۱۱ پاسخ

منم به‌خدا از کمر دردو استخون درد دارم میمیرم شاید باورت نشه من وقت نمیکنم قرصامو بخورم ویتامین هیچ قرص بعد زایمان که عفونت نکنمم وقت نمیکنم بخورم یا دارم شیر میدم یا آروغ میگیرم یا دارم شربت میدم نفخش بره شبا هم هر یک ساعت بیدار میشه ۵ دیقه شیر میخوره تا من بخوام خوابم بازدپامیشه

از یکی کمک بگیر شبا بهش شیرخشک بده خیلی کمکت میکنه اگه نخوابی شیرت خیلی کم و بی کیفیت میشه اصلا از شیرخشک دادن نترس ولی حتما با سرنگ بده تا پایان یک ماه اصلا شیشه مجاز نیستی بدی
حتما یه تایمی از روز لخت باش بچه‌هم لخت کن بچسبون به خودت استخوان قفسه سینه ت بجه ت آرامش بگیره و وکمک میکنه شیر جاری باشه و حتما باید باباش روزی یک ربع تا نیم ساعت رو بدن لختش بچه رو بغل کنه و یکبار حداقل تو بغل بخوابونه کمک میکنه گیرنده های عصب و مغز زودتر تکامل پیدا کنن زیادی هم بچه رو تو گرما نده آب بدنشو از دست میده
اینا حرفای دکتر پسرم بود وقتی۱۴ روزش بود بردم پیشش و منو دید چقدر حالم بده و بچم بجای وزن گرفتن وزن کم کرده بود

اره...از ساعت ۶ عصر تا الان بیداره و گریه

اووووو باید دیشب منو میدیدی ی جوری زارررر میزدم از خستگی و بیخابی هر شب قبل خاب کلی گریه میکنه

منم همینطورم خیلی سخته 😭

من ک ی روانی به تمام معنا شدم از بی‌خوابی سردرد افسردگی گریه همه کوفت زهرماری

منک باوجود بچه ۲۷روزه.یه یه سالونیمم دارم.بخیه هام ازداخل درد داره هیچ بچه بزرگتراز بس بغلم میاد و راه میبرم دوباره دردام شروع شده .بیخوابی ک نگو تا یکی میخابه یکی دیگه بیدار میشه 🥲🥲🥲

اره یکم بره جلوتربهترمیشه...من حالاهمسرم شبا کمک میکنه من‌ میخابم اون رسیدگی‌ میکنه. کمکی بایدداشته باشی

منم سر دختر اینجوری بودم طبیعیه افسردگی میگیری خابم نداره حالت خیلی بده من درکت میکنم

سلام من که شب زایمانم هم خیلی بحرانی بود و دکترم تا صبح نیومد و کلی درد کشیدم و بعد رفتم سزارین و همه اینا منو دچار شک کرده بود حالا تازه بی خوابی و بچه داری و درد اینا هم بود طبیعیه که همه چیز سخت باشه کم کم بدنمون و ذهنتون عادت میکنه

اره بابا منم دیونه شدم

سوال های مرتبط