۷ پاسخ

اشکال نداره قربونت همین که مادر خونه در آرامش باشه کافیه ، مرتب بودن خونه مهم نیست

اصلا مرد ک خونه باشه خونه نمیز نیس نمیدونم چرا

وضعیت دیروزم اینجوری بود شوهرم تارفت بیرون بلندشدم کارامو کردم😂

اتفاقا من کارام روزای تعطیل انجام میدم شوهرم ببینه من چقد پاره میشم خخخخ

منم همیشه بعد روزای تعطیل خر با بار تو خونه گم میشه🤣 منم خونه مادرشوهر دارم چایی میخورم بعدش برم بالا خونه خودمو تمیز کنم اینم بگم اینجارو جارو پارو زدم😁عروس خوبیم🤣

تصویر

کار همیشه هست از ماگت لذت ببر😍
اهنگ شاد بزار یه اب سر بزن صورتت حست میاد

دقیقا خونه ما روزای تعطیل همینه

سوال های مرتبط

مامان آریا مامان آریا ۴ سالگی
فرزندپروری شیرخشک نوزاد کولیک پوشک دارو پستونک شیشه شیر
برو اکسپلور برو فرندپروری برو ویترین اوووف
مامانا من هر وقت میرم خونه پدر شوهرم باید مراقب باشم! چون پدر شوهرم میگه بچه ها هر چیزی خونه ما خواستن بدین و بخرین و.. فقط من صدای جیغ و گریه شونو نشنوم!با اینکه میدونن من قند و نوشابه و گوشی دیگران رو بهش نمی‌دم یا با کسی در مغازه نمیفرستم تا عادت کنه اما همه این کارت رو میکنم تا خونه خودشون به اصلاح (خوش بگذره و عادت کنن برن بمونن) کلا به جز پسر من دوتا نوه ی دیگه هستن دخترای جاریم که جاریم همیشه رعایت می‌کنه و باج میده تا صداشون درنیاد و پسر منم از دختر عموش یاد گرفته اونجا میریم داد میزنه من گوشی بازی می‌خوام گوشی بقیه رو میگیره امشب هم همینکارو کرد باز پدر شوهرم گوشیشو آورد بده ولی من خیلی بلند و جدی جلو همشون گفتم آریا جلو باباجونتم گوشی بازی نوبتت نیست نمی‌دم شروع کرد به داد و هوار زدن و باز پدر شوهرم رفت تو اتاق دروکوبوند منم بچه رو برداشتم اومدم خونه چون هر چی به شوهرمم میگم لباسشو بیار بریم وایستاده می‌خنده! الان اومدیم خونه عین بچه آدم داره بازی می‌کنه!,
می‌دونم مشکل اصلی اول همون حس پسرمه که انگار مامان تو دیگه اینجا دستت کوتاهه! درصورتی که هیچ جا حتی خونه بابام اینطوری نیس!
از این به بعد هم همین طور کنم یا باز سعی کنم بهش باج بدم؟!,
وقتی هم نمیریم مادر شوهرم هی میگه شما نمی‌خواین خونه ما بمونه و...
مامان 💙ایران💙 مامان 💙ایران💙 ۴ سالگی
سلام به مامانای فرزندپروری
از شیر خشک تا پوشک و ریفلاکس

امروز با مامان رفتیم سرکشی به یه خونواده
راد هم با باباش رفت حرم
چون قراره بابایی بره اصفهان، سره کارش کارگرها دارن خرابکاری میکنند در نبودش
🫤🫤
یه اتاق ۹ متری بود که پشتی و پتو چیده بودن برای نشستن و یک فرش قرمز
پنجره‌ای که خیلی بالا بود و نورگیری خونه ضعیف
پدر و مادری ۲۴ و ۲۱ ساله و ۴ فرزند قد و نیم قد که با هم بازی میکردن
مادر باردار بود مجدد و ۱۸ هفته 😶‍🌫️😶‍🌫️😶‍🌫️
یخچال و بخاری و یسری لوازم مثل پتو … لازم داشتن
مامانم به پدر خانواده گفت پسرم شرایطشو ندارید دیگه بچه نیارید، گناه دارن نیاز به آینده دارن.
اون پدر گفت حاج خانوم هر که دندان دهد نان دهد
مامانم گفت دوره پدر و مادرهای ما همچین حرفایی بود … داشت با اون مرد حرف میزد که خانومش اومد کنار من نشست تا اومدم جلو پاشون بلند شم، لباسم به چیزی مثل میخ گیر کردو کتم از پشت صدای پارگی داد، به روی خودم نیاوردم
خانوم خیلی خیلی تمیز بود با اینکه هیچ چیزی نداشت تویه زندگیش
همونهایی رو هم که داشت اینقدر تمیز و مرتب با ۴ تا بچه نگهداری میکرد که خط روشون نیوفتاده بود

👇🏻👇🏻👇🏻