خب خب امروز تولد گل پسره،پارسال امروز ساعت8:۰۳دقیقه صبح به دنیا اومد وقتی که صدای گریشو شنیدم انگار که دنیا رو بهم دادن ولی خب چون افت اکسیژن داشت nicuبستری شد و من نتونستم بچمو تا ۳روز بغل بگیرم،بعد که آوردیم خونه از روز ششم کولیکش شروع شد و تا ۳۵روزگی کولیک شدید داشت ۴۰رورگی رفلاکس پنهان شروع شد ،۵۵روزگی اولین علامت حساسیت به پروتیین گاوی و ۲ماهگی اعتصاب شیر بعدش استپ و وزنی و هزار ماجرای دیگه تو این ۳۶۵روز این هارو گفتم که من تو این یکسال سخت ترین روزهای زندگیمو سپری کردم ولی در عین حال شادترین روزام‌بود،آریشاه من تو باعث شدی مریمی که تا قبل تو یه دکتر ضعیف جیغ و جبغو بود قوی بشه تو خیلی چیزا رو به مامان یاد دادی گاهی از خستگی حتی سرت داد زدم ولی یه درصد توی دهنم هم از داشتنت پشیمون نشدم و تا ابد تکیه گاهتم.
آریشاه مامان خیلی دوست داره تولدت مبارک قلب من.
پ‌.ن
برای امروز کلی برنامه ریزی کرده بودم که از صبح کارایی که آریشاه دوست داره رو انجام بدیم و روز تولدش فقط من و بابا و آریشاه باشیم و خوش بگذرونیم و تولد اصلی بمونه برای جمعه،ولی خب آریشاه ویروس گرفته و حوصله هیچ کاری رو نداره و مامان هم صبح پریود شد همه برنامه ها خراب شد و ما الان تو رخت خواب به سر می‌بریم و صبحانه رو هم آقای همسر آورد تو رخت خواب داد خوردیم چون من امروز زاییدم😂

۱۲ پاسخ

چرا به جای دختر زده دکتر😐

تولدش مبارک،الهی همیشه تنش سالم باشه وسایه ی سلامتی شما هم روی سرش باشه.عاقبت به خیریش روببینی الهی🥰🥰❤️❤️♥️♥️🧿🧿

تولدت جیگر گوشه ات مبارک باسه عزیزم
الهی که همیشه در کنار هم بهترين روزا رو سپری کنید 💙

تولدش مبارک
انشالله زیر سایه شما و پدرش همیشه شالم و موفق باشه
چقدر زود گذشت ولی
تمام چالشایی که گذاشتی رو پشت سر گذاشتی و یکسال گذشت
چقدر الان که خودمم یک نینی دارم میفهمم این حس و حال رو

مبارک عزیزم انشاالله همیشه سالم وتندرست باشید ❤💋

چه خفن که تاریخ شروع و پایان چالشاش رو حفظی 😎👌🏻

تولدش مبارک باشه 🩵😍 سالگرد زایمانت مبارک😂😂❣️ فقط خودمون میدونیم چرا این سالگرد انقد برامون خفنه🥹😍🥰❤️🩵🩷
خوب بشید الهی

تولدش مبارک عزیزممممم
انشالله زودی خوب شین جشن بگیرین😍

عزیزم تولدش مبارک همیشه تنش سالم و سلامت باشه

ای جانم
تولدش مبارک عزیزم
انشالله همیشه بهترینها براتون رقم بخوره🤲🏼🤲🏼❤❤

تولدش مبارکت باشه جانم

تولدش مبارکککک🥺جمله آخرت خیلی خوب بود😂

تولدش پر تکرار مریم جان آفرین بهت مامان قوی
انشالله خدا حفظش کنه برات و زود هم خوب بشه 💙💙

سوال های مرتبط

مامان علی جونم🫀 مامان علی جونم🫀 ۲ سالگی
علی جان دلم، اولین تولدت مبارک عمر مادر...🎂❤️🎂❤️🎂
پسرکم باورم نمیشه که یکسال گذشته...
یکسال از اولین لحظه ای که صدای گریه ات رو شنیدم،اون لحظه ای که دنیا ایستاد و تو شدی همه زندگیم
علی جانم❤️تو فقط یه بچه نیستی...
تو دلیلی هستی برای نفس کشیدنم،برای بیدار شدن،برای ادامه دادن...
با اومدت قلب من شکل تازه گرفت
پر شد از چیزی که هیچ وقت با هیچ کلمه ای نمیتونم تعریفش کنم،یه عشق خالص،یه وابستگی بی مرز،یه آرامش عجیب که فقط و فقط وقتی توی بغلمی میتونم حسش کنم.
یکسال پر از لحظه هایی بود که با اشکم با لبخند قاطی شد...
وقتی اولین بار خندیدی،وقتی اولین بار بهم نگاه کردی،وقتی اولین بار دستت رو دور انگشتم حلقه کردی...
تو بزرگ شدی جان دلم ولی منم با تو بزرگ تر شدم ،قوی تر شدم،عاشق تر شدم...
نمیدونی هر شب قبل خواب چقدر میبوسمت و تو به این کار عادت کردی و با بوسه های من خوابت میبره،چقدر بعد خواب نگات میکنم و از خدا تشکر میکنم که تو رو بهم داد...
که صدای نفس هات شد امن ترین موسیقی شبهام...
که بوی تنت شده آرامبخش تمام خستگیهام...
علی کوچولوی من❤️
امروزم تولد توئه🎂
اما انگار هدیش رو من گرفتم
خودت رو،وجود نازنینت رو،عشقی که تا همیشه توی قلبمه
تولدت مبارک پاره تنم😍
هر سال،هر روز،هر لحظه بیشتر از قبل عاشقت میشم و دوست دارم

بمونه به یادگار با یک روز تاخیر
چون من و علی جانم دیروز سخت مریض بودیم و امروز بهتریم
خداروشکر
مامان زینب 🩷 مامان زینب 🩷 ۱۳ ماهگی
🎀🎀🎀
برای تولدت، ایده های مختلفی تو ذهنم داشتم و... هیچ کدوم رو نتونستم عملی کنم... من آدمی نبودم که تاپیکِ تولدت رو با چند روز تاخیر بذارم😔
از دو شب قبل تولدت مریض شدی و حتی روز تولدتم تب داشتی... کاری نتونستم برات بکنم و حتی یه عکس خوب ازت بگیرم ولی این رو بدون تو نیمه ی دیگه ای از قلب منی❤️
قلب صورتی من...🩷 همیشه تو رویاهام ، دلم داشتن دختری مثل تو رو می خواست... حالا یکم گیسو کمند تر😉 اما هرچی که باشه و هرجور که باشی تو برای من به معنای بهشتی💚
شب تولدت بردیمت بیمارستان تا ببینیم چرا اینقدر تب می کنی؟ و بعد از چکاب شدنت تو کافه ی بیمارستان این عکس رو ازت گرفتیم💜
دخترِ نازِ من... چشم قشنگم... زینبم🩷
" حقیقتا این یکسال با تو خیلی به ما خوش گذشت مادری🥹 "
هرچند که روزهای سخت و پر از خستگی رو هم با هم تجربه کردیم...
درست زمانی وارد زندگیمون شدی که درگیر روزهای سختی بودیم و بودنت مرهمی شد بر دل تنگِ پدرت❤️‍🩹
من، بابا و دادا جواد از داشتنت خوشحالیم😍 و از خدا ممنونیم که تو رو به ما ببخشید💚
تولدت مبارکمون قلبم🩷🎂
🎈۱۴ اُمِ شهریور ماهِ ۱۴۰۵🎈
مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
اینم از تولد یکسالگی گل پسر! دردونه مامان و بابا🥰
همینقدر ساده و صمیمی. یک کیک و یه بادکنک و چندتا عکس یادگاری.
بچه ها تو این سن درکی از تولد ندارند و شلوغی و جمعیت جدای از اینکه باعث تشدید اضطراب جدایی شون میشه بالث کلافگی و خستگی بی دلیلشون هم میشه. اولین تولد بچه ها باید از ۴ سالگی به بعد باشه اونم تو جمع دوستاشون نه بزرگترها.
ما از شب قبلش اتاق رو تزیین کردیم و میخواستیم صبح بعد از بیدار شدنش کیک بیاریم ولی از صیح که بیدار شد اخلاقش طر جاش نبود و همینطور عقب افتاد تا دم غروب. بعد از اینکه همه چی آماده بود و کیک رو آوردیم در اولین حرکت شمع وسط کیک رو به دونیم تقسیم کرد و بعدشم انگشت انداخت دورتا دور کیک😂😂😅 کلاهشم سر نکرد و به سختی تونستیم ازش چندتا عکس بگیریم.
همسرم تا قبلش مخالف این کار بود و معتقد بود اولین بچه و تک بچه و اولین تولدش باید خیلی لاکچری برگزار بشه و حداقل پدربزرگها مادربزرگها و بقیه باشن. ولی من میدونستم که نمیشه رو همکاری یه بچه یه ساله حساب باز کرد. به همه اعلام کرده بودم نمیخوام تولد بگیرم و همه هم کادو رو نقدی به حسابش ریختن. بعد از تجربه اون روز هم همسر از تصمیم من راضی بود. چون برای هردومون مهم این بود که به پسرم خوش بگذره و بابت مهمونی و چندتا عکس اذیت نشه. شاید بعدا برای بقیه هم شیرینی بخریم و ببریم. ولی الویت اول همیشه با گل پسره🥳
وقتی داشتم ازش فیلم میگرفتم گریه ام گرفت. تمام صحنه های این یکسالش برام مرور شد. دیدن بزرگ شدنش قشنگ ترین و دلتنگ کننده ترین اتفاقیه که شاهدشم. اشکها و لبخندها...
مامان شاهان💙 مامان شاهان💙 ۱۳ ماهگی
شاهان عزیزم :

سال قبل روز ۱۳ شهريور ماه ۱۴۰۴ همین روز در اتاق زایمان در انتظار به دنیا اومدن شیرین ترین اتفاق زندگیم بودم .
با به دنیا اومدنت زندگیم رنگ و بوی تازه ایی گرفت ،روز به روز بیشتر عاشقت میشدم و تو شیرین تر میشدی .
تو رو از خدا خواستمت، آرزوی من بودی که برآورده شدی با خدا عهد بستم اگه بچه دار شدم هر روز بابت به دنیا اومدنش خدا رو شکر کنم .
لحظه ایی که به دنیا اومدی و تو رو کنار صورتم گذاشتن ،نرمی صورتت و گرمای وجودت بهم قوت قلب داد برای ادامه زندگی .
با ارزش ترین هدیه از طرف خدا بودی برامون ،من و بابایی عاشقتیم.
قول میدم تا لحظه آخر عمرم ،مواظبت باشم .من برای خوشحالی تو دنیا رو هم زیر و رو میکنم ،تو فقط بخند .
امیدوارم بتونم خیلی خوب تربیتت کنم که در آینده همسر و پدر خوبی باشی .

امروز روز ۱۳ شهريور ماه ۱۴۰۵ یک ساله شدی .یک سال از مادر شدنم میگذره میدونم دلم خیلی برای اون روز ها تنگ میشه 🥺
با تو مادر شدن رو تجربه کردم ببخش اگه روز ها و شب هایی بود که از فشار و خستگی کارهای خونه و رسیدن به تو یجاهایی عصبانی شدم و سرت داد زدم ولی اینو بدون عشق من نسبت به تو بی نهایت و زیباست 🫀

یک ساله شدنت مبارک پاره تن من 🎉🎈🎈🎈🎈