۱۰ پاسخ

از جمع های کوچیک تر و آروم تر شروع کن‌
با دو یا سه تا بچه ی هم سن و سالش
تو محیط آروم تر و آشنا مثل منزل خودتون
بهش فرصت بده
قرار نیست همه ی بچه ها مثل هم باشن
شاید اصلا تا همیشه از شلوغی و نفرات زیاد تو مهمونی خوشش نیاد
به نظر من عادیه
شما خودتو با سلیقه ی بچه ت وفق بده جان خواهر❤

دختر منم اصلا با بچه ها بازی نمیکنه

یکی از بچه های بستگان ما هم همینطور بود
برای مدرسه رفتنم مامانش مجبور شد پیش دبستانی رو تا آخراش بره تو کلاس بشینه کم کم جدا شد
الان کلاس دومه فقط با خودی ها اوکیه ،و چند نفر تو کلاس
بچه مهربون و به شدت عاقلیه انگار بیشتر از سنش میفهمه

فکر کردم فقط بچه من اینطوریه
اینقد خودمو سرزنش میکنم ک نگو
همه ی بچه ها...ماشالله بپر بپر و بدو بدو و بازی ... اما بچه من بغل خودم با گریه و زاری

عشق می‌کنه😁😁

پسر من ماشاالله یه جوووری گرم میگیره با بچه ها و بازی میکنه. اصن سمت من نمیاد .اصن نمیگه من یه مادری داشتم باهاش تا اینجا راه اومدم 🤣 فقط آب بخواد میاد قمقمه شو میگیره و میره. عشششق بچه هارو داره.
منم فقط حواسم بهش هست مثلا کارای خطرناک نکنن یا چیزی دهنش نزاره از،جایی.

پسر منم از اول هیجا نرفتیم فقط خودم بودم هیچکس نیست بیاد خونمون هر کسی باهاش حرف بزنه یا بیاد طرفش سریع گریه میکنه

بیشتر ببرش چون غریبه بودن شاید اینجوری واکنش نشون داده

پسرمن توتین جورجمعامنویادش میره🥴

بچه منم اوایل تو جمع همش گریه میکرد اما الان میبرم کمی عادت کرده باید ببری

سوال های مرتبط

مامان جوجه فلفلی🫑 مامان جوجه فلفلی🫑 ۲ سالگی
آنقدر کسل وبی حالم آنقدر تو تنهایی گریه کردم که نگوووو..چشمام سرخ شده من یه مدت مسافرت بودم با پسرم این شوهر احمق من گفت میام دنبالتون وگرنه خودم ماکسیم گرفتم برم دلم نمیخواست شوهرم بیاد ولی خوب گفت میام دنبالتون اومد قطار گرفتیم واسه برگشت تو راه اهن تهران پسرم خیلی خسته بود خوابش میومد باباش بردش کلی تو محوطه چرخوندش موقع سوار شدن یه بچه ماشین اسباب بازی داشت پسرم دید گریه جیغ فریاد خودشو زد زمین که اسباب بازی رو میخواد هی بوسیدمش نازش کردم حالا همه دارن سوار میشن پسر منم جیغ نمیومد شوهرمم عصبی سرش داد زد پسرم زار میزد از گریه آنقدر منم عصبی شدم سرش داد زدم واقعا شرایط وحشتناک بود همه دیگه سوار شده بودن فقط ما مونده بودیم شوهرمم سر من داد آره تو بچه رو لوش کردی فلان فوش سر صدا ..من اصلا از فوشای شوهرمو بددهنیاش اصلا اهمیت بهش ندادم ولی گریه کردنم واسه پسرم که سرش داد زدم بچم خیلی ترسید تا اومدیم تو قطار آنقدر بوسش کردم تا خوابش برد مرده شور شوهرمو ببرن حالم بهم میخوره ازش تو که اعصاب نداری غلط می‌کنی بیای دنبالمون کثافت
#بچه
#بچه
#پوشک
پوشک#مرد الاغ
مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
مامانا یه سوال خیلی ذهنمو درگیر کرده
دیروز عصر پسرمو بردم خانه باری خیلی خلوت بود یه دختر بچه ۵،۶ ساله بشدت شلخته موهاش چرب ریخته بود رو صورتش پیرهن و حوراب شلواریش چرک
من خودم دوس ندارم پسرم نزدیک همچین بچه هایی که بهداشت فردیشون برای خانواده مهم نیست بشه
خلاصه پسر من خیلی اجتماعیه دوس داره با همه بچه ها بازی کنه
نتونستم جلوشو بگیرم ولی گویا اون دختر از لحاظ رفتاری هم مورد داشت
داشتن رو سرسره بادی بازی میکردن یهو دیدم یه تنه زد به پسرم بعد هلش داد شانس اوردم سرسره بادی بود و چیزی نشد گفتم چرا هل میدی شاید اتفاقی بیفته ادم هیچکسو هیچ جا هل نمیده دست پسرمو گرفتم اوردم استخر توپ
باز پسرم داشت بازی میکرد دیدم پسرمو داره بیرون میکنه که تو اینجا باری نکن
نمیدونم خونواده کوفتیش کجا بود یه بچه رو انداخته بودن اونجا رفته بودن بچه هم بشدت پرخاشگر بود باز من وارد عمل شدم پسرم هنگ کرده بود تا حالا همه بچه ها هر خانه بازی رفته بودیم باهاش بازی کرده بودن تعجب کرده بود بچم
الان میگم باید به بچم یاد بدم از خودش دفاع کنه من وارد عمل نشم بلاخره ممکنه این رفتارا بعدا تو مهد یا مدرسه هم پیش بیاد شما بودید چیکار میکردید یا کتابی هست ادم بخونه بتونه اموزش بده به بچه؟