۱۲ پاسخ

من روز دوم زایمان که آمدم خونه و رفتم حمام 1 دل سیر برای شکم خالی و لگدهایی که دیگه احساس نمیشن گریه کردم. شوهرم می‌گفت تو دیوانه ای عوض اینکه از تولدش خوشحال باشی گریه می‌کنی
ولی من دوست دارم دخترم زودتر بزرگ بشه
چون حس میکنم نگهداری نوزاد خیلی سخت تره و اینکه من
خیلی تنهام دلم میخواد دخترم بشه همدم و همرازم

من خیلی افسردگی گرفتم اصلا خوب نمیشم .بعضی وقتا هنوز توهم لگد زدنشم دارم🤣

این حسارو منم داشتم

حست کاملا طبیعی بمرور بهتر میشی
منم این حس رفتن به جای دور داشتم دقیقا
هنوزم دارم
تا اخر عمرم خواهی داشت اما کمتر
همه مادرها همینن خسته در عین حال عاشق

من ب شدت افسردگی گرفتم همش فک میکردم شوهرم یجوریه بداخلاق شده توجه نمیکنه بعد ۳۰روز اومدم خونم بهترم ی ماه اول خیلییی سخته نارحت نباش میگدره

حالا من فقط دوس دارم زود بگذره بزرگ شه اونقد ک اذیتم میکنه

منممممممممم

دقیقا منم هروقت به صورت دخترم نگاه میکنم بغضم میگیره
فقط از خدا میخوام بتونم خوشبختش کنم

تو گهواره نوشته که اینا همش طبیعیه

تصویر

اره تو گهواره هم نوشته این رفتارا واسه بعد زایمان طبیعیه

دقیقا تو این وضعیتم من الان:)

تنها نیستی 😂

سوال های مرتبط

مامان امیرحسن مامان امیرحسن ۱ سالگی