خلاصه تجربه من از زایمان طبیعی اینه که حتما ماما همراه بگیرید خیلی کمکتون می‌کنه من با اینکه دوره رفته بودم و از همه چی کاملا اطلاعات داشتم ولی تو حین دردا باید یکی کنارت باشه که بهت یاداوری کنه چیکار کنی🙃دوره آنلاین هم دوره دوپینگ خانم آبادی توی اینستا رفتم واقعا اگه این دوره نبود من طبیعی رو انتخاب نمی‌کردم خیلی آگاهی زیادی به آدم میده که درست انتخاب کنی.وقتی بچه دنیا میاد دیگه هیچ دردی نیست خیلی حس خوبیه همیشه هرکی می‌گفت باور نمی‌کردم تا خودم تجربه کردم😩♥️در اومدن جفت هم هیچ دردی نداره بخیه های داخلی هم حس نمیشن فقط بخیه های روی پوست یکم حس سوزش داره که برای من زیاد نبود و زود تمام شد🙃اون لحظه هم آنقدر آدم حواسش پیش بچه است که این چیزا مهم نیست واقعا.فردا صبحش هم مرخص شدیم دو روز اول ضعف و بی‌حالی داشتم بعدش خوب شد ولی درد نداشتم فقط همون درد بخیه ها که اونم غیرقابل تحمل نیست الآنم که ۷ روز گذشته هنوز نیوفتادن ولی درد خاصی هم ندارن فقط یکم حس کشیدگی داره که میگن به خاطر اینه که می‌خوان جذب بشن و بیوفتن 🙃 امیدوارم هر زایمانی که انجام میدید ازش راضی باشید من که خیلی خوشحالم نرفتم سزارین چون خواهرم و زن داداشمو دیدم که تا یکی دو هفته اذیت بودن ولی من خداروشکر راحت گذشتم ازش. ♥️

۱۰ پاسخ

عزیز سلام تبریک میگم تولد کوچولوتون رو ، میگم شما دوره ی فاطمه آبادی را خریدی آنلاین بودن فیلم هاش ؟ یعنی قابل ذخیره نیستن؟ یه وقت آدم یادش بره ، الان دوره ی دوپینگش یه تومنه

با کدوم دکتر بودی و کدوم ماما

اطرافیان میترسونن وگرنه انتخاب منم از اول طبیعی بود الان دو دل شدم😫😂

خداروشکر عزیزم قدم نو رسیده هم مبارک😍❤️

چقدر خوب عزیزم خیلی برات خوشحال شدم ، اتفاقا انتخاب منم طبیعیه ، ایشالله که بشه و بتونم از پسش بر بیام
قدم نو رسیده هم بهت تبریک میگم❤️❤️

من‌ماما همراه‌ندارم ولی‌پله نوردی و ورزش هارو تو خونه انجام‌میدم

منم طبیعیو انتخاب کردم ولی دوره و ورزش اینا نرفتم 😕

منم طبیعی میخوام انشالله بتونم کاره خاصی کردی یعنی

خیلی خوشحالم که راضی بودی انشالا منم بتونم و بیام تاپیکش رو بزنم
ولی لگنت هم خوب بوده
بچت وزنش چقدر بود ؟

ماما همرا چقد گرفتی

سوال های مرتبط

مامان سید احسان مامان سید احسان ۶ ماهگی
تجربه سزارین (پارت۲)
صبح مایعات رو شروع کردم با نسکافه. چقد چسبید بعد اون همه ناشتایی😬
بعد هم که گفتن پاشو راه برو. خیلی درد داشت خیلییییی. تا حدود سه روز بعد هم ادامه داشت هر دفعه که پامیشدم. البته هم اتاقی من میخواست راه بره اندازه من درد نداشت بخاطر همین میگم شاید برای هر کسی متفاوت باشه ولی برای من خیلی بد بود. درد بخیه ها هم تا دو هفته خوب شد. الانم یکم گاهی سوزش داره ولی دیگه خوبه.
من بعد از عمل سرمو تکون ندادم و حرف نزدم و بالش هم نذاشتم اصلا سردرد نگرفتم. هر چقدر هم بیشتر راه بری زودتر خوب میشی. یه نفر هم تا ده روز باید کنارتون باشه وگرنه خیلی سخته. بعد ده روز هم بخیه هامو کشیدم که هیچ دردی نداشت و خیلی راحت بود.
در کل بخوام بگم از سزارین راضی بودم و با وجود اینکه بعدش درد داری و سخته بازم خوشحالم ک سزارین شدم چون بالخره زایمانه درد داره دیگه. حس میکنم طبیعی ممکن بود برام سخت تر باشه با توجه به شناختی که از خودم دارم.
امیدوارم مفید بوده باشه اگه سوالی هست خوشحال میشم کمک کنم
مامان جوجه رنگی🐣🐦 مامان جوجه رنگی🐣🐦 ۲ ماهگی
زایمان طبیعی پارت ۸
۴۰ هفته ۵ روز زایمان کردم
بچم ۳۵۰۰ وزنش بود
ناخن هاشم بلند بود چون تا آخرین هفته مونده بود
یه شب بیمارستان خوابیدم بعدش مرخص شدیم
الان که به زایمانم فکر میکنم میبینم با اون همه دردی که کشیدم ارزشش رو داشت که زایمان طبیعی رو تجربه کردم حتی اگه یه زمانی زایمان بعدیم سزارین باشه بازم پشیمون نیستم که زایمان طبیعی رو تجربه کردم وقتی بچمو دیدم بدن داغشو حس کردم خیلی خوب بود یه حسیه نمیشه توصیف کرد 🥹
درد طبیعی همون لحظه که بچه بیاد درد تموم میشه ولی سزارین بهوش که میای شکمت ۷ لایه پاره شده ولی بازم هر دو تا زایمان بخیه ها درد دارن
تخت کناریم سزارین کرده بود سه تا سرم بهش وصل بود که یکیش پمپ درد بود هر چند ساعتم هی میومدن براش شیاف مسکن میزدن
منم درد داشتم ولی فقط روز اول شیاف میذاشتم بعدش دردم آنچنانی نبود فقط بخیه هام حس میکردم که سفت بودن که خودشون یکی یکی افتادن
خداروشکر میکنم که زایمانم یه خاطره خوب شد برام
زایمان چه سزارین باشه چه طبیعی هر دوتاش درد و عوارض داره و دست خودمونه کدوم راه رو بریم
و البته بدن با بدن هم فرق می‌کنه بعضیا فقط یه نوع زایمان براشون راحته
مامان ronisa مامان ronisa ۴ ماهگی
سلام مامانا من هم اومدم از تجربه ی زایمانم بگم من بعد عید رفتم مطب که دکتر برام سونوگرافی نوشت برای وزن تو سونو زده بود که آب دور جنین کم شد رفتم پیش دکتر گفت هر روز باید بری nstبدی تا بتونیم بورو تا سی و هشت هفته نگه داریم چون سی هفت هفته بودم بهم گفت اگر nstخوب نباشه باید فورا زایمان کنی من چون میخواستم طبیعی زایمان کنم معاینه هم کرد و گفت دو و نیم سانت بازی من اون روز رفتم nstدادم که خوب بود برای فرداش هم دوباره صبح رفتم دو بار گرفت که خوب نبود گفت برو آبمیوه بخور و راه برو دوباره بگیریم دوباره گرفتن که باز هم خوب نبود و به دکترم زنگ زدن که دکتر گفت اورژانسی ببرید اتاق عمل من سریع خودمو میرسونم از اون لحظه ی تماس تا اتاق عمل کلا ده دقیقه نکشید و بیهوشم کردن و رونیسا خانوم دنیا اومد من خیلی استرس داشتم و وقتی اتاق عمل و دیدم بیشتر شد واقعا خوشحالم که بیخوشم کردن و چیزی نفهمیدم چون واقعا اگر متوجه اتفاقات دورم میشدم استرسم خیلی بیشتر میشد واقعا از سزارین هم رازی بودم و خدا رو شکر میکنم که هم خودم سالمم هم بچه و هم اینکه زایمانم سزارین شد چون درد معاینه کردن طبیعی از درد بخیه بیشتر بود و کلا درد زیادی نکشیدم برای زایمان فقط برای ماساژ رحمی درد داشتم حالا نمی‌دونم به خاطر رسیدگی عالی بیمارستان و ورسنلش بود یا کلا این بود ولی عمم بیمارستان دیگه ای زایمان کرد خیلی درد داشت پس حتما تو انتخاب بیمارستان دقت کنید
مامان لیانا|رایان مامان لیانا|رایان ۲ ماهگی
مامان 🩷معجزه🩷 مامان 🩷معجزه🩷 ۱ ماهگی
#زایمان_طبیعی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۴
خلاصه رفتیم که بریم رو تخت زایمان و من که دراز کشیدم دکتر بخش هم اومد و بهم گفتن که هر وقت حس زور داشتم زور بدم و تنفس هم انجام بدم
و من بعد از سه تا زور محکم دیگه داشتم میمردم که برش پرینه انجام دادن برام و بعد برش هم یدونه زور محکم دادم و دخترم بدنیا اومد و گذاشتنش رو شکمم همینکه بچه در اومد کل دردای من رفت و دیگه هیچ دردی نداشتم بعد از اونم جفت رو در آوردن که اونم اصلا درد نداشت بعد از بریدن بندناف دخترمو گذاشتن رو سینه ام همون لحظه شروع کرد شیر خوردن بعد اونم بردن لباساشو بپوشون و بخیه منم شروع شد کل پروسه بخیه هم نیم ساعت اینا کشید زیاد هم درد نداشت یه سوزش ریزی داشت کل زایمان من چهارساعت طول کشید ساعت ده صبح آمپول تزریق شد ساعت یک و نیم رفتم رو تخت زایمان و ساعت دو ظهر دخترم بدنیا اومد و زندگی من سرشار از عشق شد اون لحظه که آدم بچه اشو میبینه کل درداش یادش میره
اگه بخوام از زایمان طبیعی بگم من خیلی راضی ام که رفتم طبیعی و همون روز یه ساعت بعد زایمان من سرپا بودم و چون موقعیت زندگیم یجوری شد مجبور شدم خودم پاشم کارامو انجام بدم برام خیلی خوب شد اینم از تجربه من🥲❤️
مامان محمد مسیحا 💙 مامان محمد مسیحا 💙 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان سزارین در بیمارستان تریتا پارت ۸ آخر..

تا الان هم که اینو دارم می‌نویسم اذیت نیستم خیلی فقط مراقبت باید کرد جای بخیه هامم چسب ضد آب زدن اومدم خونه رفتم دوش سرپایی گرفتم یه هفته دیگه میرم برای اینکه بخیه هام رو بکشه دکتر.. تو‌خونه هم وقتی حس میکنم دارم اذیت میشم شیاف میزارم که بدنم عادی میشه فقط نشستن بلند شدنم یکم سخته بقیه چیزا مشکلی‌ ندارم اینم بگم که خونریزی زیاد هم ندارم تیکه تیکه کم میاد حالا نمی‌دونم زیاد بشه یا نه ولی الان که کمه شاید تو طول روز یه بار پد رو عوض میکنم یا نهایتا دوبار... من که خیلی راضی بودم از سزارین فقط مراقبت لازم داره اگه خانواده همراهی کنه باهاتم همسرتون همراه باشه با هاتون خیلی راحت میگذره به نظرم و به نظرم این خیلی خوبه جای بخیه با جای خونریزی یکی نیست و اذیت نیست آدم هرچند هر دو صورت زایمان عوارض خودش رو داره ولی باز به نظرم سزارین بهتر از طبیعی بود حداقل برای من... امیدوارم تونسته باشم تجربه مو‌ در اختیار تون بزارم و استفاده کرده باشین بازم اگه سوالی داشتید بپرسید اینجا جواب بدم کسی اکه بعدا دید ابهام نداشته باشه براش... ممنون که وقت گذاشتید و خوندید ❤️
مامان محمد مامان محمد روزهای ابتدایی تولد
پارت ۴زایمان طبیعی
جفت که اومد بیرون چون من پلاکت خونم یکم پایین بود بخاطر بارداری خونریزی داشتم سخت جلوشو میگرفتن و چون برش زیاد زده بودن بخیه زیاد خوردم خیلی خوب برام بخیه زد دکترم خدا خیرش بده ولی سخت ترین قسمتش به نظر من بخیه و آمپول فشار بود
بی حسی میزنن موقع زدن بخیه ولی بعدش من کلی درد داشتم تا یک هفته حتی نمیتونستم بشینم خیلی خیلی برام سخت بود انقدر سخت که من درد زایمانم به کل یادم رفته بود و فقط از درد بخیه ها میگم، درکل بخوام بگم اگه بخیه رو فاکتور بگیرم زایمانم خیلی خوب بود راضی بودم ازش و به خودمو امثال خودم که خانم هستن میبالم که انقدر قوی هستیم و دعا میکنم همه چشم انتظار ها این درد سخت و در عین حال به شدت شیرین رو تجربه کنن، درد زایمان در مقابل درد چشم انتظاری خیلی خیلی ناچیزه
نکات کوچیکی که شاید براتون سوال باشه پسر من ۳۳۰۰وزنش بود تو ۳۹هفته ۵روز دردم گرفت و بخاطر ورزشا پروسه زایمانم چهار پنج ساعت بیشتر نکشید خوده دکترای اونجا هم خیلی راضی بودن از زایمانم چون خانومایی اونجا بودن که بچه دوم سومشون بود ولی از شب های قبلش تو بیمارستان بستری بودن ولی من شکم اولی بودم و تو ۴،۵ساعت زاییدم
پسرم ساعت ۱۱:۱۰ظهر در روز ۱۴مرداد به دنیا اومد🩵🥹
مامان آقا امیرعلی مامان آقا امیرعلی ۴ ماهگی
تجربه من از زایمان سزارین1:
من از سوند خیلی میترسیدم اطرافیان و کسانی که تجربه کرده بودن میگفتن خیلی سخته پگولی اصلا برا من درد نداشت باید خیلی شل بگیری دو ثانیه ای می‌زارن فقط بعدش که میگن پاشو برو رو ویلچر بشین یه احساس مزخرف انگار که ادرار داریم ولی نمی‌تونیم آدم دوس داره بکنه بندازه اون ور ، اونایی که عفونت داشته باشم ممکنه سوزش بگیرن

آمپول اسپاینال برا من هی میزد نمیشد می‌گفت میخوره به استخون اینجا یکم اذیت شدم ولی خیلی هم دردناک نیس قابل تحملی

حین عمل هیچی حس نکردم اصلا نفهمیدم کی بریدن شکمم رو بعضی ها میگن حس میکردیم ولی من اصلا نه تا حتی صدای بریدن شکم هم نیومد(اینجا هم منو ترسونده بودن میگفتن شکم صدا میده😕)
۵ دقیقه هم طول نکشید بیرون آوردن بچه
اما بخیه یکم طول کشید موقع بخیه لرز گرفتم

بعد ک بردن ریکاوری تقریبا ۴۰ دقیقه از عملم گذشته بود که دزدان شروع شد همراه با لرز تقریبا نیم ساعت تو ریکاوری موندم دردام قابل تحمل بود ولی پشت کمرم شدید درد میکرد نمی‌دونم بخاطر آمپول بود یا به پشت خوابیدن