🌷 مامانای اصفهانی، یه تجربه از گشت‌وگذارهای من! 😍

من تا حالا بیش از ۲۰ تا خانه بازی رو از نزدیک دیدم و بررسی کردم. بعضی‌هاشون هم هزینه خیلی مناسب‌تری دارن؛ اما هر کدوم جذابیت خودشون رو دارن.

چند وقت پیش پسرم رو بردم ادونچر پارک فضایی ملکشهر و چیزی که برای من خیلی جذاب بود، تنوع بازی‌ها و فضای متفاوتش بود! 🚀🤸🏻‍♀️ پسرم هم حسابی خوشش اومد.

البته چون هزینه دو ساعت برام زیاد می‌شد، اون بار فقط یک ساعت از مجموعه استفاده کردیم.

مدت‌ها بود به فکر برگزاری دورهمی‌های مادر و کودک بودم؛ اینکه بتونیم کنار هم جاهای مختلف رو تجربه کنیم و بچه‌ها هم فرصت بازی و شادی داشته باشن. ❤️

حالا بالاخره شروع کردم و قراره اولین دورهمی دنیای آلا رو همین‌جا برگزار کنیم! 🥹🌈

📅 پنجشنبه ۷ آبان | ساعت ۱۰ تا ۱۲ 💰 هر مادر و کودک: ۲۵۰ هزار تومان

اگه دوست داری تو و کوچولوت هم همراهمون باشید، پیام بده تا هماهنگ کنیم. 💌

تصویر
۱۷ پاسخ

عزیزم منم ببر گروه،،، با این نمیشه،،، شماره بدم یا بدی که ببریم

چ خوب😍
کاش نزدیک بودم
اما دوریم🥲

اینجا کجاس

کجا هست دور همی

حیف به من خیلی دورهست نمیتونم این برنامه روشرکت کنیم عزیزم راستی اگه گروه زدی منم عضوکن انشاالله برنامه هابعدی

برای دو ساعت ۲۵۰؟ خیلی ک خوبه قیمتش فدک مال برای یک ساعت ۲۱۰ البته ک با توجه بذعکسا فدک مال یکم محیطش مناسب تر بچه های دو تا سه سال

اتفاقا منم بردمش ولی برای سن پسر من جذاب نیست
اون تاب های بالا برای سن بچه ی من ترسناگ بود هیچکدومشون نمیرفتن فقط ۴ به بالا میپریدن و میرفتن
حتی سرسره اش هم برای این سن سخت بود

گذر متحرک

تصویر

اتاق آجر بازی و حیوانات

تصویر

سرسره پیچ

تصویر

گذر توری

تصویر

تاب بافت

تصویر

خانه بازی

تصویر

سرسره

تصویر

فضای کلی

تصویر

سرسره چمنی

تصویر

زمین چمن

تصویر

سوال های مرتبط

مامان آقا محمد مامان آقا محمد ۳ سالگی
مامانایی که درگیر تفریح و سرگرمی بچه هاتون هستید بیاید تا بگم...

تو این دو سه سال بچه داری به خونه‌بازی مختلف سر زدم و گزارش بعضی‌هاشون رو هم توی پست‌هام باهاتون به اشتراک گذاشتم؛ اما این یکی واقعاً بیشتر از همه توجهم رو جلب کرد! 🤩💕

فضای خونه‌بازی پر از بازی‌های متنوع و جذابه و پسرم حسابی ازش لذت برد. از اون جاهایی که بچه‌ها می‌تونن با ذوق و شوق بازی کنن و کلی خوش بگذرونن. ❤️

مدتیه دارم درباره برگزاری دورهمی‌های مادر و کودک فکر و تحقیق می‌کنم و جاهای مختلف رو بررسی می‌کنم تا بتونیم اولین دورهمی «دنیای آلا» رو کنار هم برگزار کنیم. 🌈🌱

برای همین با این خونه‌بازی صحبت کردم تا به‌صورت گروهی به اونجا بریم و خوشبختانه قبول کردن برای جمع ما قیمت مناسب‌تری در نظر بگیرن. 😍

💰 هزینه عادی خونه‌بازی ساعتی ۲۰۰ هزار تومنه؛ اما با هماهنگی من، برای جمع ما دو ساعت ۲۵۰ هزار تومان حساب می‌کنن! 🎉

حالا می‌خوام بدونم چند نفر از مامان‌های گل اصفهانی دوست دارن توی این دورهمی شرکت کنن؟ 🥰

📍 چون ممکنه این خونه‌بازی برای همه نزدیک نباشه، قبل از هماهنگی نهایی می‌خوام تعداد مامان‌های مشتاق رو بدونم. سری های بعدی محدوده های مختلف هم برگزار خواهم کرد

اگه پایه‌ای، بهم پیام بده و اعلام آمادگی کن تا ببینیم می‌تونیم اولین دورهمی دنیای آلا رو برگزار کنیم یا نه. 🧸💕

منتظر پیام‌هاتونم! 🤍
مامان آواز مامان آواز ۴ سالگی
❌می‌دونید چرا خیلی از پدر و مادرا انگیزه‌ای برا بازی با بچه‌هاشون ندارن؟

✍یکی از دلایل بی‌توجّهی والدین به بازی با بچه‌ها، اینه که بازی رو ضرورتِ زندگی بچه نمی‌دونن. تا وقتی هم که ضرورتِ بازی براشون روشن نشه، انگیزه‌ای برا بازی با بچه‌ها و یا فراهم کردن زمینۀ بازی برا اونا پیدا نمی‌کنن.

🌱بعضی از فواید بازی برای بچه‌ها👇👇

1⃣ بازی با بچه‌ها باعث می‌شه بین اونا و والدین، رابطه‌ی_عاطفی ایجاد بشه. بچه‌ها به کسایی که بیشتر باهاشون بازی می‌کنن، علاقۀ بیشتری دارن. بدون بازی کردن با کودک و فراهم کردن زمینۀ بازی برای اون، راهای دیگه‌ی ابرازمحبّت، کارآییِ لازم رو نداره.

2⃣ خیلی از قابلیت‌های کودک، تو بازی بروز پیدا می‌کنه. بچه‌ها موقع بازی با محیط اطرافشون آشنا می‌شن و قوانین برقراری_ارتباط_با_محیط رو یاد می‌گیرن.

3⃣ بازی، ترس کودک تو خیلی از کارها رو از بین می بره و به اون یاد می‌ده بدون کمک بقیه و با اتّکا به توان خودش، می‌تونه خیلی از کارها رو انجام بده. بازی، کودک رو وادار می‌کنه از هوش و حافظۀ خودش استفاده کنه.

4⃣ بچه‌ توی بازی با استفاده از تجربیاتی که براش اتّفاق می‌افته، خیلی از مسائل مورد نیازش رو یاد می‌گیره. این یادگیری در حالی اتّفاق می‌افته که اون احساس نمی‌کنه به صورت رسمی تحت آموزش قرار گرفته.
مامان آریو مامان آریو ۳ سالگی
پوشک گیری سختتر از چیزی بود که فکر میکردم.
روز اول با بی تجربگی شروع کردم.بهش گفتم که باید باهاش بای بای کنیم و پوشک بو میده.بریم دستشویی جیش کنیم و باباهاش بای بای کنیم..
جایزه و برچسب و هر چی لازم بود حاضر کردم..
از بد شانسی خودمم پریود شدم..
سه ساعت خودشو نگه داشت و آخرش روی موکت بووم...یهو ادرارش ریخت و وحشت کرد...یک ساعت بعد دوباره روی فرش...یک ساعت بعد دوباره روی فرش...فقط بخاطر اینکه میترسید خودشو نگه میداشت و میومد روی فرش کارشو میکرد...منم به گریه افتادم..اخرش تسلیم شدم و دوباره پوشکش کردم..
دیروز روز دوم بود..از ساعت پنج غروب با اینکه پوشک بود هر نیم ساعت میبردبم دستشویی و حیاط و تا ساعت ۱۲ اصلا پوشکش خیس نشد..
اما امروز که روز سومه اصلا دلش نمیخواد ادرار کنه...بهش گفتم پوشکت باید خشک باشه وتمیز..اما اذیت میکنه..
ابنم بگه تا صبح پوشکش پر از جیشه...
پوشک انوزشی هم خریدم که خوشش نمباد تن کنه...
ابن تنها راهه که پوشک پاش کنم و هر نیم ساعت باز کنم ببرم برای ادرار
مامان امیر و آئین مامان امیر و آئین ۴ سالگی
ماجراهای من و پارک😁😁😁
در نظر بگیرید با فرزندتون رفتین پارک. همین که وارد میشین کودکتون هیجان زده میدوئه جلوی تاب و یه پسربچه که روی تاب نشسته با پا میزنه بهش! کودکتون میفته زمین!
عکس العملتون چیه؟

به نظر من باید سریع کودک رو بلند کنیم بغلش کنیم از جایی که زمین خورده دورش کنیم و بعد آرومش کنیم و باهاش حرف بزنیم و بدنش رو نگاه کنیم تا آسیبی ندیده باشه. بعد کمکش کنیم تا باز بره سراغ بازی...

اما امروز یه مامان بعد این اتفاق کوچولوشو کتک زد. گفت مگه نگفتم چلوی تاب نرو؟
بچه می‌گشت ببینه کجاش درد میکنه و مامان داشت داد و بیداد میکرد.
نه اینکه مامان بدی بودا... نه... از شدت ترس هیجان زده شده بود و هیجان و ترسش رو اینجوری نشون میداد...
تصور کنید شما باشید چی کار میکنید! شاید برای ما هم اتفاق بیفته، آماده باشیم و تمرین کنیم اینجور وقتا هیجانمون رو کنترل کنیم نه استرس بدیم نه دعوا کنیم نه اعتماد بنفس بچه ها رو آسیب بزنیم.

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد.... قسمت شصت و شونزدهم......😁😁😁
ماچ به کله ی همه ی مامانای خسته😘😘😘
مامان باران و بهار مامان باران و بهار ۴ سالگی
بچه ها من ساعت ۱۱بیدار شدم کم کم آماده شدم و تخم مرغ گذاشتم آبپز شه بهار بیدار شد کاراشو انجام دادم و لباس تنش کردم(در این حین بارانم هی میگفت بجای اسباب بازیها حرف بزن)بردم بهداشت واسه واکسن،از اونور ساعت۱برگشتم دیدم هنوز صبونه نخوردن😐تخم مرغها رو پوست کندم برنج گذاشتم خیس بخوره ،نون آب کردم و به باران تخم مرغ دادم خودمم یه چای سرد با کلوچه خوردم ،بعد برنجو پختم ،ناهارو آوردم شوهرمم وقت نداشت چیزی نخورد و رفت ،سفره رو جمع کردم آشپزخونه رو جمع کردم گفتم یکم باسنمو رو زمین بذارم که بهار گریه کرد بغلش کردم و چرخوندم ،بارانم دنبالم.... بعد که بهار رو زمین گذاشتم باران اسباب بازیاشو آورد که بیا بازی ... نیم ساعت باهاش بازی کردم گفتم دیگه بسه ،اونم ناراحت شد و گریه کرد می‌گفت باید باهاش بازی کنم ،یعنی نیم ساعته کوفتی واسه خودم نیستم ،ایا من مقصرم ؟؟؟؟همیشه در طول روز حتی شده نیم ساعت یا بیشتر باهاش بازی میکنم , گاهی هم متفرقه ست هر بار پنج دقیقه ده دقیقه تا یه ساعت دو ساعت بعد که باز بگه بیا بازی ،واقعا عذاب وجدان میگیرم اما می بینم واسه خودمم نمیتونم وقت بذارم اصلا ،شما که دوتا بچه دارید چه میکنید؟قبل از بهار خیلی باهاش وقت میگذروندم اما حالا اصلا نه نمیتونم درست حسابی واسه بهار وقت بذارم نه باران،بیچاره باران هم خیلی درک میکنه و هر بار که بهش میگم کار دارم صبر می‌کنه ،نمیدونم چیکار کنم😢