۱۰ پاسخ

منم طبیعی بودم بیمارستان خصوصی ماما همراه داشتم با دردهای خودم زایمان کردم درسته سخت بود وراحت زایمان کردم زیاد بخیه نخوردم بعدش هم راحت ب بچم شیر دادم
شما سنت کم بود بچت درشت

منم خیلی باهات موافقم

من طبیعی داشتم شکم اولمم بود خیلیییییی راضی بودم چون ماماهمراه گرفتم کلا از وقتی که درد من شروع شد تا زایمانم کلا یک ساعت و نیم طول کشید ماماهمراهم خیلی خوب بود خیلی بهم کمک کرد ماساژ میداد دردام کنترل میشد تا یه حدی دکترمم خیلی خوب بود بخیه هامم خیلی تمیز و خوب و مرتب زده بود در کل راضی بودم

من طبیعی داشتم مردم از درد خاهر
پولشو ندارم برم سزارین
دعاکنید منم سزارین بشم این یکیو

چه دردی داشتی من درد کمر داشتم و بعد تو بیمارستان آمپول زده بودن خونریزی نکنم و رحمم زود جمع بشه اون لحظه شکم درد داشتم خداروشکر با شیاف کنترل شد کمرمم بستم چند بار شیاف گذاشتم یا مسکن خوردم تموم شد

من خیلیییی زیاد تاکید داشتم به طبیعی
یک روز و نصف هم بخش زایمان بودم
ولی آخرش سزارین اورژانسی شدم
برگردم عقب از اول سزارین رو انتخاب میکنم
با اینکه من دردی هم نکشیدم

خیلی خوب بود من حاضرم هر ماه بزارم والا

بله منم موافقم که سزارین خیلی هیولای ترسناکی نیست واقعا همه چیز طی روندی پیش میره و آنقدرها هم وحشتناک نیست

منم برگردم عقب انتخابم طبیعی هست زایمانم خوب بود

دقیقا موافقم‌باهاتون👏🏻

سوال های مرتبط

مامان محمدمهدی💙 مامان محمدمهدی💙 ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی قسمت سوم

این پایان نبود ماما شروع کرد به بخیه زدن هی بخیه میزد و من جیغ میزدم و درد داشت از اونجایی که بچه ام درشت بود و من سنم کم بود خیلی بخیه خوردم جوری ک نمیتونستم بشینم وقتی بخیه زدن بلندم کردن برا دستشویی چشم هام سیاهی میرفت سرم گیج میرفت با کمک خاهرم رفتم سرویس هرچی تلاش کردم ادرار داشته باشم نیومد ک نیومد گفتن اگه ادرار نکنی سوند بهت وصل میکنم و منی که خیلییی درد کشیده بودم طاقت درد سوند رو نداشتم اینقدر التماس خدا کردم میرفتم سرویس ادرارم خشک میشد تا اینکه ساعت های ۷ عصر بود ادرارم اومد با خوشحالی ماما صدا زدم اومد اومد و بعد منو انتقال دادن بخش خیلییی خونریزی شدیدی داشتم حتا نمیتونستم بشینم به بچم خابیده شیرمیدادم میگفتن درد زایمان طبیعی همون قبل زایمانه برا من دروغ بود شب تا صبح درد داشتم فقط میپیچیدم به خودم شیاف زدم کمی بهترشدم ولی بازم درد داشتم یه روز از زایمانم گذشته بود و بچه هنوز ادرار نکرده بود و پرستار گفت چه جوری ممکنه بچه رو بیارین خابم بچه رو برد وقتی پوشکش رو باز کرد پسرم شروع میکنه به ادرار کرد میپاشه به پرستاره و مرخص میشیم جواب تست زردی اومد رو ۹ بود بچه بردیم بستری تو یه اتاق ۱۰ تا خانم زایمان کرده بود همه سزرین و خودشون کاراشون میکردن و منی ک طبیعی بودم خابیده شیرمیدادم نمیتونستم بشینم درد داشتم منم از تجربه من از زایمان طبیعی خیلی عذاب کشیدم
این زایمان مربوط به پنج سالو نیم پیش هست وکلی نوشتم
مامان گیسو مامان گیسو ۱۵ ماهگی
تجربه سزارین من
هفته پیش یک شب قبل صلح انقدر ترسیدم که صبحش افتادم به خونریزی
سریع رفتیم بیمارستان و قرار شد که همون روز اورژانسی سزارین بشم
دیگه کارامو کردن و منو فرستادن اتاق عمل (اینم بگم بیمارستان انصاری نارمک زایمان کردم)
آمپول بی حسی اصلا هیچ دردی نداشت سندمم بعد از بی حسی بهم وصل کردن و هیچی از دردش نفهمیدم
کادر اتاق عمل بیمارستان عالی بودن من بعد از بی حسی نفس تنگی شدید داشتم سریع بهم اکسیژن وصل کردن نفس تنگیم بهتر شد هر حالتی که داشتم و بهشون میگفتم سریع آمپول میزدن و رسیدگی میکردن واسه همین اصلا بهم سخت نگذشت
ولی نگم از عوارض بی حسی من سر درد نگرفتم اصلا با اینکه خیلی ام سرمو تکون دادم ولی قفسه سینم میخواست از درد جدا شه از همدیگه خیلی درد وحشتناک و زیادی بود و غیر قابل تحمل قشنگ پدرمو درآورد
پمپ دردم نداشتم مسکن بهم میزدن و شیاف میزاشتن مرتب
و درد اولین راه رفتن که نگم چقدر سخت و طاقت فرسا بود برای من
من تا چند روز نتونستم صاف راه برم
با وجود همه اینا بازم برگردم سزارین رو انتخاب میکنم چون جون و بنیه زایمان طبیعی رو ندارم اصلا الانم که یک هفته گذشته خیلی بهترم و کلا حالم رو به
بهبودیه
مامان 🌸VANYA🌸 مامان 🌸VANYA🌸 ۶ ماهگی
🚫🚫🚫تجربه سزارین 🚫🚫🚫
سزارین اختیاری شدم
بیمارستان باید نمیفهمید حالت ارژانسی ردم میکرد
اول معاینه شدم با یه شیع لاکی ک برا نشتی کیسه اب بود شل بگیری درد نداری
بردنم بستری کنن بخش طبیعی بردن نوار قلب گرفتن بعدش سرم زد قرص داد برا شروع درد و امپول فشار زد
انقباض گرفت منو ولی اصلا درد نداشتم دریغ از یکم
معاینه کردن اصلا درد نداش سوز داش ک اونم ۳ سانیه
بعدش اومدن سرم زدن ضربان قلب بچم افت کرد نقششون این بود
ک سریع اومدن سوند گزاشتن
سوند درد نداره اگ ادرارت نگهداری خیلی راحت تره من نگهداشته بودم
فقط یه سوزش
بعدش رفتم عمل امپول کمر و اصلا نفهمیدم
بی حس شدم بچه ۲ دقیقه ای بغلم بود
موقع دراوردن بچه یکم اذیت شدم معدم درد داشت
بعد بی حسی هم درد پریودی اومد سمتم ک قابل تحمل بود حتی شیاف هم نزاشتم
منتها یه سرم هایی هس برای جمع کردن رحم و برگردوندن ب جای خودش ک انقباض شدید میده اون درد داش ک دوتا دوتا شیاف میزاشتم بازم قابل تحمل مثل بار اول پریود شدن
فشار دادن شکم ک بی حس بودم نفهمیدم درد نداش اصلا
راه رفتنم گن بستم راحت راه رفتم منتها بعدش ک بازش کردم دیگ درد داشتم نتونستم ببندمش راه رفتنم با درد شد اگ بستید دیگ بازش نکنید
برگردم ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ درصد انتخابم سزارین
اصلا درد نداره اصلا
بدن با بدن فرق داره ولی من تهوه بارداریم برا عذاب اورتر از زایمانم بود 🥹
#سزارین
#زایمان
مامان کنجد مامان کنجد ۱ سالگی
# تجربه زایمان سزارین
من خیلی خیلی ترس داشتم
ولی خب به دکترم اعتماد کردم
توی سزارین دکتر خیییلی مهمه
درد هایی که طبیعی قراره بکشید و خورد خورد پاس میکنید و این برای من بهتر بود
با پمپ درد و شیاف درد ها قابل کنترله اصلا نگران نباشید
سوند و برای من بعد بیحسی وصل کردن ( دکترم اجازه نمیداد وقتی بی حس نیستی سوند وصل کنن بهت )
فشار شکمی تو بی حسی ها بود
تنها چیزی که هنوووز دردش یادمه اولین راه رفتنه
خیلی دردناک بود ولی برای نیم ساعت کلا کم کم بهتر میشید
من ۲۴ ساعت بعد عمل مرخص شدم
۴ ساعت بعد عمل گفتن پاشم راه برم که خیلی زود بود
۴ ساعت ناشتا نگهم داشتن که اینش خوب بود من گشنم بود🤣
اتاق عمل :
هیچ دردی حس نمیکنید سوزن بی حسی اندازه امپول ساده درد داره
من داروی بی حسی تو اتاق عمل خیلی برام عوارض داشت حالم بد شده بود ولی تکنسین بیهوشی مدام بهم دارو میزد باهام حرف میزد و خیلی خوب بود اوکی میشدم
وقتی بچه رو از شکم میکشن بیرون احساس فشار میکنید که اصلا درد نداره ولی به شددددت دل تنگی داره انگار همه ی بدن غصه ی نبود بچه رو میگیره
بچه رو میذارن رو سینه خیییلی حس قشنگیه