۲۱ پاسخ

این پیام و براش بفرست و اصلا توجه گدایی نکن.اون وظیفه ای داره که از زیرش داره در میره .
من ازت انتظار کار عجیب و غریبی نداشتم. تو همسر منی و پدر بچه‌مون. روزی که زایمان کردم، بیشتر از همیشه به حضورت و حمایتت نیاز داشتم؛ اما نه موقع زایمان کنارم بودی، نه برای ترخیصم اومدی و نه بعد از برگشتنم به خونه حالم رو می‌پرسی.
موضوع فقط زنگ زدن یا نیومدنت نیست؛ موضوع اینه که من توی یکی از حساس‌ترین روزهای زندگیم احساس کردم تنهام و نمی‌تونم روی همسرم حساب کنم.
من نمی‌خوام با دعوا و التماس ازت توجه بگیرم. انتظار دارم خودت مسئولیت همسرت و بچه‌ات رو بپذیری و با رفتارت نشون بدی که خانواده‌ات برات مهمن. اگر مشکلی داری، بیا مثل دو آدم بالغ درباره‌اش حرف بزنیم؛ اما این بی‌تفاوتی رو نمی‌تونم عادی بدونم

شما بچه اونوبدنیا آوردی وظیفه خانوادت نیس بخان بچه مردموجمع کنن بخاطربچه خودشون کوتاه میان ومواظبتن خداهمچین شوهرایی نصیب نکنه واقعا

من باشم حقیقتا باباشو‌ در میارم بیشترین وقتی که زن به مردش و محبتهاش نیاز داره زمان زابمانه

وا چه شوهره بی مسئولیتی داری

الان به نظر من دوتا راه داری .
براش حد و مرزتو جدی تعیین کن .مثلا اگه بچه واکسن داره بگو فردا باید بیای تا بچه رو ببری برا واکسن .یا منو ببری برا کشیدن بخیه .کوتاه ولی خیلی جدی بگو که چه کارهایی باید انجام بده .
یا اینکه به یه نفر از خوانوادش که بزرگتره و قبولش داره درمیون بذار .که جرا اینقدر رفتار عجیب داره و مسئولیت زن و بچه شو گردن نمیگیره .

اگه مورد دیگه ای هست که خودت میدونی میتونی کم یا زیاد کنی .ولی رو سلامت خودت کار کن و از هر کسی بهت کمک میرسه استفاده کن تا حالت رو به راه بشه .حرص و جوش سعی کن نخوری و اروم باشی ...جلوتر که رفتی اگه دوست داشتی از برخوردش بگو اگه نیاز باشه دهنشو سره وقت سرویس میکنی .ولی الان وقتش نیست

اگه خرید برای خواهرشوهرت همون موقع توهم بگیر هرچی خرید بگو منم میخوام بگو منم بچه اوردم نمیبینی

هیچکار ب بچت نگاه کن کیف کن
ماله منم اینجوری بود ولی چون دختر بود فکر کنم سومیم هست ی پسر دارم ولی دلش میخواست اینم پسر باشه
ولی خوب میشه بزار بری خونه ی خودت
البته شوهرها اولی هارو زیاد تو اوج بچه نیستن چون نمیدونن چقدر شیرین هست
من روی این دخترم بازخیلی بهتربودتا دختراولیم
بچه اولم دختر بود بعد پسر باز دختر

واااا مگه میشه بچه چندمته؟

الان تو نباید حرص بخوری ک عزیزم،یکم بیخیال باش سخته میدونم ولی هیچی مهم تر از سلامتی خودت نباشه

باهاش صحبت کن.شاید مشکلی پیش اومده و نمی‌خواد تو در جریان باشی.مگر اینکه همیشه همینطور بوده.وگرنه یهویی که آدم رفتارش عوض نمیشه

من باشم خیلی دلم میشکنه🥲🥲🥲

رابطتون خوب بوده؟اخه الکی؟تو بارداری چه جوری بود؟بهش هیچی نمیگی؟

فک کردم میگی پدر شوهرم
چرااا قبل زایمان دعوا کردین؟

چرا اینقدر سرده بچه اونم هستا ..توی دوران بارداری رفتارش چجوری بود ؟

قبلش دعواتون شده بود ؟

زایمانت طبیعی بود ؟؟

یعنی اصن بیمارستان نیومد ؟؟؟

دقیقا حکایت منه

دو ماه دیگه خواهرش میزاد اونموقع اگه پول خرج کرد من چیکار کنم از حرص

والا من باشم سکته میکنم از این همه سردی
چرا انقد سرده؟؟

یعنی چی آخه مگه روز مهم زایمان شوهر آدم کنارش نباشه مگه بچش نیست که بیاد سر بزنه

سوال های مرتبط

مامان تپلی🍼🪺 مامان تپلی🍼🪺 ۲ ماهگی
من دوران بارداری میرفتم پیش یه دکتر ولی تو بیمارستان که می‌خوام زایمان کنم نمیومد دیگه منم از ۳۰ هفته رفتم ماما خصوصی گرفتم و ورزش و کلاس و اینا در نهایت هم ماما گفت خودم عامل زایمان هستم میام بالا سرت و زایمان انجام میدم تو فقط همون بیمارستان که می‌خوای بری برو پرونده تشکیل بده دیگه من رفتم برا تشکیل پرونده بیمارستان گفت باید یه سر هم بری زیر نظر دکتر خودمون معاینه‌ات کنه دکتر اونجا معاینه لگن کرد رو تخت صاف با ناخن خلاصه پدرم در اومد بر خلاف چیزی که ماما خصوصی گفت اون گفت لگنت سفته و سخته و اینا ولی نامه سزارین هم نداد دیگه گیر داد که ماما که میری پیشش خوب نیست بیا پیش اینی که من میگم بعد الان گیر داده هر روز زنگ میزنه میگه بیا مطب تا نامه ختم بارداری بدم بری با سوزن فشار درد بکشی بچه‌ات نیومد سزارین بشی
موندم چیکار کنم من تازه ۳۸ هفته‌ام بعد با ورزشایی که ماما خودم داده یه سانت دهانه رحمم باز شده خیلی بهتر از قبل شدم واقعا موندم