۸ پاسخ

والا ک زیادی با بچه حرف میزنیم جواب عکس میده
باید در عمل انجام شده بذاریمش

منم زنگ زدم مربی مهد گفت زوده
از سال دیگه ببر
جا هم نداشتن
منم منصرف شدم
دختر خواهرم
زود فرستادن کلاس موسیقی و مهد
زده شد تا پیش دبستانی مهد نرفت

حالا ما امروز واسه اولین بار رفتیم من دم درنشستم پسرم رفت تو ولی هر ۲۰ دیقه میومد میگفت اینجایی مامان جایی نری.ولی از تو مانیتور دوربین خانوم مدیر نشونم داد دیدم بازی می‌کرد ونقاشی می‌کشید.مربیشون خیلی خانوم خوب و صبوریه ومهدشون اینجوریه که بچه ها هر زمانی بخوان میتونن برن اتاق بازی چند دیقه بازی کنن دوباره برگردن سرکلاس .ولی خب میگه تنها نمیرم خدا میدونه تاکی باید برم بشینم

اینا که سنشون کمه طبیعیه من میبرم مهد قرآن درسته کلاس میشینن ولی یکی یکی میان به بهانه ای بیرون سراغ مامان ها رو میگیرن ترس از جدایی دارن باید کم کم جدا شد نه یکباره او مامانی که جلوی در می‌نشست طی سه ماه, الان اومده حیاط کمی دورتر

برای مهدکودک و انتخابش بچه رو در جریان نذارید. نتیجه خوبی نخواهید گرفت.
مهد رو انتخاب کنید و پروسه جذب رو با ارامش و صبر زیاد شروع کنید.

من که یکماهه میره دخترم هرروز جنگ اعصاب دارم سر بردنش

پسر من دقیقا اینکارو باهام کرد سر کلاس ژیمناستیک خودش بهم اصرار کرد ثبتنامش کنم خیلی علاقه داره منم ساده بردم ثبتنام کردم رفت داخل ده ثانیه نشد با گریه برگشت و دگ نرفت...اومدیم خونه گفت ببر یه جا دگ ثبتنام کن میرم اون مربیش خوب نبود ولی الکی میگفت منم دگ نبردم...شما ببر یجا که دوره جذب داشته باشه یمدت بمونی باهاش تا کم کم جدا بشه ازت

نمی مونه منم همین بلا ها سرم اومده

سوال های مرتبط

مامان آیهان مامان آیهان ۵ سالگی
مامانا یه درمانگر چند ماه پیش به اشتباه یه تشخیص واسه پسرم داد( اوتیسم ) که بردمش پیش فوق تخصص روانپزشکی کودک گفت نه این مشکل رو نداره یه مقدار بی بی دیجیتال شده که درست میشه ، اون موقع چون من خیلی بی قراری کردم که باید همین روز ببریمش پیش متخصص شوهرم قبول نمیکرد و با عصبانیت به خونواده اش زنگ زد قضیه رو گفت حالا از اون روز به بعد خواهر شوهرم همش میگه با مشکلی که پسرت داره و ...یه بارم گفت پرت کردن از علائم اصلی اوتیسم هست که پسر تو هم زیاد پرت میکنه ،خلاصه هی جوری حرف میزنه که یعنی آره بچه تو این مشکل رو داره یه روانشناسی هم خونده فک میکنه متخصص هست ، پسر من تاخیر گفتاری داشت الان جملات شش هفت کلمه ای هم میگه رنگا اشکال هندسی و ...، تازگیا شروع کرده سعی میکنه تعریف کنه ، اما خیلی شیطون هست و یه جا نمیشینه ، من نمیدونم پسرم من مشکلی داره یا نه ولی فقط خدا میدونه چی تو دلم میگذره زندگی برام نمونده فقط گریه ، هر دفه خواهر شوهرم همچین حرفایی میزنه من ساعت ها گریه میکنم ، الان میخوام یه متخصص دیگه ببرمش ببینم چی میشه فقط تو این شبا برام دعا کنید خیلی دل شکسته ام امروزم خواهرشوهرم گفت پرت کردن وسایل تو این سن نشونه های اصلی یه سری بیماری هاست پسر من قبلا پرت نمیکرد تازگیا پرت میکنه