مامان زندگیم❣ مامان زندگیم❣ ۴ سالگی
مامان یاسی🐥 مامان یاسی🐥 ۲ سالگی
خانما بیایین درد و دل
شوهرم و بردارشوهرم کارشون باهمه دخل و خرجشونم باهمه
بعد همه پولا دست برادر شوهرمه
سال ۱۴۰۴ ماهی ۱۵ میلیون میزد ب کارت شوهرم ک خرج خوراک ‌و پوشاک باش آذرماه ۱۴۰۴ رفتیم مشهد از اون موقع اون پولو قطع کرد
کارت خودشو میده ب دست شوهرم ک معذب بشیم و خرید نکنیم ک شوهرم معذب میش ولی من نه
با این حال ک کارشون یکیه
جاری هر چی دوست داره میخرع
ولی من با پول خودم ک عیدی دادن بهم خرید میکنم
شوهرم میگ ندارم
خب اگ ندارن باید هر دو نداشته باشن چون کارشون باهمه
کلا باهمیم فقط خوراکمون جداس
نگید ک کارتونو جدا کنید چون نمیش
پدر شوهرم مغازه داده بهشون دوتایی کار کنن
الان چند وقتیه ک گفتم منو ببر برا خودم شال و شلوار بخرم
نبرده
مثلا وقتایی ک میگم بیرون رفتی ب منو یاسی هم بگو بریم حالمون عوض بشه ب ما نمیگ و منم ک بیرون و نگاه میکردم با پسرم دیدم بچه جاری نشسته جلو ماشینش از بیرون اومدن
پسرمم دیده بود همش میگفت من من گریه میکرد
یعنی منم میبردی اینم ب ی ورشم نگرفت ک گریه میکنه بدون توجه از خونه رفت
منم از اون روز سرد شدم باهاش
بنظرتون چیکار کنم
خیلی بده باهم بودن