه باشه ، واینکه اگه اسپری بینی داری بزن براش حالا که رفتی ول کن دیگه اینقد سخت نگیر به خودت

مامان پناه کوچولو اینقدر به خودت سخت نگیر بچه ها باهم متفاوت اند با کسی مقایسه نکن عزیزم خیلی از افراد مشهور و بزرگ دنیا تو کودکی مشکلاتی داشتن که حتی پزشک ها امید نداشتن به نبوغ و رشدشون ولی با اراده و تلاش به بهترین ها رسيدن بچه ها اینقدر باید زمین بخورن سرما بخورن تا از آب و گل دربیان عزیزم اینا همه هذینه هاییه که بابت یادگیری و آموزشون می‌پردازند

باید نمیزاشتی بازی کنه ...انشالله که مریض نمیشه الکی فکرو خیال نکن

سوال های مرتبط

مامان کایلین مامان کایلین ۲ سالگی
دیروز دو سه نفر از کایلین خیلی تعریف کردن
یکیشون یکی از همکارام بود که درباره اصول زبان آموزی و دو زبانه کردن کایلین ازم پرسید و خیلی خوشش اومده بود از اینکه اینقد با لهجه درست لغات رو میگه
یکی هم اپراتور شهر بازی و یه مامان دیگه که برای همدلی و ناز بودنش ذوق کردن( چون به یه بگه چهار ساله که از روشن نشدن دستگاه گریه افتاده بود دلدار داد که باید صبر کنه و بعد با هم سوار شن و حتی بهش تعارف زد رنگی که دوست داره رو اون سوار شه)
برگشتنی تو راه در حالی که تقریبا داشت چرت میزد تو بغلم نگاهش کردم و فکر کردم چرا اینا رو من نمیدیدم یا حواسم نبود ، فکر می‌کنم انقد که به غذا نخوردن و جیغ زدن و اینهاش یادمه این قشنگیایی که بقیه میبینن رو یادم نیس یا بی توجهم نسبت بهشون،
به خودم گفتم این بچه نباید برای من عادی بشه هیچ بچه ای نباید عادی بشه برامون لحظه‌های قشنگ بزرگ شدنشون
اون چیزایی که منحصر به فردشون می‌کنه
باید با این چیزا به خاطر بیاریمشون وقتی که ازمون دور میشن و از آشیونه می‌رن 🥺ی