۹ پاسخ

عزیز کیف تو چن گرفتی؟

به شادی و سلامتی

بسلامتییی نی نی کوچولو تو بغل بگیری🥹😍🩵

ای جان

بسلامتی عزیزم

بیزحت تونسی برامون بنویس چبا جمع کردی

با دلخوشی بغلش بگیری ایشالله

ای جانم بسلامتییییی😍😍😍😍

بسلامتی وتندرستی مبارکه بسلامتی بدنیابیاد🥹

سوال های مرتبط

مامان دو بال🦋💫 مامان دو بال🦋💫 هفته سی‌وششم بارداری
دختر کوچولوی مامان… 🎀🤍

امروز ۳۴ هفته‌ست که مهمون قلب منی…
۳۴ هفته‌ست که هر تکونت، دلم رو پر از عشق و ذوق می‌کنه. 🥹

فقط یه خواهش ازت دارم عزیز دلم؛
کمی دیگه صبر کن و عجله نکن برای اومدن…
بمون و توی امن‌ترین جای دنیا، کنار قلب مامان، قوی‌تر و بزرگ‌تر شو. 🤍

اینجا بیرون از شکم، یه دختر کوچولوی دیگه هم بی‌صبرانه منتظرته…
، خواهرت. 🥹🩷
دختری که هنوز تو رو ندیده، اما قراره خواهر بزرگت باشه؛
قراره دست کوچیکت رو بگیره، کنارت بزرگ بشه و کلی خاطره‌ی قشنگ باهات بسازه.

اجی شاید هنوز ندونه چقدر قراره دوستت داشته باشه،
اما مامان می‌دونه…
می‌دونه یه روز می‌رسه که صدای خنده‌هاتون خونه رو پر می‌کنه و من از دیدن دوتا دخترم کنار هم، دلم می‌خواد خوشبخت‌ترین مامان دنیا باشم. 🥹🫂

پس دخترکم،
برای مامان، برای اجی، برای خودت… کمی دیگه صبر کن.
وقتی وقتش رسید، بیا و خودت رو بنداز توی آغوش من؛
آغوشی که مدت‌هاست منتظرته. 🎀

من و بابا واجی، چشم‌به‌راهتیم…
فرشته ی دوم خونمون. 🤍👶🏻🎀 ب وقتش بیا و تمام زندگی‌مان را با آمدنت زیباتر کن جانه مادر. 🫂🥺🩷.
#بماند ب یادگار از ۳۳ هفته و ۴ روز
مامان جوجو ممد🐣🩷 مامان جوجو ممد🐣🩷 روزهای ابتدایی تولد
امشب… آخرین شبیه که توی دلمی، قشنگِ مامان… 🥹🤍

نه ماهه که خونه‌ات قلب منه؛
نه ماهه که هر شب با فکر تو چشمامو می‌بندم و هر صبح با خیال تو بیدار می‌شم.
نه ماهه که قبل از اینکه ببینمت، عاشقت شدم…
عشقی که هیچ‌وقت نفهمیدم چطور و از کِی این‌قدر بزرگ شد.

امشب دستم رو روی شکمم میزارم و برای آخرین بار با خودم می‌گم:
«عزیزِ مامان، هنوز توی دلمی…»

فردا دیگه صدای قلبت رو از توی شکمم نمی‌شنوم؛
فردا صدای گریه‌ات قراره قشنگ‌ترین صدای دنیا برای من باشه.
فردا دیگه دستم روی شکمم دنبال تکون‌هات نمی‌گرده،
چون خودت رو میزارن توی آغوشم و برای اولین بار لمسِت می‌کنم… 🥹

چه حس عجیبیه…
هم دلم می‌خواد هرچه زودتر ببینمت،
هم دلم برای همین روزهایی که فقط مال من بودی تنگ میشه.

امشب آخرین شبِ نه ماه انتظاره…
آخرین شبِ تو در دلِ منه،
و اولین شبِ دلتنگی برای روزهایی که تو رو هنوز ندیده بودم.

فردا که بیای، دیگه فقط «مامان» نیستم…
من زنی می‌شم که قلبش بیرون از بدنش نفس می‌کشه.

بیا عشقِ کوچولوی من… 🤍
بیا و تمام خستگی‌های این نه ماه رو با یک نگاهت از یادم ببر.

امشب تو آخرین شب مهمونِ دلمی؛
فردا برای همیشه مهمونِ قلب و آغوش منی.

دوستت دارم، قبل از دیدنت…
قبل از شنیدن صدات…
قبل از لمس کردنت…
مادرانه، بی‌انتها، برای تمام عمر. 🤍🫀🥹