ادامه تاپیک قبل...
بعداز گذشت 3 روز دیگه ک کلا میش 6 روز سینن دومم روهم از شگرفتم باهمین روال قبل. چسب زدم و به گفتم اوف شده. دخترم باید حتما جی ی مورد نظر رو میدید منم باچسب برقی ک زدن بودم نشونش میدادم. بهم میگفت جی جی خوب بشه هَم کنم(بخورمش). منم اولش میگفت اره خوب بشه هم کنی... چون زیر سینه میحابید سخت بود بهش خوراکی چوب شور ماهی نوشیدنی شیر نارگیل ابمیوه. میوه بستنی همه چی واسش گذاشتم تااگ بهونه گرفت بدم بخوره. ولی خب م. نه هم نمیموندم ظهر ک میخابید با گوشی واسش لالایی میزاشتم چون بهونه میگرفت وماساژش میدادم تاخابید شب ناراحت وعصبی بود وهم میخاست ببینتنش و منم سینم به چسب حسایت دا ه بود و خارش شدید گرفت بطوری ک زخم شد، شب اول تا صب ده بتر گریه کرد بعداز اذان صب بیدارشد هرچی خوراکی پیشنهاد دادم نخاست تاگفتم میوه سیب میخوری گفت اره بغلش کردم بردم اشپزخونه سیب قاچ کردم دادم خورد بیدار شد کلا تا6ونیم توخونه بغلمون بود ونمیخابید و حاضر شدم رفتیم بیرون
ادامه رو پایین میزارم.

۳ پاسخ

من که حتی نمیتونم بهش فکر کنم، واقعا گریه پسرمو میبینم دلم کباب میشه امیدوارم خودش میل ش کمتر بشه و باهام همکاری کنه😭🫠🫠🫠🫠

ان شاءالله من چند روز دیگه میگیرم دلم براش میسوزه ولی چاره چیه

ادامه....
پیاده رفتیم تاخونه مادرم. دخترم با پسر داداشم خیلی جوره و دوسش داره صبحونه خونه مادرخوردیم و ساعتای 10 صب بود ک پسر داداشم اومد وتا 11ونیم بازی کرد دخترم گیج و خسته بهونه خاب رو میگرفت اومدیم خونه ناهارشو دادم وباگوشی وماساژ کمرش خابید. یک ساعت ظهرخابید ک بیدارش کردم حاضرشدیم دوباره رفتیم خونه مادرم با برادرام و پسر برادرم سرش گرم بود تا 8 شب ک توبغلم بیهوش شد. تا9 خابید بعدک بیدارشد شامشو دادم اومدیم خونه با پدرش کلی بازی کرد وقبل خاب شیرنارگیل ویه دون موز دادم مورد وبا موزیک وماساژ خابید تا خودصب اون شب اصلا اذیت نکرد. فردا هم همینطور ولی فرداشب خیلی گریه کرد هق هق میزد ک منم باهاش گریه میکردم . بغلش کردم وبهش گفتم من پیشتم اگ جی جی نباشه مامان هست، دخترم خیلی ناراحت بود وبامن وقهربود حتی منو پس میزد ولی من با ملایکت و اغوش باز و بازی کردن و ایجاد فضای شاد سعی میکردم دوباره اعتمادشو بدست بیارم ک شکر خدا نم من وهم دخترم راضی هستیم. دسگه از اون شب ک خیلی گریه کردیم جفتمون اروم شدیم و دیگه سراغشو نگرفتیم.(البته من دخترم بردم امام زاده وخاستم مهر وعلایق دخترمو به سینه من ازبین ببره.)البته این اعتقاده منه.
راستی درضمن من دخترمو میبردم حمام سوتین تنم مییود تا هوس کنه دوباره ومراعات حالشو میکردم.
اینم از مقوله شیر. انشاالله همه ی مامانا موفق بشن و کوچولوهاشون رو باارامش ازشیر بگیرن😍😍😇

سوال های مرتبط

مامان اقاایمان👶 مامان اقاایمان👶 ۳ سالگی
سلام گلا
امروز از ظهر پسرمو ک به شدت به شیر وابسته بود گرفتم شیر خودم که بهش میگه جی جی🥲
خیلی الان ناراحتم و گریم گرفت طفلی پسرم...دیروز رفتم صبر زرد بخرم پیدا نکردم امروز ظهر گفتم بزار رب بزنم اگه نخورد که هیچی یکمی رب زدم از اونجایی ک پسرم خیلی حساسه به تمیزی تا دید گفت عه عه شده گفتم آره مامان عیب نداره میخوری بخور تا دهنشو زد گف اه اه و نخورد گفتم حتما بهونه میگیره چند دقیقه دیگه چون خیلی حیلی وابسته هست دیگه باهاش بازی کردم یکساعت بعد گف جی جی و بلافاصله خودش گف اه اه شده گفتم آره مامان...گف تمیز کن گفتم تمیز نمیشه مامان ببین رضا و محمد و نرگس دیگه جی جی نمیخورن چون اونام بزرگ شدن تو هم بزرگ شدی دیگه نباید بخوری....بچم دیگه اصلا نگف جی جی 😭😭 برای خوابشم گذاشتم رو پام و لالایی خوندم خوابید اصلا نگف اینکه باید جی جی تو دهنش می‌بود و میخابید😭😭خدا کنه شب هم بیدار نشه آخه قبلا بیدار میشد و جی جی می‌خورد. میخابید خدا کنه بچم اذیت نشه😭چقد مادر بودن سخته...اینقدر ک همه جا بهم وصل بود همش میگفتم زود تر بگیرمش ولی امروز ک مظلومیتش رو دیدم میگم کاش بهش میدادم هنوز بچمو🥲 همه لحظه های اول تو بیمارستان ک شیر نداشتم و کم بود ولی بهش شیر دادم و تا روزا و شبایی ک اذیتم میکرد از بس بهم می‌چسبید همش میاد جلو چشم و میگم چقد زود داره بزرگ میشه و مرد میشه🥲🥲
خانما اگه شب بیدار شد و شیر خواست بنظرتون بهش بدم یا نه؟؟؟
مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
دختر کوچولوی زیبای من وقتش بود دیگه با شیر خداحافظی کنی ک‌هم غذاهای خوشمزه مامانی رو بهتر بخوری 😋😜و هم خوابای عمیق تری داشته باشی 🥰
خداروشکر ک پناه توی پشت سر گذاشتن این مرحله‌همکاری کرد باهام نمیگم خیلی راحت بود ولی من توی ذهنم خیلی سخت تر تصور میکردم ترک شیر رو😌
تجربه خودم مینویسم شاید ب کارتون بیاد….😇


از ۶ماهگی ک‌باید شیر شب قطع میشد من نتونستم این کار بکنم چون هر جوری ک سعی میکردم‌ شیر ندم بهش نشد ک نشد (اینم بگم ک معمولا از وقتی میخوابید تا ساعت ۴و ۵صبح یکسره خواب بود و از این ساعت‌ب بعد بیشتر شیر میخواست)
از یکی دو ماه قبل تصمیم گرفتم شیر روزش رو قطع کنم و فقط موقع خوابیدن بهش بدم (چون فقط با شیر میخوابید )
گذشت تا هفته پیش ک تصمیم‌گرفتم کلا شیرش رو قطع کنم ❌❌
چسب زخم زدم‌ب سینه هام وقتی اومد بخوره و دید گقتم چی شده ؟؟؟گفت دودو شده و بلند شد‌ از بعد اون وقتی میگفت ممه بهش نشون میدادم میگفتم ببین دودو شده دیگه اینطوری شد ک پناه منم از شیر گرفته شد و الان یک‌هفته پاکی داره 😂🥰
خالی از لطف نیست ک بگم گریه و بهونه گیری هم میکرد ولی باهاش‌ کنار اومدم ک از سرشبیوفته
مامان تیارا مامان تیارا ۲ سالگی
#تجربه👌

یکی از مراحل مهمی که تیارا باید می‌گذراند از *شیر گرفتن*بود‌.🍼
که خدا هزارمرتبه شکر با کمترین اذیت الان دوهفته است که جدا شده.🥰
من شیر دهی از صبح که بیدارشد و صبحانه خورد قطع کردم تو طول روز با بازی و خوراکی های که دوست داشت سرگرمش میکردم. ناهارو شامش بطور کامل می‌خورد.
شب اول موقع خواب خیلی بهونه گرفت و گریه کرد منم بردمش داخل حیاط تو بغلم گردوندمش تا ساعت یک تا خسته شد آوردمش گذاشتمش روی پام تکونش دادم و خوابوندمش. نصف شب که خوابش عمیق بود بهش شیر دادم اما دوباره بیدارشد که اون لحظه ی لیوان آب دادم خورد و دوباره خوابید.
تو طول روز اصلا بهونه شیر نمی‌گرفت چون دائم خوراکی گذاشته بود روی میزی که دستش میرسه هروقت گشنه اش میشد میرفت خودش برمیداشت میخورد‌.
تنها سختی من ۳شب اول بود که دائم تو خواب بیدارمیشد و دنبال سینه ام می‌گشت که منم با آب یا آبمیوه داخل لیوان جوابش میدادم.
روی نوک سینه ام چسب مشکی چسباندم که وقتی میدید میگفتم زخم شده و سر یک هفته کلا شیرخوردن فراموش کرد.😅🤱🏻
#شیرمادر
#شیردهی
#مادرفرزند
#شیرخوار
#پوشک
مامان پسرم❤ مامان پسرم❤ ۳ سالگی