اگ ناراحت نمیشی میخام رک بگم حرفموبهت
ببین ت ک همون اول متوجه شدی بارداری خانواده اعلام کردن ک کمکت نمیکنن ت گفتی خودم تنهایی ازپس همش برمیام
والابخدا من ک بارداربودم پسرم کلاس پنجم بود بااینک ماشالابیشترازسنش میفهمه همیشه و کمکم بود ولی حس میکردم من برااون کم میزارم همه خانوادمم ازپدر ومادرم تاخواهرم وهمسرم همه کمک حالم بودن
همش خونه مامانم استراحت بودم ولی چون خودم نمیتونستم صبحانه قبل مدرسه پسرمولقمه بگیرم بزارم دهنش ناراحت بودم
حتی شده بودخونه بودم وپدرم میومد ناهاریاشامم میداد وقتی همسرم نبود
ولی همیشه حس میکردم ی چیزی براپسرم کم میزارم وعزاب وحدان داشتم
پارسال همین موقع دقیقا ی بچه سقط کردم فقط وفقط بخاطر بچه هام ک دوباره بارداریم باعث نشه کم بزارم این بار برادوتابچه وگرن منوهمسرم هیچ مشکلی با اضافی شدن ی عضوجدید توخونه نداشتیم
خلاصه ک مقصر خودتی ن خانواده خودت یاخانواده همسرت شناخت ت مربوط ب الان نمیشه ک اعتراض کنی فقط زیاده خواهی انتظارت ازبقیه زیادیه
کمک حال بودن هرکسی براادم لطفه ن یک وظیفه ت همش میگی وظیفشونه😐😐😐
عزیزم من نمیخام قضاوتت کنم خیلی هم واقعا به فکرتم همیشه تایپک هاتو میخونم ولی به نظرم باید سخت بگیری به شوهرت بالاخره شوهرته بچه هردوتا تونه یجوری بهش بفهمون که باید کمک حالت باشه خودت بچه رو بده بهش مثلا بهش بگو برو پیش بابات باهات بازی کنه با زبون خوش از همسرت بخواه کمکت کنه از مادرشوهر و بقیه انتظاری نداشته باش توهم دیگه بهشون خوبی نکن به قول خودت که میگی از بچم میزنم به اونا میرسم خیلی اشتباه میکنی نکن همه وقت و انرژی و محبت و پول رو فقط صرف بچه هات بکن نهایت یه سال دیگه سختی میکشی بچه دوم که بزرگتر باشه خودشون باهم بازی میکنن باهم بزرگ میشن توکل به خدا کن و اینکه خونه هم از اول اشتباه بوده که تو حیاط مادرت بسازی اونم با وجود خواهرت اما کاریه که شده ایشالا زود درست بشه به سلامتی برید توش و زندگی کنین نهایتش با مادر و خواهرت حرف نزنی اونا هم خودشون کوتاه میان
انشالله زودتر بری تو خونت راحت بشی
عزیزم درکت میکنم واقعا شرایط سختی داری آدم تو اینجور شرایط دلش میخواد بقیه یکم نازش و بکشن و بهش احترام بزارن و اگه کاری داشتی اونا لطف کنن و کمکت کنن ولی وقتی همچنین چیزی نباشه آدم دلسرد میشه. اشکال نداره غمت نباشه ایشالله خدا خیلی روزای خوب وقشنگی و پیش روت بزاره که همه این روزای سخت و ازیاد ببری
خدا بهاندازه ی توان و صبر هر آدمی امتحانش میکنه پس مطمئن باش از پسش برمیاری
عزیزم میدونی بدترین کارو میکنی اگه استغفرالله دوروزدیگه برای پدرت مشکلی پیش بیاد اون خونه که درس کردین میفته توی ارث ودستتون جایی بند نیس
وباید خودتون به همسرتون بگین عذرخواهم ولی مردا بعضی ازاقایون گاو تشریف دارن تا نگی حالیشدن نمیشه
ببین عزیزم شرایط تو واقعا سخته ولی مسئولیت بچه هات با خودت و شوهرته مادرت و مادر شوهرم لطف کردن ک بهتون جا و مکان دادن حقیقتا الان شما دارین اینارو اذیت میکنین تو این شرایط اقتصادی بد
شما باید یه فکری ب حال زندگیتون کنین نمیشه ک چون مجدد باردار شدین بار بچه اولتونو بقیه ب دوش بکشن وظیفه خودتون و همسرتونه ببخشید ک بی پرده حرف زدم آخه تاپیکاتونو خوندم ک نوشتین بچتون غذای خوب نمیخوره و خوب بازی نمیکنه واقعا قلبم درد گرفت براش
عزیزم بخاه ازشون
بگو پاشو کمکم کن فلان کار بکن نمیتونم
تا نگی ک نمیکنن هم شوهرت هم بقیه
بعدم حساس شدی بنظرم هورمون هات بهم ریخته زیاد چیز سختی نیس
عزیزم اگه دوس داری جواب بده چرا خودتون خونه ندارین؟یعنی خونه خودتون نیستین
خواهر نداری
کاش نزدیکت بودم کمکت میکردم دورت بگردم
پسرت یک سال و چهار ماهشه؟؟
چند ماهه بارداری؟
غزیزممممم حق داری
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.