شوهرم همش میگه بچه رو بگیر موقع غذا خوردن‌ هرشب یعتی الان از ۶ماهگی ک پسرم چهاردست و پامیکنه تا الان هرشب میگه بچه رو بکیر بچه رو ببر تو اتاق تا من غذا بخورم هی میره جای باباش و ظرف غذاشو دست میزنه اونم وسواس خوشش نمیاد
امشب هم گفت و فقط بخاطر همین موضوع دعوا کردیم منم بچه رو ورداشتم بردمش تو جاکفشی خونه خودمم دم در بودم میدیم پسرمو و بیشتر عصبی شد و گفت بچه لکنت زبون بگیره چی و خیلی بیشتر عصبی شد منم بهش گفتم میرم خونه بابام تو اینجوری میکنی که دیگه راحت باشی
البته اونجاهم بابام حساسه و نمیخواد پسرم بره سمت طرفها و سفره اما نمیفهمه که نباید اینکارو بکنه و گریه میکنه بچه ها همه همینطوری هستن و همه شوهرها اینطورین؟
چی کار کنمم
هم افسردگی دارم هم خستم هم تو غربت هستم
شوهرم تصمیم گرفته ک بچه دار بشیم من نمیخواستم همش بخاطر بچه غر میزنه و دعوا داره با خودم میگم کاش بچه نمیداشتیم تا اوضاعمون بهتر بود 🥲 بچمو دوس دارم ولی وقتی این رفتارارو میبینم حالم بد میشه از همه چی

۱۳ پاسخ

چه بابایع سنگدلی خدابه دله اون بچه واقعاصبری بده بخدااینطوری نوشتیومن خوندم روانم بهم ریخت اخه اون بچست باچه عشقوعلاقه ای میادسمت باباش که غذابهش بده هه😡😡😡😡

عزیزم شوهرم موقع شام خونست پسرم شام واقعا اذیت می‌کنه. نمیزارع بفهمیم شام چی خوردیم. بخاطر همین. بداز ظهر. نمیخوابونم. سر. شب شامشو میدم نمیخوابونم. شام راحت میخوریم. شوهرت وسواس. آدم بدی نیست. ول کن حرف های بقیه رو. دل سرد نشو از همسرت. دنبال راه چاره باش.

ما خیلی وقته جدا غذا می خوریم یه وقتایی همسرم غذاشو می بره اتاق
یه وقتایی هم من بجه رو می برم اتاق سرگرمش می کنم تا همسرم غذاشو بخوره

به بزرگی خودتون ببخشید بچه به سال نمیاد مثل ریش سفیدا بشینه شما غذا تو نو میل کنید بهم بریزه مگه چی میشه حالا شوهرت ناراحت میشه هیچ چرا بچه رو میزاری جاکفشی خدارو خوش میاد متاسفم واقعا خدایا ببین به یذره بچه چیکار میکنید پسر منم اینجوری هس حساسیت نشون ندید بهم می‌ریزه دوباره می‌ره دنبال کارش باهوشه می‌کنه خدایی نکرده مشکل داشت ک عین ماست میموند

بگو خيلي حساسي هزينه كن صدناي غذا براش بخر خودتونم رو ميز بشينيد بخوريد اونم تو صندليشه
يا شما رو كانتري ميزي جايي بخوريد بچه بهش يچي بده سرگرم شه قبلش غذاشو بده
ولي در كل رفتار شوهرت قشنگ نيست

خب میز ناهار خوری بگیرید رو میز غذا بخورید نیاد وسط سفره‌....البته من حال ندارم برم سر میز دوست دارم کف زمین لم بدم غذا بخورم...یک رو فرشی و روشم یک پتو رنگ تیره انداختم میشینیم اونجا...بچمونم دست میزنه میکشه میریزه...فقط دوست داره بقل شوهرم بشینه...بقل من نمیاد..از دهن و دست اون میگیره میخوره..اولاش خیلی حساس بودیم بعد دیدیم یک روز دو روز نیست...ول کردیم..دیگه گفتم ایشالا عید میدم همه رو بشوره قالیشویی..تازه بعدش پا میشه با همون دستا میکشه رو مبل و صندلیام...🥲🥲

به نظرم با شوهرت حرف بزن گلم اینجوری که نمیشه چه اشکالی داره بچش بیاذ سر سفره بشینه حالا یع دستم بزنه به غذای پدرش چیزی نیمشه که اگع همش ببری اتاق این ور اون ور اون بچه اصلا یاد نمیگیرع سفره ای هست عشقی هست یا نه
سعی کن با عمسرت حرف بزنی بگو تو بچع خواستی الان این بچه کنجاو اگع الام کشف نکنع که نمیشع
من پسرم بعضب وقتا تایم شام میخوابع شوهرم نمیزاره سفره بندازم میگه سفره مون بدون آراد بی برکته
مگع میشه یه پدر اینگار کنه؟

بچه روقبله سفره انداختنتون سیرش کن عزیزم نیادسمته سفره بعدشم اون بچست گناه داره ازالان اینکاروباهاش بکنین 😔

همه بچه ها همینجورین نمیفهمن خو کنجکاو میشن دس میزنن ب همه چی
و موضوع شوهرا همه اینجوری نیستن هریکی ی رفتاری داره ک بعضیاشون خوبن بعضیاشونم اینجوری حساسن من خودم وفتی غذا میخورم بچم کاری میکنه ک من نمیفهمم چی خوردم جمشون میکنم ولی وقتی شوهرم غذا میخورع میره تو اتاق با ارامش میخوره غذاشو ک بچه اذیت نکنه 🥲
تایم استراحتشم کلن تو اتاقشه در بسته ما تنها تو حالیم
ینی درکل بت بگم خاهرمن ت تنها نیستی بعضی از خانما این مشکلو دارن ک خیلیم حس بدی میگیره ادم دلش میگیره ولی خب چ میشه کرد🤧😂

بچس دیگه با شوهرت حرف بزن نمیشه ک چیزی ب بچه گف چون آقا وسواس داره
من شوهرم اتفاقا میگه بذار دست بزنه کنجکاوه بذار کشف کنه
هچوقت بخاطر اینا چیزی بهش نگو

مگ بچه خودش نیست؟؟؟چرا آخه اینطور می‌کنه
نه شوهرم من خوشش میاد بغلش میگیره می‌زاره دست بزنه ظرفش

عزیزمممم همسرت هم باید همکاری کنه باهات اما بااینحال مشکلتون اونقدرام حاد نیست که انقد خودتو اذیت می‌کنی.والا شوهر منم در خیلی موارد همکاری نمیکنه و باعث دلخوریمون میشه.
میتونی موقع شام بذاریش داخل رورؤک یا ظرف غذای خودشو بدی دستش یا کارتون بزنی که سرگرم شه..بهتر نیست؟

بچه همینه دیگه مگه میشه کنترلش کرد کنجکاوی می‌کنه و حتما تو غذا و سفره می‌ره
ما که حساس نیستیم و اینقدر دست و پا کرده تو غذا مون
تازه شوهرم میگه چیزی نگو بزار هرکار میخواد بکنع

سوال های مرتبط

مامان آراد 🧸
امیرعلی مامان آراد 🧸 امیرعلی ۱ سالگی
من سر پسر بزرگم خیلی حساسم .چیزیش میشه قلبم انگار داره کنده میشه. میریم خونه پدرشوهرم با بچه برادر شوهرم باری میکنه اون بزرگتره یه کارایی میکنه حرص پسر منو در میاره اون ۸ سالشه پسر من چهارسالشه. مثلا یه دونه اسباب بازی پسرونه با خودش میاره اصلا به بچه من نمیده هی میبره جلوش ولی خودش با وسیله بچه من بازی میکنه خرابم میکنه یکبارم گفتم با هم بازی کنین گفت من رو وسایلم حساسم گفتم اگه تو نمیدی برا امیرعلیم برندار. ولی همچنان کار خودشو میکنه کلا تو همه چی یه کاری میکنه حرص بچم در بیاد پسر منم خیلی دوسش داره هر چی میگم خودت بازی کن گوش نمیده .تو جمع هی بچمو ضایع میکنه .با اینکه بچست ولی خیلی رو مخه. قایمکی میبره میزنتش پسر منم بهش برمیگردونه . میاد میگه زنعمو امیرعلی منو زد یه وقتایی پسر من از دستش عصبانی میشه داد میزنه مادرشوهر پدرشوهرم میان بچه منو دعوا میکنن به اون هیچی نمیگن چون دختره خودشونم دختر ندارن . همش سر پسر من داد میزنن هزار بارم قاطع بهشون گفتم بچه رو دعوا نکنین ولی به هیچ جاشون نمیگیرن یه بار پسرمو ترسوندن شب تو جاش جیش کرد با اینکه اصلا تا حالا خودشو خیس نکرده بود نمیدونم دیگه چجوری رفتار کنم باهاشون شوهرمم هیچی نمیگه بهشون میگه تو خیلی حساسی .بخدا اگه کاری کنه ببینم اشتباهه خودم دعواش میکنم اینجوری هم نیست که هر کاری کنه من چیزی نگم خودم خونه تو تنهایی تنبیهش میکنم
فرزندپروری پوشک شیرخشک رفلاکس کولیک
مامان نی نی مامان نی نی ۲ سالگی
خانما
سلام
دخترم یکسال و یکماههست و پسرم دوسال و هفت ماه
پسر به شدت لجباز شده اذیت میکنه جیغ میکشه و دائما درحال دعواهستم باهاش، حتی یکساعت وقت استراحت ندارم شبا تاصبح ده بار بیدارمیشم برا شیردادن ونق زدنشون، روز هم کلی اذیت میکنن سر خورد وخوراکشون،
تا میخام کوچیکه رو بخوابونم ،بزرگه اینقد جیغ میزنه بیدارش میکنه گریه میکنن ومن دست تنها اون لحظه اونقدر اعصابم بهم میریزه مث روانیا میشم، هر روز باخودم میگم امروز دعوا نکنم با پسر،اما اینقدر رو اعصاب میره ک‌نمیتونم دعوا نکنم.
شوهرمم صب میره شب میاد شب هم تا حدودی کمک میکنه اما میگه وظیفه من نیست بچه داری ،زن‌مال کار تو خونه هست و باحرفاش اعصابمو بهم میریزه منی که از صب بچه ها رو روانم بودن و شب کاملا بی انرژی میشم.
گاهی منم با بچه ها گریه میکنم دلم‌میخاد خودمو بزنم از عصبانیت .
بعد هم همیشه عذاب وجدان دارم که با پسرم دائما در حال دعوام اما واقعا با دو تا بچه نادون اعصاب و روان نمیمونه
کسی بوده شرایط اینمدلی داشته باشه ؟