سوال های مرتبط

مامان اقاایمان👶 مامان اقاایمان👶 ۳ سالگی
سلام گلا
امروز از ظهر پسرمو ک به شدت به شیر وابسته بود گرفتم شیر خودم که بهش میگه جی جی🥲
خیلی الان ناراحتم و گریم گرفت طفلی پسرم...دیروز رفتم صبر زرد بخرم پیدا نکردم امروز ظهر گفتم بزار رب بزنم اگه نخورد که هیچی یکمی رب زدم از اونجایی ک پسرم خیلی حساسه به تمیزی تا دید گفت عه عه شده گفتم آره مامان عیب نداره میخوری بخور تا دهنشو زد گف اه اه و نخورد گفتم حتما بهونه میگیره چند دقیقه دیگه چون خیلی حیلی وابسته هست دیگه باهاش بازی کردم یکساعت بعد گف جی جی و بلافاصله خودش گف اه اه شده گفتم آره مامان...گف تمیز کن گفتم تمیز نمیشه مامان ببین رضا و محمد و نرگس دیگه جی جی نمیخورن چون اونام بزرگ شدن تو هم بزرگ شدی دیگه نباید بخوری....بچم دیگه اصلا نگف جی جی 😭😭 برای خوابشم گذاشتم رو پام و لالایی خوندم خوابید اصلا نگف اینکه باید جی جی تو دهنش می‌بود و میخابید😭😭خدا کنه شب هم بیدار نشه آخه قبلا بیدار میشد و جی جی می‌خورد. میخابید خدا کنه بچم اذیت نشه😭چقد مادر بودن سخته...اینقدر ک همه جا بهم وصل بود همش میگفتم زود تر بگیرمش ولی امروز ک مظلومیتش رو دیدم میگم کاش بهش میدادم هنوز بچمو🥲 همه لحظه های اول تو بیمارستان ک شیر نداشتم و کم بود ولی بهش شیر دادم و تا روزا و شبایی ک اذیتم میکرد از بس بهم می‌چسبید همش میاد جلو چشم و میگم چقد زود داره بزرگ میشه و مرد میشه🥲🥲
خانما اگه شب بیدار شد و شیر خواست بنظرتون بهش بدم یا نه؟؟؟
مامان لنا 
💋🫶🏻 مامان لنا 💋🫶🏻 ۲ سالگی
ادامه تاپیک قبل…

قشنگ سیرش میکردم با غذا ب هر کلکی ک بود ولی هی میومد ازم میپرسید ماما جی جی اه؟میگفتم اره دخترم بو میده😬🤮
شب راحت رو پام خوابید.. و ازاونجایی ک ۴ ب بعد هر یه ساعت شیر میخاست تو خواب ساعت۴بیدار شد و من حس کردم بدترین شب زندگیمه😭😭 به شدت اشک ریخت گریه کرد جیگرم خون بود با کمر داغونم دوساعت تو بغلم چرخوندمش تا رو شونم خوابش برد… دوباره بیدار شد و شیر پاستوریزه و کیک بهش دادم و خورد و ب بدبختی خوابوندمش .. تا ظهر کلی باهاش بازی کردم و رفتیم اب بازی و کلی کیف کردیم همش حواسشو پرت میکردم تا ساعت۴ک باباش از سر کارمیومد و بادوستامون میرفتیم پارک لنا کیف میکرد با عمو و خاله هاش🥲😍 این روند با امروز ۶ روزه رو تکراره و هر دقیقه دخترمن بهتر از قبله هم اشتهاش هم خوابش… بماند ک چقد عذاب وجدان داشتم و چقد بقیه میگفتن تا دوسالگی شیر بده بهش و چقد نمک بودن رو زخمام ولی من طبق معمول دست تنها و تو شهر غربت اخرین چالش رو هم تونسم پشت سر بذارم:))
خدایا مرسی ک هیچکس نیست ولی توهستی❤️
یک سال و ۱۰ماهگی نفسم🥲🤍
مامان گندم🌾🫀 مامان گندم🌾🫀 ۱ سالگی
ادامه تاپیک قبل...
بعداز گذشت 3 روز دیگه ک کلا میش 6 روز سینن دومم روهم از شگرفتم باهمین روال قبل. چسب زدم و به گفتم اوف شده. دخترم باید حتما جی ی مورد نظر رو میدید منم باچسب برقی ک زدن بودم نشونش میدادم. بهم میگفت جی جی خوب بشه هَم کنم(بخورمش). منم اولش میگفت اره خوب بشه هم کنی... چون زیر سینه میحابید سخت بود بهش خوراکی چوب شور ماهی نوشیدنی شیر نارگیل ابمیوه. میوه بستنی همه چی واسش گذاشتم تااگ بهونه گرفت بدم بخوره. ولی خب م. نه هم نمیموندم ظهر ک میخابید با گوشی واسش لالایی میزاشتم چون بهونه میگرفت وماساژش میدادم تاخابید شب ناراحت وعصبی بود وهم میخاست ببینتنش و منم سینم به چسب حسایت دا ه بود و خارش شدید گرفت بطوری ک زخم شد، شب اول تا صب ده بتر گریه کرد بعداز اذان صب بیدارشد هرچی خوراکی پیشنهاد دادم نخاست تاگفتم میوه سیب میخوری گفت اره بغلش کردم بردم اشپزخونه سیب قاچ کردم دادم خورد بیدار شد کلا تا6ونیم توخونه بغلمون بود ونمیخابید و حاضر شدم رفتیم بیرون
ادامه رو پایین میزارم.