عزیزم 🫠قدم نو رسیده مبارک❤️
هنوز خواستم بگم عجب زایمان راحتی که به آخرش رسیدم
اینم بگم ک من گاهی پیاده روی داشتم
فعالیتمم زیاد بود تو خونه
شیاف گل مغربی هم میزاشتم خاکشیر هم میخوردم
زیر دوش اب داغ هم اسکات میزدم
تا پنج سانت هیچ دردی نداشتم
قدم نو رسیده مبارک
اونجا اومدن چک کنن یهو از من مثل فواره خون ریخت از ساعت پنج تا ساعت هشت نیم من خونریزی شدید کردم میومدن دستاشونو تا ارنج میکردن توم لخته لخته خون درمیاوردن یه سوند به مثانم دوتا هم به رحمم وصل کردن به رحمم نمدونم چی بود تزریق کردن به هرسوند هفتاد سی سی
دوتا قرص هم دو مقعدم گذاشتن خونش بند اومد
میخاستن ببرن اتاق عمل کورتاژ کنن دکترم گفت سنش کمه دستی دربیاریم
ولی مردم و زنده شدم زایمانم به شدت راحت بود اما بعدش مرگ باچشام دیدم از حال رفتم دوتا سرم قندی و کلی مسکن وصل کردن تا یکم به حال اومدم ولی حرف نمتونستم بزنم تا ساعت ده بهتر شدم بردنم بخش بستری
سوند هاروهم فرداش اومدن کندن
این خونریزیم حس میکنم برای این بود ک من دوقولو بود یک قلم ده هفته رشدش متوقف شد حس میکنم برا این موضوع بودش
ولی زایمانم خیلی راحت بود نسبت به بقیه کسایی ک با من بودن
رفتم بستری کردن اومدن معاینه گفتن هیچ دردی نداری گفتم نه گفتن سه چارسانت باژی چجوری درد نداری گفتم نمدونم فرستادن بلوک زایمان اونجا یه شب خابیدم صبحش معاینه کردن گفتن پنج سانت شدی و من همچنان بدون درد بودم اما همون پنج سانت مونده بود ساات یک نیم ظهر امپول فشار وصل کردن یکم درد میگرفت ولی قابل تحمل بود
دیگه شدم هشت سانت تا ساعت سه و پنجاه دیقه دردام به شدت شدید شد ازتخت اومدم پایین وقتی درد میگرفت خودمو میکشدیم پایین زور میدادم ماما گفت فک کن مدفوع داری زور بده یکم اینکارو کردم رفتم رو تخت اومد معاینه کرد تو عرض بیست دیقه فول شدم گفت زور بده مدفوعت بیاد دوسه تا زور زدم گفت ببرینش رو تخت زایمان بردنم اونجا سه تا زور پرقدرت زدم هم ماماهم دکتر اومدن برش خوردم بچه اومد بیرون چارده دیقه تموم شد و زایمان کردم تا چار نیم بخیه زد و تموم بردنم اتاق پس از زایمان
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.