اخه چراداد یکم ازراه محبت ونوازش:بروجلو من دقت کردم روزای که عصبی میشم ازدستش بیشترازیتم میکنه
بچعه چندمته
عزیزدلم تو تنها نیستی
حق داری میدونم خسته ای عصبی احساس تنهایی نیکنی نمیتونی هویت جدیدتو قبول کنی
همه مامانا همینن تا زمانی که بجه استقلال پیدا کنه ما تو چالش و سختی هستیم
ولی یه روزی میاد که با خودت میگی کاش جوره دیگه رفتار میکردم کاش قدر لحظه هاشو میدونستم
پسرمنم وقتی میخواد دندون در بیاره بشدت نق نقو میشه همش میچسبه بهم همش میگه بغلم کن
خوای شبش بهم میرزه
ولی ببین اول باید خودتو آروم کنی
مطمئن باش هیج بچه ای بدون سختی بزرگ نشده حتی خودت
خدا روشکر کن که سالمه بعضیا هستن تو همین گهواره چقدر دارو درمان میکنن تا خدا بهشون بچه بده
ناشکری نکن
البته میدونم دست خودت نیست منم مثل شما گاهی گریه میکنم در حد فروپاشی روانی بهم میرزم خسته میشم با همسرم دعوا میکنم
ولی وقتی میخوابه به خودم میام اون بچه پاک تر از هرچیزی ما خواستیم که اومده کاملا بی دفاع شما نقطه امنی براش
عزیزم احساساتت کاملا قابل درکه. تو این سن بچه ها همه همینن حالا یکیکمتر یکیبیشتر. تمام این چیزایی کهگفتی جدا خوابیدنا و .... واسه ماهم هست دقیقا. و چون مدام باید دست تنها با بچت سر و کار داشته باشی اعصابت ضعیف شده. مامان یا خواهر یا مادرشوهر کسی نیست بتونه در روز یه کمی بچتو نگه داره و سرگرم کنه؟ اینجوری یه تایمی از روز میتونی ریلکس کنی و واسه خودت باشی.
مامانیم دیگه... خسته میشیم... عصبی میشیم حق داری منم مادر دوتا فسقلی ام بعضی وقتا این حالاتو دارم.... سعی کن عصبانیتت ادامه دار نشه. منم عصبی میشم یه دادی میزنم زود بچمو بغل میکنم.
باور کن بعضی وقتا شده از عصبانیت دستامو با همه ی زورم زدم به کمد و تا یه ساعت بعدش دستام درد میکرد.
چاره ای نیست باید مدارا کنیم جوریکه خودمونم مریض ذهن نشیم.
از امروز شروع کن رو خودت کار کن هر وقت خواستی عصبی بشی یه نفس عمیق بکش یا هر چیزیییی فقط یه قول قراری با خودت بذار که آروم تر بشی. این روزام میگذره زود بزرگ میشن.
دقیقا منم همینطورم
یه دسشویی نمیتونم راحت برم.پسرم هرچی دستش باشه میکوبه سرمون.تو حسرت نیم ساعت خواب بعد از ظهرم
تو حسرت تنهایی بیرون رفتن و گشتن و همه چی
خودت شوهرت برید مشاوره راهکار میده برا بچت
بچه ی منم همینجوریه از وقتی به دنیا اومده کلافه شدم از دستش همش نق میزنه دو سه روز پیش سرما خوردگی داشت بردیمش دکتر گفت گوشش عفونت کرده دارو داد الان آروم تره شاید جایش درد میکنه اگه میتونی لبرش دکتر
والا منمعصبی شدم ی ری. سر بچم داد میزنم زورم ب شوهرم نمیرسه مجبوری سر بچم خالی میکنم واقعا خستم چ ذهنی چ روحی و جسمی پسرم ب شدت لجبازه شوهرمم ک هیچ درکی نداره همش سرش تو گوشیه .ذره ای محبت نمیکنه ذره ای توجه نمیکنه بهم بریدم خسته شدم اما چاره این دارم و باید ادامه بدم روزی صد بار ب خدا میگم اگه این مردو نمیکشی منو بکش باز میگم بچم بی مادر میشه .همه این مشکلا ک گفتی ما هم داریم با این تفاوت ک شوهرم فقد وقتی رابطه میخاد خوبه و دو کلمه حرف میزنه غیر این کلا سرش تو گوشیه ی حرفو باید چند بار بهش بگم تا جواب بدع .ی وقتایم اصن جوالی نمیده .
دلم برا بچم میسوزه ک گیر ما افتاده
منم به دخترم بخوام سر سفره خودمون غذا بدم نمیخوره ما هم نمیفهمیم چی میخوریم
همیشه زودتر غذاشو میدم
چه اشکالی داره خودت رو سر این موضوع اذیت نکن
ببرش بیرون باهاش بازی کن یکمم کارتون براش بذار
درکت میکنم ولی همه چیزایی که گفتی چاره داره چون خودم همشو کشیدم، به نظرم یکی یکی حلش کن اولا به شوهرت بگو حق نداری جدا بخوابی یا خودت حتما پیشش بخواب چون سردی رابطه خیلی تو زندگی روزمره تاثیرداره، قشنگ غذای بچت رو قبل از سفره انداختن دوتایی با شوهرت بشینین بهش غذا بدین با بازی و .... بعد دوتایی بشینین غذابخورین، رفتار شوهرت خیلی تاثیرداره باید باهات همراهی و همدلی کنه
یه نفس عمیق بکش و همینارو رو کاغذ بنویس و یکم به ذهنت نظم بده بعد یکی یکی حلش کن
چرا شاید ی چیزیشه خب ببرش دکتر دارو میده خوب میشه لابد داد زدی سرش عصبیش کردی
من 🥲🥲مث توعم با این تفاوت ک دوتا هسن اینجوری
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.