۱۰ پاسخ

ببخشید ولی مردشور همچین شوهرا خودخاهی ببرن

بگو دومی به خواست من بود
اولی که خودت هم میخواستی، پس نگهش دار

این تایم شب بیداری ها نمیشه بری خونه مامانت؟

سلام وضعیت من همینجور پسرم ۲و سال و ۸ ماهش هست وحشتناک شیطونه و روی روانه و کوچکی هم بغلی ولی شوهرم سرکار صبح تا عصر بعضی شبا هم میره ۷ تا ۱۱ شب ولی اگر توخونه باشه بگم کمکم میکنه ولی چون خسته نهایت یو ساعت ۲ ساعت بچه بگیره من بخوابم اونم پسرم اینقدر میاد جیغ میزنه و میپره رو سرم که انگار نخوابیدم . ولی کلا کل بار دوتا بچه و کارا خونه با خودمه گاهی میشینم گریه میکنم فشار زیاد که روم بیاد .
ولی شوهر شما خیلی بی انصافه کاری هم نمیکنه نباید زخم زبون بزنه و دل بشکنه.
شوهر من کار نمیکنه حداقل میگه واقعا سخته درکت می کنم شرمندتم زبون بازی گاهی میکنه باز دلگرم میشم که با درکه

عزیزم شمابایه آدم خودشیفته زندگی میکنی امیدآورم خداوندبزودی آرامش برسونه بهت.ولی شمادرقبال حرفاش فقط سکوت کن ب زندگیت برس وتوجهت بشه زندگی وبچه هات اینجورازباسنش دودی میادبیرون ک بیادبگه پمادبزن زن ک من چقداحمقم نعمت ب این قشنگیودارم کفرمیکنم

وقتی دعوامون میشه میگه دیدی فلانی چه جوری زنشو زد بهش خیانت کرد حقتون هست که اونجوری باهات رفتار کنم

الهی خیلی ناراحت شدم واقعا ادم‌میمونه چی بگه ...فقط میتونم بگم خدا بهت صبر فراوان بده

عزیزم

لعنت به همچین مردایی🥲

ببخشید ولی چرا ازهمچین شوهری بچه دارشدی؟بنظرم بچه دارشدن یه خواسته دوطرفس .وقتی نمیخواست نباید اصرار میکردی

سوال های مرتبط

مامان همتا مامان همتا ۱۲ ماهگی
شماهم شوهراتون روی بچه ها حساسن یا فقط شوهر من اینطوریه؟
دیگه عصابم و داره خورد میکنه هم میخوام برم بیرون میگه تو آخر این بچه رو سرما میدی، تو خونه هم دلم میپوسه نمیتونم تا عید تو خونه بمونم که
انگاری من مهم نیستم دیگه فقط بچه مهمه
هر کاری میخوام بکنم میگه با بچه ، انگاری بچه که آوردم دیگه حق زندگی کردن و گردش و بیرون و ندارم ، انگاری فقط باید تو خونه باشم بچه رو تر و خشک کنم یا هم گریه می‌کنه میگه بخاطر فلان چیز که خوردی الان گریه می‌کنه انگاری تا الان ده تا بچه زاییده و بیست تا هم بزرگ کرده
یا گریه می‌کنه اصلا نمیگیرش تا من یکم نفس بکشم حتما باید بهش بگم بیا بگیرش خسته شدم ده دقیقه هم نشده میاد میگه این شیر میخواد یا بیا عوضش کن ، انگاری من خودم به تنهایی حال کردم که الان باید همه چیزش و تحمل کنم
منم آدمم دیگه خسته میشم
اگه میدونستم آنقدر سخت گیری می‌کنه و زیر بار مسئولیت نمیره حالا حالا ها اقدام نمی‌کردم ، کفر نمیگم اما واقعا من به تنهایی خسته میشم خواهرشوهرمم میاد خونمون فقط بلده بیدارش کنه میگم تازه خوابیده میگه نیم ساعت دیگه بیدارش میکنم منم امروز رک و پوست کنده بهش گفتم دیشب تا کی گریه می‌کرده آقا داداشتم تا دیر وقت بیرون بوده الان تازه من دارم یه نفس راحت میکشم خوابه تو میخوای بیدارش کنی تو که میری خونتون منم که باید گریه هاشو تحمل کنم بعدشم گفتم (تو عقده) انشاالله برین خونه خودتون دو روز دیگه بچه دار شی خواهر شوهر یا برادر شوهرت بیان بیدارش کنن میفهمی من چی میکشم ولی چه فایده دیره دیگه دیگه نمی‌دونم بدش اومد یا نه رفت خونشون
راستی مامانایی که واکسن دو ماهگی کوچولو هاتون و زدین چه کارایی انجام دادین برای بهتر شدنشون و چند روز طول می‌کشه که خوب بشن؟
مامان کیان مامان کیان ۶ ماهگی