۳ پاسخ

ب حق گفته اند ❤🌷بهشت زیر پای مادران است❤🌷

عزیزم قدم نو رسیده مبارک باشه انشالله نامدار باشه و زیر سایه پدر مادر بزرگ شه😘

منم مثل شما درد طبیعی رو کشیدم بعد سزارین شدم.فقط تا میتونی استراحت کن و به بچه برس

سوال های مرتبط

مامان تودلیم🤰🏻 مامان تودلیم🤰🏻 روزهای ابتدایی تولد
🌸🌸تجربه زایمانم🌸🌸

من چندین بار از ۳۷هفته معاینه تحریکی شدم و دوست داشتم زود زایمان کنم ولی خب نشد...
قرار شد ۴۰هفته و یک روز که شدم صبحش برم بستری بشم.
صبح تقریبا نزدیکای ساعت چهار بود که درد پریودی گرفته بودم ولی خب بیمارستان نرفتم و همونجا سرجام اینور اونور میشدم دیگه ساعت ۵ شد بلند شدم کم کم کارامو کردم آماده شدم که برم برای بستری...
۶ ونیم رفتم برای معاینه که دیدم پدم خیس شده به مامام گفتم و اون نگاه کرد دید بله کیسه آبم همونجا پاره شده سریع کارای بستریمو کرد و من رفتم که لباسهای بیمارستان و تحویل بگیرم بپوشم ...
لباسارو پوشیدم و خداحافظی کردم و رفتم داخل اتاق زایمان ؛ اونجا دراز کشیدم و اومدن معاینه کردن سه سانت بودم ؛ آوردن برام سرم وصل کردن ؛ یه مدت اونجا دراز بودم دردم کم کم بیشتر می‌شد مامام اومد و رفتیم تو اتاق اصلی زایمان و من ورزش روی توپ و شروع کردم و هی دردام زیاد می‌شد و من ورزش کردن برام سخت شده بود ؛ مامام تصمیم گرفت ببرتم داخل وان و آماده شدم رفتم تو وان و بقیه ورزشارو اونجا انجام دادم بعدش اومدم بیرون و روی تخت دراز کشیدم معاینه کردن شده بودم ۵سانت...
یکم دیگه ورزش کردم ولی خیلی عذاب آور بود ورزش کردن وقتی که دردا میومدن سراغم ...
توی دردا از ماسک استفاده میکردم ‌ولی اصلا تاثیر نداشت فقط گیجم می‌کرد و احساس خفگی بهم دست میداد ؛ منم داد میزدم میگفتم نمیتونم نفس بکشم، دارم میمیرم اونا هم ماسک اکسیژن بهم میدادن ...
asma asma قصد بارداری
تجربه زایمان طبیعی(۱):من روز سه شنبه رابطه داشتم و روز پنجشنبه نوبت زده بودم واسه سزارین کردن‌ چون من خیلی بدنم کم تحمل و ضعیفه جوری که وقتی رفتم‌زایمان کنم‌همه فکرمیکردن یه بچه خیلی‌ ریز قرار بیاد چون خیلی ضعیفم من به هرحال روز چهارشنبه ساعت ۶ صبح از خواب بیدارشم و بالا اوردم در حین استفراغ کردن دیدم به اندازه یک لیوان آب زرد وقهوه ای رنگ اومد‌ازم فهمیدم کیسه آبم هست و چون رنگش سفید نبود گفتم بچه مدفوع کرده و ترسیدم سریع رفتم نزدیک ترین بیمارستان که دولتی بود و سزارین نمیکردن‌‌و هرچی زنگ‌زدم چون صبح بود گوشی جواب نداد دکترم تقریبا تا رفتم‌ بیمارستان‌کارای بستری رو کردن شد ساعت ۸ صبح معاینه ام کردن و من هیچ دردی نداشتم و یک سانت بودم بعد از معاینه دردام یه کم شروع شد رفتم رو تخت که خوابیدم و نوار قلب میگرفتن دوباره معاینه کردن تقریبا ساعت ۹نیم و هنوز هم یک سانت بودم و بعد دومین معاینه دردام‌ زیاد‌شد میگفتن نفس عمیق بکش دردات کم‌میشه هرچی‌نفس‌عمیق‌میکشیدم انگار نه انگار خلاصه مامانم التماسشون می‌کرد تااینکه بهش گفته بودن براش بی دردی میزنیم و خوب میشه ... بعد از ۴ ساعت درد کشیدن شد ساعت ۱۲ ظهر دوباره معاینه کردن یک سانت بودم و پیشرفتی نداشتم ولی به شدت درد داشتم جوری که خودمو به در و دیوار میزدم منی که خجالتی هستم و صبورم ولی واقعا نمیشد صبوری کرد ساعت ۱۲ که اپیدورال زدن من واقعا آروم آروم شدم بدون هیچ دردی تا ساعت ۲ بعد ۲ دقیقه که از ساعت ۲ گذشت دردا با فشار شدید تری برگشت و دهانه رحم شده بود ۳ سانت خیلی درد داشتم خیلییییییی تااینکه پرستارا دیدن واقعا خیلی حالم بده دوباره شارژ کردن اپیدورال رو ولی اصلا روم جواب نداد و خیلی شدید درد داشتم