قبلا ک بی پولی میکشیدیم دستمون خالی بود حتی پول برا داروهامم نداشتم اصلا به رو شوهرم نمیوردم ک غرورش نشکنه همش هی میگفتم خداروشکر چقدر زندگیمون خوبه خیلی ها مشکل مالی دارن ولی خداروشکر اوضاعدما خوبه خوب میخوریم تنها مسافرتم رفتن به شهر پدریم بود ک واقعا خرج زیادی نداشت مثلا هزینه رفتن تا اونجا بود ۱۰روزم ک میموندم اصلا دیگه خرجی نداشتم حتی موشک برا بچمم میخریدن لباس اسباب بازی خوراکی همه چی بعد ۱۰۱۵ روز شوهرم میومد دنبالمون و فقط یه هزینه برگشت بود دیگه مواد غذایی ها خونه هم تمام نمیشد بعد شوهرم هی میگفت ک مثلا چقدر مسافرت میبرمتون و کی اندازه ما مسافرت میره و اینا یه بار تو بحث درومد گفت مگه چی کم داری مگه تاحالا چیزی کم گذاشتم براتون مثلا یه جوری نشون داد اگ به جایی رسیدیم خونه خریدم و اینا با فکر و تلاش و عرضه خودش بوده حتی یه بار بهم گفت من اگ از خودم زدم ولی شما راحت بودین در صورتی ک اصلا اینجور نیست من ۶سال یه بار آرایشگاه نمیرم بعد اون ماهی دوبار دیگه بعد اون روز تصمیم گرفتم هر چی کم دارم و بگم پول ندارم به روش بیارم مسافرت گفتم نمیخوام برم شهر مدریم ببرم یه جا دیگه ک نبرد چون شهر مدریم کم هزینه بود ولی حتی یه جای دوساعت راه دوبرابر اون خرج میاره بالا چند ماهه اصلا حتی ۵روز از ماه رو پول نداریم و من همش مینالم شکایت میکنم همش میگم چقدر اوضاع بده چقدر تحت فشاریم تا بفهمه بدونه ک ما مثلا یه خونه خریدیم یا ماشین خریدیم یه زنی بوده از خودش زده از خوراکش زده از تفریح و سلامتیش زده ن این ک فقط تلاش مرد بوده شیر خشک پوشک رفلاکس کولیک کولیک کولیک کولیک کولیک کولیک کولیک شیر خشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک پوشک موشک موشک رفلاکس کولیک کولیک کولیک

۱۷ پاسخ

ماهم همینیم 30تومان قسط با حقوق شرکتی مجبوریم بسازیم خونه خریدن سخته جوونیمون سرقسط ها

عزیزم اگه شیش ساله آرایشگاه نمیری پس صورتت چجوری اصلاح میکنی

دیه ما وقتی از خودمون میزنیم همین. من امشب خیلی اعصابم بهم ریخت هرچه پول داره این اون میگه فورا واریز می‌کنه از حق منو بچم باز برا ما میرسه پولش تموم میشه از حقش اصلا نمیتونه دفاع کنه زبونش فقط برا من و بچه دراز برا بقیه لال میشه

بهترین کارو میکنی.. حداقلش اینه که دیگه نمیگه خودم همه کاری کردم تحت فشار نبودی

همه همینن بابا کی قدردانه اخه..
من زمانی که با همسرم ازدواج کردم بیکار بود عاشقش شدم بهم رسیدیم خونوادش هم نداشتن اما حتی ی ذره هم حمایت نکردن من نه نشون داشتم نه اینه شمعدون نه حتی ی جشن کوچیک
ی بار که اینارو جلوی مادرشوهرم گفتم گفت خودت نخواستی
مثلا میتونست بگه دستت درد نکنه که از پسرم انتظار نداشتی
حالا انگار حق انتخاب داشتم که خودم نخواستم

منم تازه متوجه این موضوع شدم و دارم همین واکنش رو نشون میدم

عزیزم با نالیدن و شکایت کردن باور کن باز هم متوجه نمیشه، الان هم برمیگرده میگه تو درک نداری، چقدر پر توقعی و غز این حرفا، به مرد جماعت باید پوست کنده حرفت رو بگی، همونایی که اینجا گفتی، با زبون خوش به خودش بگو، بگو که حتی بچه‌تونم تو خرید خونه و ماشین نقش داره، وقتی یک قسطی رو میدین، مجبورین یک لباس یا کفش کمتر بخرین براش، اینطوری میشه که پول اون خونه و ماشین جور میشه، خودت که دیگه جای خود داری

کار خوبی میکنی واقعا
شرایط منم همینه خونه نداریم ولی خیلی مدارا کردم انگار بیشتر ازم طلبکاره...

اکثر مردا اینجورین
دقیقا شوهرمنم یه بار گفت هیچی تا حالا برات کم نزاشتم زندگیت عالی بوده
از این به بعد نیاز هاتو بیشتر کن
مثلا ارایشگاه برو لباس بیشتر بگیر یا حداقل بهش بگو لازم داری
با خوبی و ارامش و کم کم هم انجام بده که دعوا نشه فقط کم کم عادت کنه که تو هم نیازهایی داری و باید انجام بده و تا الانم اگر انجام نداده بخاطر از خودگذشتگی تو بوده

مثلا به روشون بیارین زیاد براشون مهمه دومتر زبون میکشن

بشکنه دست خودمون ک نمک نداره

بعضی مردا اصلا قدر شناس نیستن باید به روشون بیاری

آفرین مردها اصلا جنبه ی زن خوب رو ندارن

خداروشکر خودت متوجه این مسئله شدی

ما هم مشابه شما هستیم فقط با این تفاوت که همسرم درکم میکنه اصلا دلمو نمیشکنه با حرفاش

اکثرمرداهمینن فکرمیکنن فقط اونان که زندگی میچرخه وخوش وخرمه

خوب کردی

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق ۱۷ ماهگی
بزارین یه قضیه خنده دار براتون بگم چند وقته ک من یه وسیله ای رو خیلی توجهمو جلب کرد به شوهرم نشون دادم گفتم برام بخرش اگ تونستی قیمتش حدود ۵میلیون بود چندین بار هم هی به شوخی گفتم اینه مدلش اینه این رنگشو دوست دارم و اینا اگ خواستی سوپرایزم کن برام بخر همش با شوخی میگفتم بعد امروز یه پولی اومد دستش دیرم عصری زد بیرون یه ساعتی بیرون بود هرچی گفتم کجا نمیگفت بعد امشب هونه جاریم دعوت بودیم دیدم یه شماره بهش زنگ زد انگار گفت دم درم و اینا مشخص بود پسته گفتم باور کن خریده همونو ک میخواستم پست اوردشه قشنگ داشتم تصور میکردم الان میارش بالا خونه جاریم میخواد سوپرایزم کنه چون برادر شوهرم خیلی کارا سوپرایزی انجام میده بعد زنگ زدم بهش گفتم پ نیومدی کجا رفتی گفت بیاین پایین تا بریم خونه هرچی گفتم کجا بودی نگفت منم گفتم حالا بردش گذاشته خونه مثلا رو کمدم یا رو میز ک یه باره ببینم سوپرایز بشم بعد رسیدیم در خونه گفت راستی کارت عابربانکمم پست اورد یعنی قیافه من اون لحظه دیدنی بود😂😂😂 شیر خشک پوشک رفلاکس کولیک کولیک کولیک کولیک کولیک کولیک کولیک کولیک کولیک کولیک کولیک کولیک کولیک شیر خشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک رفلاکس رفلاکس رفلاکس کولیک کولیک کولیک کولیک کولیک شیرخشک شیرخشک
مامان فندق مامان فندق ۱۷ ماهگی
خانوما میخوام امشب یه چیزی بگم یه تجربه شخصی از خودمه نمیدونم شما هم قبولش دارین یا ن میدونین اگ یه زن یا مرد کلا تو زندگیشون عشق و محبت و علاقه باشه توجه داشته باشن نسبت بهم از محبت سیراب باشن خیلی خوشبختن اصلا مشکلات به چشم نمیاین مانع ها سر راه خیلی زود برداشته میسن همیشه تو همه کارا موفق ترن انرژیشون بیشتره خستگیشون کمتره من خودم اوایل ازدواج شوهرم خیلی بهم توجه داشت محبت داشت عشق و بغل و بوس فراوون بدون نظر من حتی یه لیوان آبم نمیخورد همیشه تو همه جمع ها در حال شوخی و خنده بودم چقدر شاد بود م چقدر پوستم خوب شده بود هرکی از دور میدیدم حالا فکر میکرد اصلا هیچ گره ای مشکلی چیزی ندارم این همه عشق و توجه برا یه دختری ک تاحالا با هیچ پسری ن دوست بوده ن کسی تو زندگیش بوده ک بهش محبت و توجه کنه خیلی بود حتی یه کلمه گفتن دوست دارم یا یه توجه کوچیک خیلیه براهمون رو ابرا بودم همیشه در صورتی ک الان نگاه میکنم ما کوهی از مشکلات مالی داشتیم ازدواج کردم شهر غریب دور از خانواده اون موقع ها اصلا دوریشون حس نمیشد تو قسمت پایین شهر یه خونه تک خوابه ۵۵متری راهرو ها و پله ها عین زندان های قدیم حیاط خونه لجن بسته طبقه پایینی ها معتاد بودن بو مواد آدمو دیوانه میکرد چقدر مشکلات مالی داشتیم بقیه تو کامنتا شیر خشک پوشک رفلاکس کولیک کولیک کولیک شیر هشک موشک موشک موشک موشک موشک موشک موشک شیر خشک فرزند پروری شیر خشک پوشک رفلاکس کولیک کولیک کولیک
مامان فندق مامان فندق ۱۷ ماهگی
یه چیزیو میدونستین ما خودمون ارزش خودمونو میاریم پایین اصلا ربطی به تحصیلات و قیافه تیپ و سطح خانوادگی نداره من نانزد بودیم راهمون دور بود شوهرم وقتی میومد یه دسته گل برام میورد بعد من خنگ قسم میدادمش ک دیگه نیار پولاتو الکی خرج نکن چقدر احمق بودم بعد الان ۶ساله در حصرت یه شاخه گل موندم ک تحصیلاتم ازش بالاترم سطح خانوادگی بالاتری دارم قیافمم بهتره از هر نظر سر ترم مثلا بعد یکی از فیمیلامون دختره چند ماهه نامزد کردن دختره سطح خانوادگی فوق العاده پایین ازینا ک پدرشون اصلا کاررنمیکنه همش تو خونشون دعوا وضع مالی پایین اصلا یه وضعی دختره هم قیافه از یک تا ۲۰ میشه نمره ۲ داد حالا ماها همه خیلی زیاد خوشحال شدیم خداردشکر کردیم ک ازدواج کنه بره ازین خانواده راحت بشه ولی پسره چ خرجایی براش میکنه چ هدیه های گرون قیمتی براش میاره اونم راهش دوره چ سوغاتی های میاره چقدر پول میریزه براش همینجوری پول میریزه لبات ژل بزن چونت ژل بزن چند کیلو چند کیلو پاستیل بخر براش بعد شوهر من دوروزه دندونم درد میکنه اصلا نمیتونم غذا بخورم دهنم حتی باز نمیشه زبونمم زخم کرده چون گوشش شکسته بعد دوروزه میگم یه نوبت بگیر برام برم درستش کنم بیمه تکمیلی داریم کلا شاید دوتومنش ما بدیم ولی اهمیت نمیده امشب بهش پیام دادم سر کار بود گفتم این قدر دندونم درد میکنه دارم فقط لعنت میفرستم به شوهر کردنم یعنی واقعا نمیتونست دوتومن پول از یه جا جور کنه برام شیر خشک پوشک رفلاکس کولیک کولیک کولیک کولیک کولیک کولیک کدلیک کولیک شیر خشک شیرخشک شیرخشک پوشک رفلاکس کوایک کولیک کولیک کولیک کولیک
مامان دلین مامان دلین ۲ سالگی
دیروز سره یه شیر خشک گرفتن با شوهرم قهر کردم .شیر خشک هفته ای یه دونه میخوره من حواسم نبود ک فردا پسفردا میشه اخره ماه یه کم دیگه شیر خشک داش اخه سمت خونمون دفه قبل ۱۰ جا رفته بود تا از اخر زنگ زدم پسر داییم تو داروخونه کار میکنه گف دارم گفتم بذار کنار یه ۲ تایی فردا شوهرم میاد میگیره ک خسته شده بود از گشتن پیدا نمیکرد هرجا میرف
گفتم تو این برف و خونه نشین شدن یه تعدادی سره کار نرفتنا باز همه هجوم نیارن برا یه شیر خشک بچم نمونه بی شیر .۲ بار گفتم شیر خشک یادت نره .حالا اقا رفته پولشو کشیده بعد زنگ زده به غر زدن ک ۲ روز دیگه شیر نداش ک گفتی شیر بگیرم ؟ ازاد حساب شده ! گفتم چرا قبل اینکه بگیری زنگ نزدی ک ازاده بگیرم یا نه شیر داره تا ۲ روز دیگه یا نه حالا فرقش ۱۰۰ تومن بود .یه جور حرف میزد انگار میلیارد خرج کرده .اونم منی ک همه جا همیشه تو هر حالتی هوا دار جیبش بودم ک جای الکی خرج نشه برا یه ۱۰۰ تومن خودشو کشت دیشب هرچی از دهنش در اومد گف .منم عصبی شدم دلین اذیت میکرد همون لحظه زدمش 😞😓
بعد بهش گفتم بخاطر یه ۱۰۰ تومن بی ارزش رو اعصابم میری بچه رو میزنم .همیشه بهش گفتم ک عصبیم میکنی دست خودم نیس توام ک خونه نیسی عصبانیتمو سره بچه خالی میکنم پ سعی کن عصبیم نکنی .دیگه شرو کرد به تهدید کردن و برو خونه باباتو نه قیافه داری نه ارایش میکنی عصبی هم هسی و.... دیگه به کارم نمیای دیگه هیچ خاصیتی ندارم .نمیگه ک من اگر عصبی شدم از سره بچه اونه ک از سره زایمانمه سختیشو کشیدم.نمیگه اگه اندامم سروصورتم هرجور ک شده توی زندگی بااونه ک اینجور شده وگرنه خونه بابام ترگل ورگل بودم .هی میگف زنگ میزنم بابات بیاد ببرت
مامان عطرین و رادوین مامان عطرین و رادوین ۱ سالگی
یه مسئله ای خیلی ذهنمو درگیر کرده باهاتون در میون میزارم شمام نظرتونو بگید
برای عید ک باید به بچه ها عیدی داد،اونروز باخواهرشوهرم صحبت میکردیم ک عیدی چقدر بدیم و این حرفا،بعد من امسال سال اولیه ک خونه هستم مسافرت نمیریم و بچه دارم،بعد خواهرشوهرم میگفت باید ببینی بقیه چقدر به بچت میدن ک تویکم مثلا روش بزاری به بچشون بدی،من سال اولی ک خونم بودم بچه هم نداشتم به همه ی بچه ها پنجاه تومن عیدی دادم
و فکر میکردم عیدی دادن ی نوع قرض نیست ک ببینی طرف چقدر میده توهم جبران کنی و این حرفا فکر میکردم چون یه حالت دلخوشی و ذوق برای بچه ها داره هرکی هرچقدر دوست داشت و درتوانش بود میده به بچه ها،ک خواهرشوهرم گفت باید ببینی طرف چقدر میده به بچت ک توهم جبران کنی کلا ذهنیتم تغییر کرد ودو به شک شدم ک باید چیکار کنم
میشه شمام نظرتونو بگید؟
و یه حرف دیگه ک خواهرشوهرم گفت و احساس کردم منطقیه اینو گفت ک مثلا یکی از برادرات به بچه هات هرکدوم صد میده یکی به هرکدوم پنجاه میده،بعد تو میخوای به بچه های اون برادرت ک پنجاه داده و به اون برادرت ک صد داده یکی بدی؟
کلا خلاصه گیجم تو این مورد لطفا راهنماییم کنید

پوشک شیرخشک کولیک رفلاکس