۲ پاسخ

من سزارین کردم و از روزی که مرخص شدم اکثر کارامو خودم میکنم بیرون میرم
بنظر من ادم میتونه از پس همه کاراش بر بیاد
فقط یکم باید رعایت کنه کارای سنگین نکنه
سرپا نباشه خیلی
که اینا برای زایمان طبیعی هم هست

منم خیلی سردرگمم تا الان صد درصد رو سزارین بسته بودم ولی متاسفانه یه مشکل یهویی برای مامانم پیش اومد و نمیخوام دوران استراحتم طولانی بشه هر چند آدمایی رو هم دیدم که طبیعی زایمان کردن و حتی بعد از بیست روز هنوز اذیت میشن و به زندگی عادی بر نگشتن🥲

سوال های مرتبط

مامان معجزه زندگیم مامان معجزه زندگیم ۳ ماهگی
سلام خانما اومدم تجربه سزارین ما بگم
پارت اول
ازاول بارداری من انتخابم زایمان طبیعی بود چون هم بدزخمم و هم کم خونی داشتم وهم دوست داشتم بعد زایمان خودم به بچم برسم ومیدونستم زایمان طبیعی، فوایدی هم برا خود بچه داره و کلی دلیل دیگه که باعث شده بود طرفدار زایمان طبیعی باشم و واقعا از سزارین و اتاق عمل میترسیدم و این هم بگم که دکترم هم زایمان سزارین انتخابی هم انجام می‌داد که تفاوت قیمتش با سزارین اجباری دوتومن بود ولی بازم وسوسه نشدم
اما از همیشه گفتند ازچیزی که بترسی سمتت میاد
طبق دو تاسونو آخری که دادم دو دور بند ناف محکم دور گردن بچه بود و دکتر هم با دیدن جواب سونو بهم گفت که زایمان طبیعی ریسکش بالاست و باید مداوم مانیتور باشی (قلب بچه راگوش بدند) که درصورت افت سزارینم کنه
و همین دلیل باعث شده بود که بین انتخاب زایمان طبیعی و سزارین ، سزارین انتخاب کنم چون ترسیدم درد زایمان طبیعی بکشم ودست آخر سزارین بشم و اینکه الان جون بچم از همه چیز مهمتربود و دکترمم بااین شرایطم انتخابش سزارین بود
خلاصه که سزارین اجباری شدم
مامان رادمان🩵 مامان رادمان🩵 ۶ ماهگی
مامان جوجه مامان جوجه ۴ ماهگی
سلام
#تجربه_زایمان #طبیعی #پارت۱
گفتم منم بیام از تجربه زایمانم (طبیعی) بنویسم شاید یه نفر به دردش خورد☺️
اگه سوالی داشتید بپرسید حتما.
.
.
زایمان دومم بود ولی خیلی بیشتر از اولی استرس داشتم! قبلا فکر میکردم یه بار همه اینا رو تجربه کردم و این همه استرس طبیعی نیست... واسه کم شدن استرسم به هر سختی بود تو کلاس آمادگی زایمان که از طرف بهداشت بود شرکت میکردم(محتوای کلاس زیاد خوب نبود و همش رو بلد بودم) اما هدفم از شرکت تو کلاسا آشنایی با مامانای باردار بود و خییلی خوب بود، کسایی بودن که زایمان دوم و سومشون بود و اونا هم حس منو داشتن و یه کم دلگرم میشدم...
از طرفی از سزارین و درد بعدش هم میترسیدم و هم این که بدنم یه بار سیر طبیعی رو طی کرده بود و نمیخواستم سزارین بشم، البته اینکه پول سزارین نداشتم هم بی تاثیر نبود😂 (شوخی میکنم، حتی اگه پولش هم داشتم بازم انتخابم طبیعی بود)
خلاصه اینکه سپردم به خدا... گفتم بزار بگذره ببینم چی پیش میاد، شایدم سزارین اجباری شدم و نباید ذهنمو فقط و فقط واسه طبیعی آماده میکردم!
ادامه داره....
مامان دیاکو💙 مامان دیاکو💙 ۱ سالگی
یه چیزی که من کفش کردم😂 و خواستم باهاتون درمیون بزارم اینه که من وقتی حامله بودم خیلی روحیم ضعیف شده بود و با این که زایمان اولم هم طبیعی بود اما همش به خودم تلقین میکردم که من نمیتونم و بیشتر شبا گریه میکردم از این که من نمیتونم درد طبیعی رو تحمل کنم ،خواستم برم سزارین اختیاری اما خانوادم نزاشتن و بنظرشون سزارین وحشتناک بود 😕درحالی که من حسرت اونایی که سزمیشدن و می‌خوردم همش میگفتم خوشبحالشون که درد طبیعی نمیکشن 🥺وقتی تازه دردام شروع شده بود من وحشت کرده بودم و همش گریه میکردم چون میدونستم این دردا قراره چندین برابرشه و آخرم هم روحیه ی ضعیفم کار خودشو کرد و طبیعی نتونستم و سز اجباری شدم ،وقتی زایمان کردم همسایمون که دوتا بچه طبیعی آورده و الان بازم حامله بود اومد و حالشو برام گفت درست مثل من بود همش میگفت طبیعی نمیتونم به دردا فک میکنم وحشت میکنم و...دیروز رفته طبیعی نتو نسته اونم سز اجباری کردن،خواستم بگم اونایی که می‌خوان طبیعی زایمان کنن خیلی باید روی خودتون کار کنید چون زایمان طبیعی روحیه ی خیلی بالایی میخواد
مامان محمد مهران مامان محمد مهران ۲ ماهگی
سلام به همه خانمهایی که میخوان از تجربه زایمان طبیعی و سزارین بدونن من هر دوتا رو داشتم اولین زایمانم طبیعی بود دوتا بعدش سزارین شدم بخاطر اینه با پا بود.و این زایمان آخری طبیعی بودم.اینم بگم بیشتر بیمارستان‌های مشهد رو رفتم هیچ کدوم وی یک قبلون نمی‌کردم کلی ناامید بودم آخه مامانم رو هم از دست داده بودم خیلی سخت بود سزارین بشم همه میگفتن باید سزارین بشم.زایمانهای قبلیم تو بیمارستان مهر طبیعی بودم و دوتا سزارینم مادر بودم.خدارو شکر به لطف خدا دکتری پیدا کردم واقعا فرشته بود.هفته 32رفتم برای اولین بار پیشش ویزیتور کرد گفت آره که میتونی طبیعی زایمان کنی لگنت عالیه.خدارو شکر بالاخره تو 37هفته و پنج روز با درد طبیعی رفتم بیمارستانی که دکترم بود.بیمارستان پاستور.ببین از رسیدگیشون نگم که بینظیر بو تا موقعی که دکترم بیاد دائم بالا سرم بودن چکم میکردن.خداروشکر دکترم ی با ساعت دوازده اومد بالا سرم بااینکه از مسافرت اومده بود مستقیم از فرودگاه اومد بالا سرم.اینم بگم بدون بی حسی و بدون ی بقیه پسرم رو برام گرفت.دکتر صدیقه آیتی خدا خیرش بده.