تجربه ۳
لباس دادن و سوند وصل کردن رفتم سوند خیلی بد فقط خیلی دردناکه رفتم دیگه دیدن میلرزم دکتر های بیهوشی اینا کلا مرد بود ۳ تا مرد بودن خیلی کمکم میکردن خیلی خوب بودن گف نترس استرس نداشته باش
ولی خیلی میترسیدم بد اینکه امپول بی‌حسی زدن پاهام داغ شد خیلی ترسیدم بدش دیگه شروع کردن عمل و من نمیدیدم ولی حالم بد بود فقط خواب میرفتم اونام میترسیدن فشارم ۱۳ و نیم رفت گفتن خطرناکه عملم زیاد طول کشید ساعت ۱۰ ‌.نیم نفس من بدنیا اومد یکم گریه کرد اونقدری حس خوبی بود شنیدنش بدش گفتن وای خداروشکر به بچه هیچی نشده بند و کلا گره بود دور گردنش و دستش خیلی ترسیدم بچه رو بردن من ساعت ۱۲ تموم شد کلا شوهرم اینا خیلی نگران شده بودن هی پرستار میومد میگف شوهرش خیلی نگران میگه تموم نمیشه دکتر خیلی خوبی خدا ازش راضی بشه ماهانمو به من سالم بدنیا آورد چون خیلی خطر بود بچه من خداروشکر هزاران بار وزنش ۳۵۰۰ بود قدش ۵۲ خداروشکر همه چیش خوب مدفوع اینا نخورده بود خداروشکر نفسم سالم بدنیا اومد خیلی عذاب کشیدم طبیعی خیلی سختر سزارین هم سخته ولی روز اولش بدتر عذابناکه سوند و که برداشتن یکم راه رفتم احساس کردم خوب شدم ولی سزارین بهتر از طبیعی چون طبیعی دردش خیلی بد خیلی من نتونستم تحمل کنم ولی بخدا همه دوستانی که تو گهواره دارم و همشون دعا کردم موقع زایمانم کلی همه رو دعا کردم اونایی بچه میخوان اونایی باردارن سالم بغلش بگیرن واقعا بارداری سخته زایمانم سخته خیلی خدا به همه بارداری راحت و زایمان راحتی قسمت کنه انشالا الانم ماهانم پیش مامانش خوابیده خداروشکر ممنونم بابت همه دعاهاتون دوستان عزیزم❤️❤️

۱۳ پاسخ

خداروشکر عزیزم آره گفتم طبیعی سخته بهت

خداروشکر عزیزمممممم

میگم ترشحاتت چقدر بود ؟
الان از من نصف کف دست رفت😑

خداروشکر ک‌ حال جفتتون خوبه😍😍
انشالله که روز ب روز همه چی بهترم میشه ب میمنت پاقدم ماهان جون😘😘
زیاد ازش عکس بزار ببینیمش😘😘

خداروشکر که بسلامتی زایمان کردی عزیزم

الهی خوش قدم باشه برات عزیزم
خداروشکر ک حال هر دوتاتون خوبه🙏🏼😍

خداروشکر ب سلامتی امدین خونه

گریه م گرف با خوندن متنت🥺😭انشاااالله منم بچم صحیییح و سالم ب دنیا بیاد ..خییلی استرس زایمان دارم 🥺😭

خدارو شکر منم دعا کن بچم سالم بیاد

ای جانم خدا حفظش کنه عزیزم.انشالا بزرگ مرد بشه🥹🧿♥️

بسلامتی گلم

پس گلم به این نتیجه رسیدی که سزارین خوبه
من تجربه دو زایمان طبیعی دارم واقعا خیلی سخت بود من مدفوع کردم خیلی عذاب کشیدم مخصوصا تو اولی خوشبحالت سزارین شدی بعدی راحت سزارین
دعا که منم سومی سزارین یشم دیگه دوست نذارم طبیعی رو دلم میخاد برای آخرین والدین بار سزارین تجربه کنم حوصله درد ندارم نمیگم سزارین درد نداره ولی میدونم اندازه طبیعی نیست بعدش میتونم تحمل کنم

خداروشکر هردوتون سالمین خوشحالم براتون🥹❤️

سوال های مرتبط

مامان کوروش مامان کوروش ۹ ماهگی
سلام خانوما بعد 10 روز اومدم تجربیات بگم

دکترم فریبا حقی بود خیلی عالی بود راضی بودم ازشون واقعا دکتر خیلی خوبیه از همه لحاظ و من سزارین اختیاری بودم 15 تومن گرفتن
و اینکه بیمارستان موسی بن جعفر بودم بیمارستانه همچی خوبی نبود بعضیاشون رفتارشون مثل سگ بود صحبت میکردی جوابتو نمیدادن
و من صبح ساعت 9 بیمارستان بودم کارامو کردم شد 10 نیم بستری شدم اومدن سوند سرم اینا وصل کردم لباس پوشیدم ساعت دو دکتر اومد رفتم اتاق عمل اتاق عمل خیلی باحال بود اولین بار بود ک رفتم 😂و دراز کشیدم میخاستن گولم بزنن گفتن بیهوشی گفتم نه من بیهوشی نمیخام درد بعدش نمیتونم تحمل کنم بی حس میخام دیگ دکتر اومد بی حسی زد اصلا درد نداشت فقط نباید تکون بخوری ساعت 2:40کوروشم بدنیا اومد خداروشکر همه چی خوب بود و بخیه هم جذبی زدم خانم دکتر گفتن جذبی بهتره واقعا جذبی بهتره و اونایی ک بیهوشی بودن تو ریکاوری جیغ میزدن اه ناله من نه دراز کشیده😂آروم 6 بار شکمم فشار دادن فقط 5 پرستار عوضی خیلی بد فشار داد و اینکه چسب بخیه اومد پرستار عوض کنه برام خیلی بد عوض کرد راضی نبودم طوری زده بود ک رون پام گرفته بود و پام سوخته بود این خیلی اذیتم کردحتما جای دکترم برم ازش شکایت میکنم وگرنه اصلا درد نداشتم زایمان خیلی راحتی داشتم واقعا عالی بود برگردم عقب حتما سزارین انتحاب میکنم و بخیه جذبی
و هزینه بیمارستان هم 50 تومن شد
مامان نوزاد محمد مامان نوزاد محمد ۱۳ ماهگی
زایمان سزارین پارت ۳
خوب بلاخره بستری شدم با کلی استرس یخورده نوار اینا سوند بهم وصل کردن از دفعه های قبل درد این خیلی زیاد بود تحمل کردم بلاخره یه ساعت طول کشید تا دکتورم اومد رفتم اتاق عمل از چیزی که بدم میومد ومیترسیدم همون آمپول که به کمر میزنن بود خیلی دردم داره بعدا یه ساعت طول کشید تا بچه رو دربیارن اینبار نمیدونم چرا طول کشید گفتن سخت ترین سزارین رو داشتی گفت از خاطر همین بوده بچه که اومد گذاشتن رو دلم وبهم گفتن بزار مامانی رو ببینه خوب بچه رو بردن بعدا با من بودن هی نفسم بند میومد هی فشارم بالا می‌رفت قلبم تند تند میشد با کلی وقت از ساعت ۲ رفتم اتاق عمل ساعت شیش و سی بود اومدم گفتن خیلی چسبندگی داری خوی وقت بخیه هامو دوختن آوردن بخش بهم گفتن کجا سونو میرفتی خیلی چسبندگی داشتی که اصلا نمیشد کارش کرد ولی دکتورم همه چی رو اوکی کرد دوباره رحمم رو به حالت قبلی برگردوند وگفت سخت ترین سزارین که داشتم از شما بود گفت خیلی سخت بود گفت خوب از اینا که تموم شدم اتاق آوردن منو چون جراحیم خیلی زیاد بود وسخت بود خیلی درد کشیدم یعنی چه بگم تا الانم اصلا خوب نشدم همش کمرم وبخیه هام درد میکنه اینبارم از کمر بی حسم کردن ولی خداییش خیلی درد دارم الانم به بچه های قبلیم نداشتم چون اینبار چسبندگی داشتم علتش هم همینه ولی فعلا قابل تحمله از روز های اول کرده بهترم فعلا هم ۸ روز میشه زایمان کردم گفتن ۱۰ روزت شد برو بخیه هاتو بیگیر
مامان 🐣💙Aren💙 مامان 🐣💙Aren💙 ۱ ماهگی
تجربه شخصی من از سزارین
به نظرم خیلی خوب و عالی بود
من فشارم رفت بالا و یهو بستری شدم
استرس داشتم اما واقعا عالی بود
اون همه استرسی که از سوند داشتم از بی حسی داشتم همش الکی بود
واقعا سوند درد نداشت و کلا شاید ده ثانیه طول کشید
بی حسی هم دکتر اومد دوتا کلمه باهام حرف زد و گفت کمرتو خم کن ده ثانیه نشد
گفت دراز بکش و تزریق شده
میتونم بگم بی دردترین آمپول عمرم 😕
بعد هم پسرمو آوردن
که خداروشکر دکتر گفت خوب شد زود دنیا اومد دو دور بند ناف دور گردنش بود
بعد عمل هم خیلی درد جزئی داشتم چون نمیتونستم بلند بشم
بعد چند ساعت حس پاهام برگشت اما درد خاصی نداشتم فقط یکم سوزش بود
اولین راه رفتنم هم اونقدر که گندش کرده بودن نبود
خیلی راحت بود
یکی دوروز اول سوزش و کشش دارین چون طبیعیه هفت لایه شکم باز شده
الانم سوزش خیلی کم دارم اما میشه تحمل کرد
امیدوارم همتون زایمان راحت و خوبی داشته باشین
انتخاب دکتر هم به نظرم خیلی موثر هست
اتاق عمل خیلی بهم انرژی مثبت دادن و من اصلا حس اینکه اتاق عمل هستم نداشتم همه چیز دور از تصور استرسی من بود
انشالله که همه اونایی که باردارن صحیح ‌ سالم بغل کنن
همه اونایی که تو اقدام هستن هم زودی نینی دار بشن 😍😍❤️❤️❤️
بارداری پوشک بچه
مامان کیاشا مامان کیاشا ۱ ماهگی
تجربه سزارین پارت دو
خیلی سریع بی حس شدم و عمل رو شروع کردن یکی از کادر بالا سرم بود و همه چی رو برام توضیح میداد و این خیلی خوب بود این رو هم بگم که من حواسم بود و به هیچ عنوان نه صحبت میکردم نه سرم رو تکون میدادم و خداروشکر بعدش سردرد نگرفتم ، به خاطر ناشتایی و اینکه دهنم خیلی خشک بود حین عمل حالت تهوع گرفتم که گفتم و بهم آمپول صد تهوع زدن و خیلی سریع خوب شدم ، نی نی به دنیا اومد و من مدام داشتم تو ذهنم برای همه دعا میکردم ، پسرمو تمیز کردن و گذاشتن کنارم منم کلی بوسش کردم و قشنگ ترین لحظه بود ، چندین بار ماساژ شکم رو انجام دادن که چون بی حس بودم اصلا چیزی متوجه نشدم و بعدشم بردنم ریکاوری و اونجا خوابیدم و خیلی خواب بهم چسبید و بعدش یک مامایی اومد و بچه رو گذاشت کنارم و بهش شیر داد از ریکاوری رفتم بخش و خیلی میلرزدیدم که خب طبیعی بود و تا ۸ ساعت بعدشم چیزی نخوردم حتی یک قطره آب ، توی بیمارستان مدام پرستار حواسشون بود و همه چی رو چک میکردن و رسیدگی شون عالی بود
راجب اولین راه رفتن هم با کمک پرستار خیلی راحت راه رفتم و درد خیلی خیلی کمی داشتم . روز بعدشم که مرخص شدم
خداروشکر همه چی خیلی خوب بود و از همه چی راضی بودم امیدوارم همه زایمان راحتی داشته باشن
فقط اگر سزارینی هستین اصلا نترسین همه چی خیلی راحت تر از چیزیه که بهمون گفتن
مامان یزدان🤰😍🩵 مامان یزدان🤰😍🩵 روزهای ابتدایی تولد
پارت اول زایمان سزارین
من سزارین اختیاری بودم دکترم گفته بود جمعه صبح ساعت ۵ بیمارستان باش من صبح رفتم بیمارستان تشکیل پرونده دادن و نوار قلب بچه رو چک کردن و فشارم رو گرفتن خداروشکر همه چی اوکی بود بعد لباس دادن پوشیدم گفتن ساعت ۸ و نیم می برن اتاق عمل بعد من از هیچی نمی ترسیدم فقط از سوند گذاشتن می ترسیدم یکم بعد پرستار اومد پرده رو کشید گفت سوند میزارم گفتم یا خدا من می ترسم خلاصه کنم سوند رو گذاشت درد نداشت ولی خیلی سوزش بدی داشت اصلا نمی تونستم بشینم همون طور که فک می کردم بده واقعا بد بود ساعت ۸ ونیم بردن اتاق عمل شدیدا استرس داشتم پرستار دلداریم میداد می گفت چیزی نیس تو اتاق عمل کولر روشن بود و من لرزش بدی گرفتم گفتم سردمه کولر رو خاموش کردن ولی لرزش من از استرس بود گفتن بشین رو تخت پاهاتو دراز کن دستات رو بزار رو زانو و خم شو تا آمپول بی حسی رو بزنیم از آمپول نمی ترسیدم و خداروشکر راحت زدن مثل آمپول سرما خوردگی که به پا میزنن هستش اصلا نترسین گفتن زود دراز بکش دراز کشیدم همون لحظه یه گرمای شدیدی اومد به پاهام و بی حس شدن تا معدم بی حس بودم اصلا چیزی نفهمیدم من فک می کردم هنوز شروع نکردن که یهو دیدم صدای گریه بچه اومد نمی تونم حسم رو توصیف کنم خیلی حس خاصی بود با صداش بغض کردم شدیدا دکتر بچه رو بهم نشون داد و برد تمیزش کنه
مامان کیاشا مامان کیاشا ۱ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان مامان آرتام🐣 مامان مامان آرتام🐣 روزهای ابتدایی تولد
از تجربه ای که تو زایمان طبیعی کردم می‌خوام بزارم دوس داشتید ببینید ... 🛑 من دیشب ساعت ۱۲بستری شدم با یک سانت نزدیک صبح اومدن آمپول فشار زدن زور بیاد دردام کم کم شروع شد ..اولش از پن دقیقه خیلی کم می‌گرفت بعدش هی بیشتر و بیشتر شد دیگه واقعا غیرقابل تحمل شد انقد داد میزدم گریه کردم می‌گرفتم روی توپ زیر آب گرم تو بیمارستان هی میومدن معاینه میکردن صبح اومدن کیسه ابم رو پاره کردن خودشون بعدش ۱۰اینا بود گفتن ۴سانتی هنوز خیلی درد داشتم بعدش هی معاینه هی درد و تحمل شدم۶سانت رفتم بهم آمپول بی دردی زدن اون خیلی دردمو گرفت ولی سرگیجه و هی به خواب فرو میرفتم بیدار میشدم یکم ک گذشت گفتن نه دیگه بچه گیر کرده نمیاد گفتم نه من سزارین نمیخوام می‌خوام طبیعی گفتن نمیشه بچه خفه میشم من کار خودمو کردم هی زور زدم گریه کردم ...درسته خیلی درد خیلی استرس داشت ولی خدا دستمو گرفت لحظه آخر گفتن بچه میاد آخرش زور خودمو زدم بچه اومد ...ولی واقعا خیلی درد و زحمت داره طبیعی زایمان کردن خداروشکر بلاخره منو به خوشی بغلش کردم و شکرگذارم همتونو دعا کردم❤️