مامانا شما اتاق بچه هاتون رو جدا کردین؟چه تصمیمی دارین؟کلا چه جوری میخوابین؟
من تقریبا از دو سالگی پسرم عادتش دادم رو تختش و اتاق خودش میخوابید منم پایین تختش..ولی ۹۰ درصد مواقع با همسرم جدا میخوابیم😑اون تو حال جلو تی وی خوابش میبره و البته اتاق پسرمم کوچیک تره یه مقدار..
گفتم کم کم ترکش کنم که باردار شدم...
اواخر بارداری بهش گفتم خودت بخواب من میرم بیرون قبول میکرد و میخوابید..تا اینکه داداشش دنیا اومد
بعضی شبا صدام میزد و میرفتم اتاقش..دیدم سختمه یا کوچیکه برا شیر بیدارم کنه یا بلند شم برم اتاق بزرگه..باز یه مدت کوچ کردم اومدم پیشش میخوابم...
امشب بهش گفتم من میام برات قصه میخونم تا بخوابی بعدش میرم اتاق خودم..دلم برا اتاقم تنگ شده
شروع کرد گریه که نههه من میترسم من دلم برات تنگ میشه..اصا راضی نشد..کلا تو این ۳ ۴ ماه انگار عوض شده میگم کاش همون زمان دیگه نمیومدم اتاقش😑
حالا چیکار کنم؟میگین استرس ندم بهش؟
یا هی تکرار کنم تا بهتر شه..میترسم هرچی بزرگتر شه وابسته تر شه..الان منو بچه ها اتو اتاقیم همسرم تو هال😐😐

به به چه زندگی رمانتیکی🫠🫠

۸ پاسخ

گلم شما ۶ ماهگی باید جداش میکردی نه ۲ سالگی الانم استرس جدایی میگیره و شب ادراری و هزارتا چیز دیگه فعلا جداش نکن چرا شوهرت جدا میخوابه خب همگی بریم تو حال کنار هم بخوابین

همه تون تو حال بخوابیداونم دور تا از خودتو بزار چون یه بچه دیگ هست گناه داره اونم دلش میخواد حسود میکنه بچه س دیگ

من ک جدا نکردم پسرم سه سالش وسط منوهمسرم دخترم سع ماهش کنارم دلم تمیاد بجمو دور کنم ازخودم

من دلم نمیاد جدا کنم

وقتی خوابش برد تو برو بهش هم نگو که میرم چون میترسه که تنها بخوابه تو نباشی

ن جدانکردم پیش خودمون میخوابه قصد جدا کردنم ندارم چون خیلی کوچولو میترسن من با این سن تو اتاق تنها بخوابم میترسم

خواهر چطپری با این زندگی رومانتیک و جدا خوابیدن دوباره باردارم شدی🤣

من به این زودی تصمیم برای جدا کردن اتاق دخترم و اضطراب جداییش ندارم
من کف اتاقم سنگ بود پارسال برداشتم کل اتاقمونو (اتاق خودمو همسرم) موکت کردم ، منو همسرم رو تخت میخوابیم رخت خواب دخترمو پایین تخت میندازم ، هرجا نصفه شب نیاز به حضور من داشته باشه میرم کنارش میخوابم ، اینطوری کنار هردوشونم
اگه بجه دومم بیاد بازم برنامم همینه
کنار تخت خودمون تخت کنار مادر دارم کوچیکه رو میذارم تو تخت کنار مادر ، بزرگه هم رو زمین همسرمم کنارمونه
حالا فعلا که بچه دومی درکار نیست😅

من ن چون تهران شرایط جنگه میترسم حدا باشه

سوال های مرتبط

مامان صدرا مامان صدرا ۳ سالگی
ما تو شبای سرد زمستون درگیریم
پذیراییمون خیلی سرده شبا مناسب بچه نیست چون صدرا اصلا پتو رو خودش نمیزاره
پارسال تو اتاق میخوابیدیم شوهرم نصف شب گرمش میشد میرفت تو پذیرایی امسال گفتم صدرا رو جدا کنم اصلا اسرا نکردم فقط گفتم دوست داری بری تو اتاقت رو تخت بخوابی دیدم اشتیاق نشون داد براش بالای تختشو نقاشی چسبوندم و گفتم تو اینجا بخواب وقتی خوابت برد من میرم تو پذیرایی بخوابم گفت در باز باشه گفتم باشه دیدم خوشحاله
براش قصه میگم و میخوابه
ولی تا صبح سه چهار بار بلند میشه و دنبالم میگرده و صدام میزنه باز میدم کنارش میخوابه
و من اصلا نمیتونم رو تخت بخوابم چون ب شدت کمر دردمیشم
دو شب وقتی رفتم کنارش دراز کشیدم خوابم برد صبح از دردکمر نمیتونستم بلند شم
از طرفی هم دوست ندارم از شوهرم جدا بخوابم چون اون از خداشه و سریع عادت میکمه ب تنها خوابیدن 😂

بعد روز ب صدرا میگم شب در اتاقت بازه چرا هعی بیدار میشی و صدام میزنی میخوای بیایی کنارم بخوابی میگه ن من صدات نمیزنم و دوست دارم رو تخت بخوابم

بنظرتون چکار کنم
مامان طلا مامان طلا ۳ سالگی
سلام شب بخیر ممنون میشم نظرتون رو به من بگید😅
ما یه همسایه داریم زن و شوهر خیلی مهربان با اخلاق هر سری ما رو میبنین قشنگ سلام علیک غذایی کیکی چیزی باشه برامون میارن و متقابل منم هم چیزی درست کنم براشون میبرم دوتا بچه بزرک هم دارن تقریبا ۱۶ و ۱۷ ساله
اما شبها که میخوابند برای رابطه ژن وشوهری شون زنه فقط صدا در میاره و این صدا تا اتاق ما میاد و من بخاطر این موصوع جای خواب مون رو عوض کردم چون واقعا صدا میومد تا اتاق ما
حدا از این من خجالت میکشم میکم وا مکه نمی فهنه صدا میره میاد از قصد چندبار من اونجا با دخترم و کوشی صحبت کردم که بفهمه صدا زد میشه و میاد ولی انگار نه انگار هم اینکه دوتا بچه بززگ دارن یعنی صدایی که تو اتاق ما میاد ییشترش تو خانه خودشون میاد خب ما هیچی یچه ها شون چی
من زیاد جدی نگرفتم اما خب دیشب مهمون داشتم و تو اتاق خوابیدم انجه بود نگم بهتره و وقتی میبینمشون واقعا من معذب هستم
چیکار کنم؟
برام مهم نیست ولی خب میگم اومدو بغیر من مهمون تو اتاق بخوابه چیکار کنم یا بچه بخوابه
پوشک
شیر
شیرخشک
نی نی
شربت
پوشک
جیش
دستشویی
لباس بچه
جیش
لالا