امروز خیلی روز سختی بود برام بارها از شدت خستگی و عصبانیت دلم میخواست جیغ بکشم و خودمو بچمو بزنم ولی هربار چشامو بستم و با یه لا اله الا اللهِ غلیظ جمع کردم خودمو😑☺️
دخترم ۹صبح بیدار شد ظهر هرکاریش کردم نخوابید ینی تا ساعت ۵ عصر این بچه وول خورد رو تشک چشاش میرفت ولی باز پامیشد هی شکم و باسنشو میداد بالا محکم میکوبوند زمین اصن یه وضیییی اخرش گفتم باشه نخواب چراغارو روشن کردم پاشدم شام گذاشتم این بچه تا همین الان فقط غر زد غررر غررر ینی پشه از بغلش رد میشد گریه میکرد قهر میکرد جرئت نداشتم بهش تو بگم فقط به شوهرم گفتم سربه سرش نذار حوصله نداره تا ساعت ۱۱ نگهش داریم تا بخوابه...حتی الانم نمیخواس بخوابه کارای ظهرشو داشت میکرد ک بغلش کردم راه بردم تا خوابید بخدا نمیدونم چش شده از بعد واکسنش منو جرررر میده تا بخوابه نمیدونم کی میخواد درست بشه خستم خوابش میاد ولی مقاومت میکنه دربرابر خوابیدن و غرشو به جون من میزنه🫠🫠

۱۲ پاسخ

من ۲۲ دوماهه با خوابوندن بچه مشکل دارم هر شب هرشب وضعیتم همینه که گفتی

عزیزم ربطی ب واکسن تدارع من هنوز واکسن دخترمو نزدم ولی سه چهار روزه ب شدت خابش بد شده شیر میهوره انقد خودشو میکوبونه زمین بخاد بخابه زور میرنهعهه صدبار بلند میشه گریع میکته برقارو خاموش روشن میکنه چشاش میره ولب نمیخابه

منم دقیقااا اخر شوهرم اومد گفت چراناراحتی بغضم ترکید یه دل سیر گریه کردم

پسر منم همینه‌. قبل از خواب باید چند بار با باسن بپره بالا بیاد پایین تا رضایت بده بخوابه. دیگه منم جون ندارم همش مواظب باشم از تخت نیفته. اومدیم رو زمین خوابیدیم. الان چند شبه دیگه رو تخت نمیخوابیم.

دختر من سه شبه از هفت هشت شب شروع می‌کنه بس دلیل جیغ و گریه کردن هیچ مدلی آروم نمیشه فقط چشاشو می‌بنده یکسره جیغ میزنه خیلی نگرانم میگم نکنه دندوناش درد دارن شوهرم میگه اونوقت روزا هم گریه کنه دا
از این رفتار بچه خیلی میترسم

جاییش درد نمیکرد؟

واقعا درکت میکنم دختر من ک تاالان خابش تنظیم نشد هر روشی هکگم امتحان کردم اما بازم شبا خواب نداریم جفتمون

بخدا زامبی شدم دیگه

دخترمن وقتی خوابش بیاد نخوابونم ازوقتش بگذره کلافع میشه اوتطوری چپ وراست میشه باسنشو میده بالا میکوبه زمین نمیتونه بخوابه

دندون درنمیاره؟دخترمنم ۱هفته بود داشت خوب پیش میرف ولی واکسنشو زدم همزمان دندون درمیارع مامانم اینام اومدن ازوقتی رفتن اذیت دندونش بهونم میگیره هی اونارو میخواد غرمیزنه نق می نه بیرون میخواد ازصبح گریه تاشب مغزم نمیکشه بهدا راضی نیستم خونوادمم بیاد بقرآن میان دوروز میمونن میرن دیگ تا۱هفته مغزمو میخوره بهونشونو میگیره شهرستانم هستنن نمیتونم تندتندببرم پیششون ک میگم فقط کسی نیاد خونمون برادرشوهرم میگ جرات ندارم بیام سربزنم بهش میگم پشت سرم گریه میکنه اذیتت میکنه بخدا خودمو بزورنگه داشتم گریع نکنم همشم چسبیده ب من مامان مامان آخه تنهاییم جایی نمیرع مثلا ببرم بابرادرشوهرم بازی کنه یا با باباش بره بیرون میخواد منم باهاش باشم نمیتونم ک ب کارام برسم پیش هرکسی میگم میگن بچس فلان فک میکنن الکی میگم وقتی میبینن میگن ب دادت برسه هدا چقد وابستته چطور ب کارات میرسی

پسر منم نخوابه دقیقا تو همین وضعیته‌.‌. رو خوابش خیلییییی حساسه نخوابه کلافه می‌کنه 🥴

حق داری دختر منم خیلی غر میزنه جدیدا دیگه حوصله ندارم سر هرچیزی نق میزنه گریه میکنه کلافه شدم پست تنهام سخته

حق داری عزیزم درکت میکنم
ولی خب بچهام بی حوصله و خسته میشن
از دندون از بی توجهی و کلی دلیل دیگه
زبون ندارن ک بگن چشونه با جیغ و داد ابراز میکنن

کاملا حق داری همه ما بارها اینجور کلافه شدیم خدا ب همه صبر و تحمل بده ان شاء الله

سوال های مرتبط

مامان mehrab مامان mehrab ۲ سالگی
پارت دوم
توی حمام و اینا هی سراغشون گرفت بچم شیر که میخواد میگه لالا ولی ندیدش فقط گفتم اوخ شده
ظهرش خوابش میومد اومدم ببرش تو تختش گریه کرد باباش بغلش کرد بخوابونتش دیگه خیلی خسته بود خوابش برد ولی تا اومد بزارتش رو تخت بیدار شد منم بغلش کردم دیگه نخوابید کلا دیگه شبش مهمون داشتیم سرش به مهمونا و بازی گرم بود کلا توی روز با اینکه خیلی وابسته بود خیلی بهتر از انتظارم بود تا اخر شب که دیگه خیلی خسته بود من بغلش کردم گریه میکرد دیگه بغل باباش دوباره خوابش برد و بالأخره خوابید
ولی دوباره توی شب بیدار شد من هرچی اومدم بهش آب بدم گریه کرد و کلا بیدار شد دیگه کلی بغلش کردیم یکم گریه میکرد دوباره آروم میشد دوباره گریه تا دیگه توی بغلم توی تختش خوابش برد و گذاشتمش روی تخت تا بخوابه دوباره دو ساعت بعد بیدار شد ۱ ساعتی بیدار بود تا بخوابه کلا اون شب خودم اصلا نخوابیدم توی طول روز هم مدام سراغ شیرو میگرفت که لالا ولی بهش یا نشون میدادم یا میگفتم اوخ شده میرفت اصلا حتی تو دهنش هم نکرد و دور میشد هر دفعه بهونه گرفت و گریه میکرد
مامان mehrab مامان mehrab ۲ سالگی
پارت سوم
روز دوم دیگه عصری تو بغلم غش کرد اینقدر خسته بود دیگه ۴۵ دقیقه گذاشتم بخوابه ولی بیدارش کردم که شب بخوابه کلا بیشتر خونه مامانم اینا بودم روزا سرش گرم بود دیگه شب که داشتیم برمیگشتیم از خونه توی ماشین خوابش برد و تا صبح اصلا بیدار نشد!! که تاحالا اتفاق نیفتاده بود ولی خب خیلی خسته بود این دو روزه امروز یکشنبه همچنان سراغ شیر و توی روز میگیره هنوز مووآن نکرده😅😂
ولی دیشبم خوابید کامل توی روز هم تا خسته بود بردمش روی تخت تا خوابش ببره هی وول خورد رفت پایین و اومد بالا تا بخوابه دیشبم دوباره کامل خوابید حالا نمیدونم به خاطر خستگی زیادشه یا چی حالا امیدوارم شبها بخوابه کلا دیگه
سوالی چیزی بود بپرسید اگه نگفتم
و در کل بچه با بچه خیلی متفاوته من خودم خیلی سعی کردم کمش کنم ولی اصلا کم نمیشد و به نظرم یهویی باید کمش می‌کردم
آهان اینم بگم که خودمم خیلی اذیت شدم سینه‌هام درد میگرفت چون یهو قطعش کردم سعی کردم کم کم بدوشم ولی کامل هم خالی نشه یکم که از تورم کم بشه
مامان آویناو رایان
❤️ مامان آویناو رایان ❤️ ۳ سالگی
سلام به همگی.خواستم از تجربه ای که از قطع شیر بدست آوردم براتون بگم،من یکباره شیر رو قطع نکردم،بعد از واکسن ۱۸ماهگی شروع کردم،،کم کم وعده های شیر شو کم کردم ،تا ۱۹ماهگیش دیگه کلا فقط میخواست بخوابه میخورد،،،عادت کرده بود که تو روز نخوره،،،اینم بگم دختر من عادت داشت تو روز بینهایت شیر بخوره،،،تقریبا سه هفته س که شیر شبشم کلا قطع کردم یکی ،قشنگ سیرش کردم،اب بهش دادم گذاشتمش تو گهوارش و گفتم بیا تابت بدم،(به گهواره میگه تاب)برقا رو خاموش کردم و چراغ خواب و روشن کردم لالایی خواندم براش،،،چشماش سنگین شد خوابش برد تا ساعت ۷صبح،بیدار شده بود گرسنه ش بود،،فقط گریه میکرد توی خواب ،وقتی بیدار شد دید من بیدارم گف آب...بردمش بیرون بهش آب دادم.. تقریباً یه لیوان آب خودم ،گفتم تخمه مرغ میخوری گفت آره براش آبپز کردم اونم خورد بهدش آب جوش و نباتم بهش دادم...قشنگ سیر سیر شد گذاشتمش تو گهواره دوباره و خوابید...آسون نبود ولی سختم نبود..بعضی وقتا بهونه ی شیر و میکرد دیگه نمی‌دونستم چیکار کنم باباش میبرد میچرخوندش،،،اینم بگم لباس پوشیده بپوشید خیلی بهتره کمتر دلشون میخواد😄🤭
امیدوارم مفید بوده باشه🌹