سلام دوستان شما با یه بچه ۱۱ ساله به شدت بی ادب و نچسب چطوری رفتار میکنید ؟ پسر خواهر شوهرم کلا چشمش رو گذاشته رو زندگی ما بچم چی خورد کجا رفت چی پوشید اینا هیچی الان شده که از خونه بیرون میام خودم رو تعقیب می‌کنه که کجا میرم با کی میرم من مطمعنم کسی بهش نگفته و این کار خودش هست دیروز ساعت ۵ آریانا بردم پارک ۶ از پارک در اومدیم همین که از پارک در اومدیم پرید جلومون زندایی زندایی زندایی
مگه تو نمیخاستی بری پیتزایی‌ گفتمش نه گفت آها من از وقتی از خونه در اومدی دنبالتون بودم محلش نزاشتم اومدم خونه شب اومد گفت زندایی رو بیرون دیدم آریانا از این به بعد کالسکه ات بیار اینجا که نتونین‌ جایی برین یا خواهرم پیشم بود مدام می‌گفت حس میکنم کسی دنبالمون هست حس میکنم کسی تعقیبمون می‌کنه بهش میگفتم بابا دیونه شدی کی کار به ما داره دیشب پسرهه‌ گفت خودت و خواهرت هرجا میرفتین‌ دنبالتون بودم یا همش میگه کاش بچه دار نمیشدی‌ دایی خرج ما رو میداد یا آریانا رو چرا میبری آتلیه آریانا چرا اینو‌میخوره بچها خانواده اش اصلا بهش چیزی نمیگن همش میخندن‌ میگن آتیلا باهوش هست چشمش رو انداخته به آریانا در روز هزار بلا سر آریانا میاد. نمیدونم چطوری باهاش رفتار کنم یا یه شب آریانا نیشگون گرفته بود بچه بود شوهرم زنگ زد به مادرش مادر شوهرم گفت میدونی چرا با آریانا دشمن شده چون من هرشب میخاد ساندویچ بخوره از بیرون این دلیلشون هست همسرم هرجا بره هرچی بگیره این بچه دنبالش هست که ببینه چخبره تو خونه ما

پوشک شیرخشک واکسن قطره آهن مولتی زایمان سزارین

تصویر
۱۹ پاسخ

خیلی مواظب دخترت باش
خدای نکرده آزار جنسی یا هرچی ازش مواظب باش
چشم از دخترت برندار غفلت نکن عزیزم

بامادرش جدی صحبت کن بگو من نمیتونم این حجم از رفتارای بچه۱۱ساله رو هضم کنم🤨
بگو من همه اینارو از چشم شما میبینم یعنی چی که بچت شده بپای من؟
یا با شوهرت صحبت کن بزار خودش باهاش حرف بزنه یعنی چی واقعن؟!🤨🤦‍♀️🤦‍♀️

اصلا نزار خونت بیاد به شوهرتم حتما بگو ناراحت شو از دستشون رو نده یعنی چی این رفتارا

وای خدای من چقد سمههه
خواهرشوهر من گاهی به دخترم میگم عروس گلم من هربار واکنش نشون دادم
دیشب به شوهرم پیام داد عروس من چطوره شوهرم توپید بهش گفت بار اول و اخرت بود راجع به دوتا بچه اینجوری حرف زدی
بنظرم شوهرت باید این قضیه رو جمع کنه حتی شنیدنشم منو عصبی کرد

بنظرم شوهرت باخواهرش حرف بزنه بگه چیه خواهر واسه زنم بپا میفرستی یبار دیگه چیزی ببینم گوشمالی حسابی میدم پسرت
خودتم خیلییییی مراقب دخترت باش ازاین پسرهر کاری برمیادالان شایدکاری نکنه دوسه سال دیگه که به بلوغ برسه خطرناک میشه دورش کن ازدخترت

یه بار اساسی دعوا کن و ادبش کن، هم خودشو هم خانواده اش رو
اینطوری دیگه در آرامش میشین هم خودت هم دخترت

به مامانش بگو من سرم به خونه و بچه ی خودمه گرمه،اصلا حواسم به بچه شما نیست خدایی نکرده،حین این باهوش بازیاش اگه اتفاقی براش بیافته به من اصلا ربط نداره،فکر نکن اگه دنبال منه،حواسم بهش هست
من هیچ مسئولیتی در برابر شما و بچه ی باهوشت ندارم
بعدم بچه ی ۱۱ ساله چه بازی با دختر۲ ساله داره
الان یه چشم داشت بچه گانه است،بعد که بچه بزرگتر بشه میشه یه حس مالکیت و مسئولیت مسخره که تو ذهنش بوجود میاد وفکر میکنه دختر شما مال اونه ومیخواد پشت سر دخترت راه بیافته و هرجا احساس خطر کرد ممکنه به دخترت آسیب برسونه
این بچه باهوش نیس از نظر روانی مشکل داره
ازش فاصله بگیر،اصلا محلش نده،تو خونه راهش نده،حتی برای یه ثانیه از دخترت جایی که اون هست چشم برندار
دخترت رو جایی که احتمال داره اون بره تنها نذار
مواظب باش خیلی خیلی مواظب باش
من همچین شرایطی رو به چشم خودم دیدم

من جای تو بودم میگرفتم زیر مشت و لگد یا چنان تهدیدش میکردم حتی شده میگفتم کاری نکن بدم بندازنت تو گونی ببرنت بگو یک بار دیگه فقط یک بار دیگه ببینم تو زندگی ما دخالت میکنی ببینم بیرون منو تعقیب میکنی چنان بلایی سرت میارم ک مرغ های اسمون بحالت گریه کنن دیدیش بد بد نگاهش کن ک بترسه اصلا لبخند نزن بهش ...دیدی نزدیگ دخترت شد برو در خفا چنان دستشو بپیچون ک یا بگو ببینم نزدیک من یا دخترم بشی کفگیر رو داغ میکنم می چسبونم کف پات ک دیگه نتونی راه بری چه برسه ب تعقیب .این بچه مشکل داره باید تا میتونی از زندگیت دورش کنی یه موقع می بینی بلایی سر دخترت میاره ....یا با خواهر شوهرت حرف برن اونم تهدید کن بگو بچه ات رو جمع کن ببینم پشت سر ماست یه بلایی سرش میارم یه کاری کن بچه اش رو جمع کنع ....تونستی بخاطر بچه ات از اون شهر برین ایران ب این بزرگی ...

به شوهرت بگو یه بار پشت سرش تعقیبش کنه وقتی پسره داره شما رو تعقیب میکنه . از پشت بهش پس گردنی بزنه بگه گم شو ناموس مردومو تعقیب میکنی !
دو سه تا چک و لگد نثارش کنه .دیگه از ترس شوهرت تکرار نمیکنه

ولا دختر خواهر شوهر منم همینطوره الان کلاس چهارمه یک تختش کمه
اگه بریم خونشون دو تا قاشق غذا بخوریم جلو همه میگه تو چرا آنقدر غذا میخوری
خواهر شوهرم براش می‌خنده
همه از این گوه ها تو زندگیشون دارن

بچتو‌تنها نذار. این بچه مشکل روانی داره هاااااا ممکنه اسیب بزنه بهتون

از حسادت بلایی سر بچت نیاره حواست باشه

خیلی مراقب دخترت باش ،شاید این بچه پیگیر اذیت کنه

هر موقع اینارو گفت ،جلوش یه بار محکم و جدی جوری که حساب ببره .بگو چرا باید منو تعقیب کنی دیگه منو تعقیب نکنیا اصلا کار درستی نیست برو نزدیک خونه تون اینکاها خطرناکه ،بعد برو به مامانش بگو هنوزسنش کمه شاید معتاد یا دزد باشه و اذیتش کنه همه جا میگه میری تعقیبت کردم .
دوستامم و خواهرم میگفتن یکی دنبالمون می‌کنه خطرناکه من دلم پیش این بچه ست .
هم اعتزاضتو گفتی هم دلسوزیتو کردی

ببخشیدا این باهوش نیس دیو س
فقط میتونم بگم بچه رو یک ثانیه تنها نزار
حتی خونه مادرشوهرت تنها نزار

مطمئن باش از بزرگترش خط میگیره
اگه امکانش هس ازاونجا برین چون این بچه عقده کرده و با بزرگتر شدنش عقدهاشم بزرگتر میشن و ممکنه خدایی نکرده بعدها بلایی سر بچه بیاره

به شوهرت بگو. اصلا اسن رفتارش درست نیست

یا خدااا از اون شهر برید بنظرم من دیگه اینطوری شو ندیده بودم

ی جور گوششو بپیچون ک نفهمه از کجا خورده محلش نده بترسونش چه بچه بی ادبی اگه مادرش میخنده میگه باهوشه مطمن باش کرم از مادرشه زیادی بهشون خوش بین نباش

سوال های مرتبط

مامان حسنا مامان حسنا ۲ سالگی
سلام مامانایی که بچه شون همسن دختر من هستن لجباز هستن؟
دختر من نمیدونم چرا یه مدته اینجوری شده همش لج داره خودش رو میکوبه در دیوار باهیچکس نمیسازه
دیروز پایین خونه مادرشوهرم اینا بودیم مادرشوهرم یه چیز گفت برگشت زدش بعد رفتیم خونه مامانم اینا با اونام دعوا میکرد
سرهمه چیز گیر میده پیرهنت رو چرا درآوردی بپوشش، به مامانم ومادرشوهرم میگه اینور نیا اونجا نرو دست نزن
نمیدونم این از اقتضای سنشه یا مشکلی هست شبا چند بار از خواب بیدار میشه بغلش میکنم میخوابه
من وهمسرم تقریبا آرومیم تو خونه بندرت پیش میاد عصبی بشیم
مامانم میگه این چرا اینجوریه شاید چشم خورده
مادر شوهرم میگه حتما تو عصبی هستی باهاش دعوا میکنی یه چیز بهش میگه کلا همه رو از چشم من میبینه درصورتی که من همش نازش میدم با محبت باهاش رفتار میکنم
یکی از فامیلامون میگه زیاد بهش بها میرین بخاطر همونه
موندم چیکار کنم ِغذاخوردن هم که افتضاح نه صبحونه میخوره نه ناهارشامم فقط یه لقمه کوچیک نون خالی وبعدش شیر وخرما دادم بهش
#فرزند_پروری
#تربیت
#غذا
مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
پسر من عاشق ماشین های فلزی هست و اکثر ماشین هاش رو داره و به شدت روشون حساسه، امشب براش این ماشین رو خریدم و با هم رفتیم پارک، یه گوشه از پارک نشسته بود با ماشینش بازی می‌کرد، یه بچه که فکر کنم هنوز یکسالش نشده بوداما به سختی میتونست راه بره از یه مسافت دور اومد سمت پسرم، پسرم رابطه خوبی با بچه ها داره و یکم باهاش صحبت کرد، بعد از چند دقیقه مادر اون بچه اومد سمت ما و یکدفعه به پسرش گفت عه ببین نی نی توی دستش ماشین داره و خود مادره ماشین رو از دست بچم کشید بیرون و داد دست بچه اش، بچه هم ماشین رو با شدت بدی زد زمین و پسرم عصبی شد و ماشین رو برداشت، بچه زد زیر گریه و همش میخواست ماشین رو از دست بچه ام بکشه بیرون، مادره گفت خب بده یکم بچه ی منم بازی کنه و همش اصرار داشت از دست پسرم بکشه بیرون ، من فقط نظاره گر بودم که ببینم پسرم چه واکنشی داره که همونجا قاطع چندبار گفت نه، مادره هم دید پسرم نمیده بیخیال شد رفت، بچه اش تا چند دقیقه یک ریز گریه میکرد، پسر من خیلی مهربونه وقتی دید اون بچه گریه میکنه فکر کرد کار اشتباهی انجام داده برای همین گفت مامان ماشینم رو به نی نی ندادم، گفتم تو صاحب وسایل خودتی همونجوری که اجازه نداری وسایل کسی رو به زور بگیری و قبلش باید اجازه بگیری کسی هم اجازه نداره به زور ازت چیزی بگیره اگر دوست نداشتی بدی اشکالی نداره. من اولش میخواستم مداخله کنم و بگم یکم بده نی نی بازی کنه اما وقتی وقاحت و پررویی اون مادر رو دیدم واقعا عصبی شدم که به زور وسیله ی یکی رو از دستش میگیره که بده بچه اش بازی کنه، بعد جالبه میدید که بچه اش داره به وسیله بقیه آسیب میزنه و پافشاری می‌کرد! کاش حریم ها رو از بچگی به بچه هاشون یاد بدن!
مامان آتریسا 🥹 مامان آتریسا 🥹 ۲ سالگی
خانوما شما به چش خوردن اعتقاد دارین؟؟؟
ما خیلی اعتقاد داریم🤭
من هر بار که میرم روستای همسرم اگه بچه هامو ببرن پارک یا پیش کسی بیارن یه بلایی سر بچه هام میاد😑
چند نمونشو بگم پارسال قبل عید خونه مادرشوهرم مهمون اومد بعد که رفت دخترم از ۵ تا پله خورد زمین،چند سال پیش پسرم دم در حیاط مادرشوهرم یه بنده خداییو دید و رفت سلام داد بعد همون لحظه شوهرم به من گفت یادت باشه رفتیم خونه صدقه بدیم و اسپند دود کنیم آقا هنوز که داشتیم حرف میزدیم جلوی چشم همون یارو و ما بچم از رو گارد ریل با سر خورد زمین😐
یا آخرین مورد دیروز😑 ما دیروز اونجا بودیمو برادرشوهرم دخترمو برد بیرون خونه یکی از اهالی چند ساعتی اونجا بود بعد اومد خونه خواهرشوهرم بردش پارک...بعد شب برگشتیم خونه بچم داشت میرفت رو تخت بخوابه پاش گیر کرد پایین ابروش خورد به تخت و باز شد... زنگ زدم به شوهر گفتم بیا که بچه اینجوری شده همینکه اومد اول پرسید بچه رو جایی نبردن گفتم چرا و زد رو دستش😑😑😑حالا بردیم چسب آب بخیه زدن سریع خوب شد ولی دیگه واقعا خیلی میترسم از چشم زخم😑😑😑امروزم شوهرم رفته برادرشو اینارو دعوا کرده که چرا بچمو بردین بیرون چشم خورده😑😑😂😂
ببین مخصوصا یه نفراتی هستن که همه میدونن اونا چششون شوره...
بچه هام نوزاد که بودن زیر پتو جا میکردم بدو میبردم نشون همون افراد نمیدادم ولی الان نمیشه😂
منم میخوام هر جور شده بچه هامو عقیقه کنم و از این به بعد اگه رفتمم خونه پدرشوهرم بچه هارو بیرون نبرم زیاد یا هم خیلی خوشگل درستشون نکنم🫠
شما اعتقادی دارین تاحالا از این اتفاقا افتاده براتون؟؟
چنتا داستانم پایین میزارم بخونین

#فرزند_پروری بارداری آنومالی شیردهی شیرخشک اسهال بچم دخترم پسرم دختر پسر اسهال دلدرد فرزند بچه فرزند پروری
مامان آرین مامان آرین ۲ سالگی
هر چی فکر میکنم پسرم بی گناهه.... مقصر شوهر احمقمه که دم به ساعت تو خونه س ..خوب ک س ک ش.. مثل آدم برو سر کار..... امروز پسرمو بیدار کردم صبحانه دادم بازی کردم باهاش ..ساعت دوازده گفتم ببرمت بیرون ...آماده ش کردم ببرم بیرون با کالسکه که بخوابه بیارم خونه....شوهرم یهو در را باز کرد وارد خونه شد...پسرم هم شروع کرد بگه بابا منو با موتور ببر ....خلاصه اومدیم تو پارکینگ شوهرم گفت نه موتور خوابه با ماشین میریم....بچه م یک ساعت تو ماشین گریه کرد موتور سواری میخاست....حالا اومدیم خونه ساعت یک بود..باز گفت من خسته م میخام بخوابم رفت تو خونه بخوابه ...منم بچه را با هزار کلک بردم با کالسکه بیرون تا خوابید آوردنش....دوباره شب ساعت نه پسرم خوابش میومد به شوهرم زنگ زدم من دارم بچه را میخابوم نیا.....هر وقت خوابید بیا....ده دقیقه بعد غذا بچه را داده بودم میخواستم ببرم بخابونم یهو شوهرم اومد...این بچه هم اون روش را کار گذاشت که منو با موتور ببر بیرون....یه ساعتی با موتور چرخیدیم تو خیابونا تا خوابید رفتیم خونه تا بغلش کردم بیدار شد و شروع کرد به جیغ زدن ...که منو ببر ددد...بعد با ماشین بردیمش...وای مصیبت کشیدیم تا خوابید ...ضعف اااااعصصصصاااااب گرفتم بدنم از بس حرص خوردم میلرزه..شوهر گوساله من نمی‌فهمه وقتی بچه بیداره نیاد خونه....بگید چیکار کنم
مامان فندق و گردو مامان فندق و گردو ۳ سالگی
غروب پسرم رو بردم‌بیرون این موضوع واس یه بار دوبار نیست برنامه هر سری. بیرون رفتن پسرم بالغ بر۵۰تا توپ داره هر بارم برم بیرون یه توپ میبرم ولی دست هر کسی توپ ببینه همونو میخاد به حدی پایکوبی میکنه که من برم رو بزنم توپ اونا رو بگیرم در صورتیکه توپ خودش تو کالسکه هست یه ماشین جیپ سبز داره دقیقا عین همونو یعنی من تعجب کردم فک کردم مال خودشه یه بچه به اون ماشین یه بند بسته بود و می‌کشید بعد قرض گرفتن توپ اونو دید خابید کف زمین در صورتی‌که‌ من همون کارو تو خونه میکنم مثلا بند میبندم به ماشینش میکشه وبازی میکنه خابید و شروع کرد به گریه و منو می‌کشید که اینو میخام کلافه اونم قرض گرفتیم اون بچه هم همش غر میزد ماشینشو میخاد دیگ با کلی وعده وعید گرفتیم یه بچه دیگه دید ماشین مجیک داشت بعد اونو خواست باورتون نمیشه اونم گرفتیم کمی هم اونو سوار شد یه خانمه اونجا بود گفت من دوتا بچه بزرگ کردم اصلا اینطور نبود خلاصه بگذریم با آک اومدم خونه الان کف خونه پر ماشین هست سمتشون نمیره واقعا دارم دیونه میشم از بیرون. رفتم میترسم چرا مادرای دیگه بچه هاشون رو میبرن بیرون اصلا به مادراشون کار ندارن فقط میرن بازی اونا هم میشینن
مامان noyan مامان noyan ۳ سالگی
مهد کودک که میریم یه فضای خانه بازی داره که من اونجا هستم و اکثر بچه ها رو می بینم
یه پسر بچه هست که پیش دبستانی ِ

نه فرم لباسش مثل بقیه س نه رفتارش
از صحبت ها متوجه شدم که بچه طلاق هست و پدرش هم به شدت خشونت داره
امروز مادرش اومده بود به دیدنش
نگم این بچه شلوغ و حرف گوش نکن چقدر تو آغوش مادرش آروم گرفته بود و به همه میگفت ببینید مامانم اومده 🥹🥹

اینا رو گفتم
وقتی کسی میاد اینجا از زندگیش میگه از شوهرش میگه درد و دلی میکنه خواهشا براش نسخه طلاق نپیچید نیاد بگید من جای تو بودم ادبش میکردم میرفتم خونه بابام ولش میکردم مردک رو؟
قبل گفتن هر جمله ای اول نگاه کن ببین بچه داره
متوجه باشید هر تنش و ناراحتی و دوری بچه تو این سن از پدر و مادر خیلی بار روانی برای بچه داره
خواهشا کسی رو هوایی نکنید
اینو گفتم چون خیلی تو تاپیک ها دیدم ، خودمون هم می دونیم هر کدوم ما یه ایرادی داریم
گاهی بخاطر بچه هامون باید تو زندگی کوتاه بیایم  چون مسئول روان بچه هامون هستیم