۱۲ پاسخ

من پارسال پیش ۱ گزاشتمش ۵ ماه تو حیاط مدرسه نشستم بخاطرش دلم نیومد بزارم برم پشتم گریه کنه مشاورهم گفت اشتباهه این کار منم صبوری کردم باهاش رفتم و اومدم تا خوردیم به اسفند و تعطیلات، ولی امسال واقعا نتیجه داد صبره ، روز سوم گفت برو خونه شوکه شدیم همه و خیلی راحت تو کلاس میمونه
نمیدونی پارسال چقد همه دلسوزی کردن ولی من کار خودمو کردم و تنهاش نذاشتم تا عادت کرد طول کشید ولی ارزش داشت

بعضی بچه ها اضطراب جدایی دارن از خیلی قبلتر باید باهاش کار میکردی حالا هم تلاش نکن یکباره جدا کنی صبر کن و بهش زمان بده تا عادت کنه

اشتباهت همینه که میمونی بذار گریه کن دو روز گریه میکنه ساکت میشه

تا وقتي شما همونحا بشيني و بهش جايزه بدي وضع همونه بذار بيا يكي دوروز گريه ميكنه مربي وظيفشه اروومش كنه
فوقش روزهاي اول يه ساعت بذار بعد برو دنبالش اصلا هم جايزه نده بهش اصلا توجه نكن چه مثبت چه منفي

بایدوقتی سه سالش بود میبردبش مهد
الآنم بمون تا کلاس اول دیگ پشت در نمونی یمدت باید بمونی تا عادت کنه

من پسرمو سه سال و هشت ماهه بود بردم مهد کودک باید میشستم اونجا بعدش دیگ عادت کرد

تا زمانی که خودش بخواد اوکی میشه من پسرم ۴سال داشت بردم کلاس زبان به هیچ عنوان نمیموند دوهفته داخل کلاس نشستم دوهفته بیرون کلاس که همش میومد بیرون در نگاه میکردمن هستم یانه آخرم نموند حتی کلی جایزه وایده هم اجراکردم نموند بعد بردمش یه مهد کودکه به مدت چندجلسه خوشش اومده دیدم خوشس اومده گفتم من دیگه نمیام و موندش دوجلسه موند دیگه کلا نبردم سر مدرسه پیشم استرس داشتم نمونه خداروشکر حل شد ولی واقعا پروسه طولانی بود

وای اصلا نباید پشت در بمونی من از روز اول هم نموندم رفتم عادت میکنه.

وای پارسال من گرفتار بودم فرستادمش پیش ۱
از خونه که میرفتیم هیچی نمیگفت
دم در مهد که میرسیدیم گریه میکرد خیییلی، دو روز رفتم داخل کلاس در حد چند دقیقه مربی سرگرمش میکرد من فرار میکردم تا میدید من نیستم گریه میکرد
از روزای بعد دیگه دیدم واقعا فایده نداره من هرچه بمونم این بدتر میشه دیگه میفهمه که من فرار میکنم تکون نمیخوره میشینه پیشم که نکنه من فرار کنم ازش
روزای بعد دیگه داخل نمیرفتم گریه میکرد چند روزی دلمو میزدم به دریا و برمیگشتم خیلیم ناراحت میشدم ولی مجبور بودم دیگه
همینطور چندروز گریه کرد دید فایده نداره دیگه گریه هاش تموم شد خداروشکر عادت کرد

صبح دم در مهد ازش خداحافظی کنید و برین اگه گریه کرد بازم کار خودتون و بکنید مربی ها خودشون ساکتش میکنن
دختر منم اوایل خیلی اذیت میکرد همین کار و کردم کم کم عادت کرد

باید صبر کنی،من پارسال دوروز دخترمو بردم میگفت نرو گریه و زاری،امسال خودش قبول کرد،مربی هم باید خیلی مهربون باشه

صبوری کن درست میشه

سوال های مرتبط

مامان عسلچه مامان عسلچه ۶ سالگی
مامان پویان🩵فرهان💚 مامان پویان🩵فرهان💚 ۷ سالگی
سلام میشه لطفا یه راهنمایی کنید و کار درست چیه؟ یه همسایه داریم پسرش یه سال و نیم از پسر من بزرگتره، مغازه شون و خونه مادربزرگ مادری این پسر بچه روبروی خونه ماست و خونه خودشون کوچه کناری خونه ماست، بعد اون به خاطر مغازه شون خب هر روز دم در مغاره شون و خونه مادربزرگشه،بعد اون دورش شلوغه و پسر دایی دختر دایی دختر خاله و پسرخاله و کلی هستن دورش، مادرشم همش تو کوچه ست و باهمه سلام و علیک، پسر منم 24ی لای در وایمیسته که اون پسره که اسمش امیر عباسه رو ببینه و هی پشت سر هم صداش میکنه که بیاد باهاش بازی کنه، البته فک کنم اینکه پسر من تنهاست بی تاثیر نیست و من و باباش هم کلی باهاش وقت میگذرونیم و بازی می‌کنیم ولی اصلا بیخیال اون پسره نمیشه و هی میره امیرعباس امیرعباس صداش میکنه، اونم گاهی میاد باهاش بازی میکنه وقتایی که دورش خلوت باشه و گاهی هم میگه نه نمیام و نمیدونم مامانم نمیذاره و این، بعد پسرم گریه میکنه که نمیاد باهام بازی کنه، هر چی هم میگم دیگه صداش نکن ولش کن وقتی نمیاد و نمی‌ذارن چرا هی صدا میکنی ولی این بچه من اصلا و ابدا حرفمونو گوش نمیده و یه ذره رفتارای اونا روش تاثیر نمیذاره و بی عاره، خیلی این موضوع اذیتم میکنه که اینقد این پسر من آویزون اونه و هیچی از جانب اون بچه و مادرش بهش برنمیخوره، باباش از سرکار میاد دنبالش اون ساعتا که بیا ببرمت پارک، ببرمت بیرون و یا پیش خودم، ولی بودن و موندن و منت کشی اون پسره رو ترجیح میده