سوال های مرتبط

مامان دلانا و ....❤️ مامان دلانا و ....❤️ هفته هفتم بارداری
#تجربه سزارین
من قرار بود ۲۳ اردیبهشت سزارین اختیاری بشم هزینه ی دکترم رو داده بودم باید یک روز قبل میرفتم بیمارستان تشکیل پرونده میدادم. دکترم گفت ۲۰ ام برای اخرین بار برم پیشش رفتم همه چیز چک شد اما نوار قلب جنین بالا بود و ثلبش تند میزد همون موقع ارجاع شدم بیمارستان بازم ضربان قلب جنین بالا بود به دکترم زنگ زدن گفت ختم بارداری و اومد ساعت ۱۱ شب بردنم اتاق عمل همه چیز خیلی خوب بود تنها چیزی که خیلی اذیتم کرد سوند بود واقعا اما بی حسی درد نداشت اصلا زایمان کردم ساعت ۵ صبح گفتن مایعات رو شروع کن و اومدن سوندم رو کشیدن و گفتن راه برو واقعا واقعا خیلی راه رفتن سخت بود رفتم دستشویی و برگشتم در کل درد نداشتم تا خوابیده بودم شیاف برام کافی بود و نیاز به پمپ درد نداشتم و تا وقتی دراز میکشیدم درد نداشتم فقط راه رفتن سخت و دردناک بود انگار نفسم بالا نمیومد اما به مرور بهترم و اینکه راه که میرم کمر درد بدی میگیرم فک کنم بخاطر بی حسی هست اما درکل اگه برگردم بازم انتخابم سزارین هست
مامان پناه کوچولو مامان پناه کوچولو ۱۰ ماهگی
ادامه تجربه سزارین
من که اومدم خونه سر درد نبودم درد عمل و بخیه ها با شیاف قابل تحمل بود داروهام شروع کردم که یکیشون انوکسا دور ناف باید بزنم و بقیه هم چنان غذاهای سبک می خوردم و بی رمق بودم ولی کم کم با توجه به مصرف کافئین سر دردم شروع شد روز سوم با سر درد بیدار شدم موقعی دراز کش بودم قابل تحمل بود ولی وقتی با کمک بقیه بلند میشدم تا دسشویی برم و راه برم سرم با شدت به جمجمه برخورد می کرد و درد عجیبی می پیچید ولی باید کمی راه می رفتم تا ورم دست و پام کمتر بشه و یبوست هم نشم در طول روز چای ، قهوه ، نسکافه ، شکلات تلخ نود درصد به بالا و آب استفاده می کردم اما تاثیر نداشت. هنوز هم شیر نکرده بودم و بچه م شیر خشک می خورد گرچه من با سر درد شدید اصلا نمی تونستم حتی یک لحظه بهش برسم و تموم کاراشو خانواده م انجام می دادن روز بعد علایم تشدید شد مثل سرگیجه ، گیجی ، حس باد در گوش و سر هم چنان در حین بلند شدن و ایستادن سر درد بدی تجربه می کردم تا رفتم بیمارستان آمپول و قرص دادن که قرص هم به نظر کافئین میاد . و گفتن عوارض آمپول هست و باید هم چنان انرژی زا ، قهوه عرب که درصد بالاتری داره داروهای مسکن که کافئین دارن و آب زیاد استفاده کن تا اثر آمپول از بین بره ولی مصرف کافئین تپش قلب هم میاره که باید مواظب باشی . و این که چند بار شدید گر گرفتم که گفتن این حس گر گرفتگی برای شیر هست و کمی شیر روز چهارم اومد و الان چالش بعدی شیر هست که نوزادم سر سینه رو با فک کوچولوش نمی تونه بگیره و گفتن حواست باشه ممکنه تب شیر کنی . امیدوارم از پس این چالش هم بر بیام
مامان هامین 👶🏻🩵 مامان هامین 👶🏻🩵 روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین پارت دوم

فقط اولین راه رفتن واقعا حس سوزش زیاد داشتم اولش پاهام‌ روی زمین سر میدادم بعدش کم کم در حد چهار قدم راه رفتم که پرستار گفت کافیه برای بار اول و سندمو جدا کرد و گفت دیگه خودت باید بلند شی و بری سرویس قسمت سخت سزارین همین جا بود برای من سوزش داشتم اما خب قابل تحمل
اولین چیزی که خوردم یه قهوه تلخ و شکلات بود بعد تند تند بابونه مامانم بهم‌دم میکرد و خوردم و نسکافه حتی اجازه خوردن کمپوت و مغزیجات و انجیر نداشتم گفتن نفخ میکنی و اذیت میشی روز دوم صبحانه کره و عسل خوردم و خرما ( توپک خرما با مغز گردو و یکم‌روغن زرد درست کردم‌)وانجیری که از شب قبل مامانم گذاشته بود داخل اب
قسمت سخت بعدی شیر دادن بود چون سزارین بودم شیر نداشتم و اغوزمم کم بود سینه هام زخم شد واقعا دردناک بود🥴
از تجربه هام تا الان بگم شیرخشک ببرید همراهتون به زور سینه هاتون فشار ندید.
روز اول بابونه دم شده با نبات و نسکافه و قهوه تلخ عالیه من سردرد نشدم اصلا
به هیچ عنوان چیزای نفاخ نخورید حتی از شب قبلش و اگه میتونید چیزایی بخورید که قبل عمل حتما شکمتون کار کنه من کار کرد و خیلی راحت بودم.
و بهترین چیزی که خریدم امروز رابط سینه بود بچم راحت شیر میخوره و نوک سینه هام اصلا درد نمیگیره پودر شیر افزا و قرصم برام خیلی عالی بود🙏🏻
مامان مانا 😍🩷 مامان مانا 😍🩷 ۳ ماهگی
سزارین پارت 3 : نی نی بردن منم در حال بخیه زدن بودن و بعد یک ساعت ریکاوری رفتم بخش ..و بنظرم پروسه عمل خیلی راحته و بچه بی دردسر دنیا میاد اما مهم ترین بخش سزارین درد های بعدشه
بی حسی پام کم کم رفت و درد عجیبه سراغم اومد واقعا درد بعد عمل زیاده و اینکه شیاف و این چیزا آرومش نمیکنه اما بازم تا صبح درد گذروندم و رسید به قسمتی که باید راه میرفتم.. سخته ترین مرحله سز اولین راه رفتن بعد عمله واقعا سخت و دردناکه که هر طور شده باید انجامش بدی اما سختیش همون قدم های اوله بعدش به دردش عادت میکنی و اینم توجه کنید با اون همه درد و سختی راه رفتن باید بچه رو هم شیر بدین خودتون جمع و جور کنید باید روحیه بالایی داشته باشین
من خودمو نزدم به استراحت با هر سختی بلند شدم و راه رفتم و بسختی دسشویی رفتم لباس هامو عوض کردم تو سالن قدم میزدم تا بگذره دیگه عوض کردن پانسمان درد نداره اصلا نگران اینم نباشید روز بعد هم مرخص شدم و اومدم خونه ... خداروشکر درد ها کم کم داره کمتر میشه و خوابیدن برام راحت تر ... من از انتخابم راضی هستم و برگردم عقب بازم سزارین میکنم حالا هر سوال دیگه ای بود در خدمتم
مامان دیار مامان دیار ۵ ماهگی
تجربه زایمان پارت سوم
۸ ساعت بعد عمل اول بهم چای و عسل دادن و بعد گفتن میتونم شروع کنم به مایعات و کمپوت خوردن
منتها گفتن کمپوت گلابی و انجیر بخورم و فعلا کمپوت هایی که نفخ میارن مثل آناناس نخورم
مایعات رو شروع کردم و بعدش پرستار اومد سوند رو در آورد که برای راه رفتن بلند بشم
تو این مرحله هم یکم شکمم رو فشار داد که لخته خون ها خارج بشه که یکم درد داشت اما زود تموم شد
راه رفتن اولیه هم با کمک پرستار بلند شدم که خب نه خیلی سخت بود نه خیلی آسون
خیلی آهسته و با آرامش باید شروع کنید به راه رفتن اینجوری راحت تره
ولی از دفعه دوم و سوم خودم تونستم از تخت بیام پایین و راه برم بدون کمک
و هر چقدر راه برید زودتر بهتر میشید و اصلا مسئله بزرگی نیست راه رفتنه
من قبلش فکر میکردم خیلی سخت باشه اما انجامش دادم
اولین دستشویی هم نسبتا آسون بود نمیگم درد نداشت اما خیلی هم آزار دهنده نبود
فردای عمل هم مرخص شدم و اومدیم خونه
بخیه هام درد زیادی ندارن فقط روز اول و دوم کتف درد بدی گرفتم که به خاطر مایع بی حسی بود و گفتن فقط با مایعات و راه رفتن میشه درمانش کرد
خیلییییی درد بدی داشتم اما الان خداروشکر بهتر شدم
در کل من بازم سزارین رو انتخاب می‌کنم و واقعا هم از دکترم و هم از بیمارستان و عمل سزارین (نسبت به طبیعی) خیلی راضی بودم
در آخر باز هم بگم که هر کسی تجربه فردی خودش رو داره و ممکنه برای هر کسی متفاوت باشه
مامان نورا👧🏻🎀 مامان نورا👧🏻🎀 ۴ ماهگی
پارت هفتم تجربه سزارین😬🦋
من اون شب دیگه هیچی نخوردم تا صبح اومدن سوند رو در آوردن و لباس تنم کردن و شرت و پد گذاشتن و شروع کردم نسکافه خوردم و بعد یکی دو ساعت گفتن راه برو با کمک مادرم از تخت سعی کردم بلند بشم پشتی تخت رو بلند کردم که راحت تر باشه اما بیشتر از اینکه درد داشته باشم بدن میترسه که راه بره اومدن گفتن موقع راه رفتن شکمت رو بگیر که بهتره اینطوری دو سه قدم راه رفتم یکم اذیت بودم رفتم دراز کشیدم تا اینکه بعد از ظهر باز سعی کردم راه برم باز وادرم کمک مرد بلند بشم اما سعی کردم بدون کمک راه برم و هر بار چند قدم ببشتر راه میرفتم😬😬ضبح پمپ دردم تموم شده بود نزدیکای ظهر درد داشتم یکم که شیاف اومدن کذاشتن برام در کل برام خیلی قشنگ بود چون انتخاب خودم بود و همینکه طبیعی نبودم خیلی خوشحال بودم بعد اینکه اومدم خونه چند روز سر درد شدید و الان هم کردن درد شدید دارم و متوجه شدم به دیکلوفناک خساسیت دارم اما باز هم خداروشمر راضی ام از عملم و الان نگاه کردم گوشت اضافه نیاوردم و عفونت ندارم خداروشکر و بنظر خط بخیه خیلی قشنگی دارم😍😍😍ان شالله مادر شدن قسمت همه😍💋🥰❤️🦋
مامان پناه کوچولو مامان پناه کوچولو ۱۰ ماهگی
مامانا تجربه سزارین من
این دفعه اول نبود سزارین میشدم ولی دفعه اول بود از کمر بی حس می شدم دکتر بیهوشی اصلا قبول نکرد که کامل بیهوشم کنه . خیلی ماهر بود و اصلا متوجه آمپول بی حسی نشدم اما خیلی استرس اتاق عمل گرفته بودم این باعث شد خواب کنن وسط عمل بیدار شدم و باز خواب رفتم که ریکاوری بیدار شدم دکترم گفت عمل خوب بود و خواب بودی بچه تو ندیدی. ریکاوری ارز بسیار زیادی داشتم متوجه نشدم چقدر طول کشید که پمپ درد گرفتم و به بخش منتقل شدم و همچنان لرز داشتم . قبلاً در مورد بی حسی از کمر مطالعه داشتم و چیزی زیر سرم نبود و تکون ندادم و حرف نزدم خیلی کم در حد چند کلمه تا بعد هشت و نه ساعت سوند کشیدن که راه برم تا اینجا سر درد نشدم اما باید راه می رفتم که چالش اولین راه رفتن هم پشت سر گذاشتم و مجدد که گفتن فقط مایعات بخور غذای سفت نخور که یبوست نگیری که چالش بعدی یبوست بود که با چیزای کافئین دار شروع کردم و دمنوش خوردم و راه رفتم و کمپوت گلابی و انجیر خوردم و هم برای سر درد و هم برای یبوست باید مایعات زیاد بخوری که چالش یبوست با خاکشیر و انجیر و مایعات و شربت پشت سر گذاشتم . و اما چالش اصلی هنوز شروع نشده بود که روز بعد مرخص شدم که حالم از نظر بخیه و شکم و عملم خوب بود . همچنان باید راه می رفتم تا آمبولی نشم و دکترم کلی آمپول و قرص هم داد و مسکن که شروع کردم و همچنان حواسم به یبوست بود غذاهای سبک گفتن بخور مثل آب گوشت بدون حبوبات سوپ بدون حبوبات و رشته و آب ماهیچه و راه رفتن که دست و پام ورم کردن و باید راه می رفتم تا زودتر خوب بشم. روز مرخص شدن هم از نظر سر درد موردی نبود اما کم کم چالش اصلی سر درد شروع شد که وقتی می خوابیدم سرم پایین بود و همچنان کافئین و مسکن کافئین دار مصرف می کردم
مامان دوقلو مامان دوقلو ۴ ماهگی
پارت چهارم سزارین ....
حالم زیاد خوب نبود چون حسابی تشنه ام بود اما اجازه نداشتم اب بخورم .
چند باری امدند تز یق انجام دادند و .نهایت زسید به ساعت ۶ عصر من ۸/۳۰ صبح زایمان داشتم گفتند الان موقع اش که سوند و قطع کنیم و شروع کنی مایعات مصرف کردن و راه رفتن .
خلاصه سوند و کشیدن باز هم دردی نداشت .
و اما خیلی خوشحال بودم که قرار اب بخورم چون خیلی تشنه ام بود .
مامانم با نسکافه شروع کرد .
و این و هم اضافه کنم تا به اینجا ماساژ رحمی هم چند نوبت انجام شد که اون دو نوبتی که داخل بخش بود درد داشت .چون بی حسی ها اثرش رفته بود .
مایعات خوردم چای و نسکافه و یک ذره اب .
بعد نیاز بود برم سرویس .
پاشدنم از روی تخت مشکل بود برای اولین بار و مخصوصا سه و چهار قدم اول .
بعد دیگه ترس و دردم کمتر شد ‌
رفتم سرویس لباس هامو مرتب کردم و پد گذاشتم .
برگشتم یکم راه رفتم دو باره و بعد باز دراز کشیدم و جوجه ها رو دادن بهم شیر بدم .
رفت و گذشت. چند نوبتی تزریق داشتم که تزریق انتی بیوتیک درد داشت .شد فردا برای ترخیص اماده شدم و به سلامتی با دو تا وروجکم خدارو هزار مرتبه شکر مرخص شدیم .