۴ پاسخ

من سر پستونک بردیم گذاشت دهنش یه جور شد چند بار تکرار کرد چندشش شد،
نگران شباش بودم اصلا انگار نه انگار خیلی راحت از اون بود که من فکر می‌کردم

من امروز ی هفتس گرفتم اصلا اصلا اصلا ن بهونه گرفت ن اذیت کرد خیلی هم وابسته بود بهش مخصوصا شبا منم راحت شدم

من که گرفتم خوابش ریخت بهم

اینم اضافه کنم ۴ روزه که ترک کامله ولی دو هفته اس که دارم تلاش میکنم

سوال های مرتبط

مامان رادمان جون مامان رادمان جون ۱ سالگی
سلام
خدا رو شکر ، نزدیک یکماه شد که پسرمو از پستونک به طور کامل ترک دادم.
البته تقریبا از ۱۵ ۱۶ ماهگی دیگه اصلااا در طول روز پستونک استفاده نکرد و فقط موقع خواب ، میذاشت دهنش ، خوابش هم که میبرد من در میاوردم.
دیگه احساس کردم ۲ تا دندون جلوش یه مقداری اومدن جلو، و دقیقا به خاطر مکیدن پستونک بود. یه روز تصمیم گرفتم که موقع خواب دیگه بهش ندم، از بس بعضیا میگفتن سخته و بچه اذیت میکنه و... استرس داشتم ، چون واقعا برای خواب بهش وابسته بود، ولی دلو زدم به دریا و دیگه بهش ندادم.
سعی کردم در طول روز حسابی خستش کنم تا موقع خواب راحت بخوابه، موقع خواب هم چیزایی که دوست داشت میدادم دستش که بهونه نگیره، (پسر من عاشق کنترل ِتی وی و پنکه و... میدادم دستش😄)
یکی دو روز یکم نق نق کرد ولی دیگه اصلا سراغشو نگرفت.
بعد از نزدیک یکماه هم دو تا دندونش خیلی خیلی رفتن عقب و داره نرمال میشه.
به نظرم حتمااا قبل از دو سالگی از پستونک بگیرین بچه رو، و‌هر کسی گفت وای خیلی سخته گوش ندین،
الان دختر دوستم چون تا بالای ۳ سالگی پستونک استفاده کرد، بزرگ شده و‌نیاز به ارتودنسی داره، دکتر بهشون گفته.
البته شاید همه اینطور نشن ولی کلا زیر ۲ سال پستونک رو باید ترک داد ، هم برای بچه هم مادر خیلی راحتتره.
اول هم یه مدت باید در طول روز نداد بعد هم شبها.
تن همه ی کوچولوها سلامت♥️
مامان mehrab مامان mehrab ۲ سالگی
پارت دوم
توی حمام و اینا هی سراغشون گرفت بچم شیر که میخواد میگه لالا ولی ندیدش فقط گفتم اوخ شده
ظهرش خوابش میومد اومدم ببرش تو تختش گریه کرد باباش بغلش کرد بخوابونتش دیگه خیلی خسته بود خوابش برد ولی تا اومد بزارتش رو تخت بیدار شد منم بغلش کردم دیگه نخوابید کلا دیگه شبش مهمون داشتیم سرش به مهمونا و بازی گرم بود کلا توی روز با اینکه خیلی وابسته بود خیلی بهتر از انتظارم بود تا اخر شب که دیگه خیلی خسته بود من بغلش کردم گریه میکرد دیگه بغل باباش دوباره خوابش برد و بالأخره خوابید
ولی دوباره توی شب بیدار شد من هرچی اومدم بهش آب بدم گریه کرد و کلا بیدار شد دیگه کلی بغلش کردیم یکم گریه میکرد دوباره آروم میشد دوباره گریه تا دیگه توی بغلم توی تختش خوابش برد و گذاشتمش روی تخت تا بخوابه دوباره دو ساعت بعد بیدار شد ۱ ساعتی بیدار بود تا بخوابه کلا اون شب خودم اصلا نخوابیدم توی طول روز هم مدام سراغ شیرو میگرفت که لالا ولی بهش یا نشون میدادم یا میگفتم اوخ شده میرفت اصلا حتی تو دهنش هم نکرد و دور میشد هر دفعه بهونه گرفت و گریه میکرد
مامان نیهان🌙✨ مامان نیهان🌙✨ ۲ سالگی
تجربه من درباره از شیر گرفتن دخترم
چون خیلی ها میپرسن و این پروسه براشون سخته ،گفتم منم تجربمو بزارم بلکه کمکی باشه😘🥰 اول اینکه من از شیر روز شروع کردم،دخترم چهار بار در طول روز شیر میخورد. اول شیر ظهرش رو قطع کردم،‌ هر وقت میومد طرفم فوری بهش خوراکی میدادم و سرگرمش میکردم بازم با این حال نیم ساعت بعد میومد طرفم.رژ میزدم و بهش میگفتم بوویه. تا سه روز ، روز چهارم شیر عصرش رو هم قطع کردم ، به همین منوال بهش خوراکی و نوشیدنی مخصوصا شیر توی لیوان میدادم بخوره. کلا اب و نوشیدنی شیر و دوغ و آبمیوه طبیعی توی این زمان زیاد بهش بدین،من میدادم با نی بخوره که اشتیاقش بیشتر بشه برا خوردنش. بعد چهار روز شیر صبح هم قطع کردم. همین که بیدار می‌شد واسه شیر بهونه میگرفت، ولی من بهش میگفتم بیا بریم صبحونه بخوریم.بیا بریم نون و پنیر و چایی بخوریم ، بیا بریم جوجو (تخممرغ) بخوریم😂😂 بلندش میکردم می‌بردم سر سفره.گاهی چشماش بسته بود اصلا صبحونه نمیخواست لباسمو سعی می‌کرد بزنه بالا. که من محل نمیدادم.نازش میکردم براش تلویزیون میزدم.بازی میزاشتم که آروم بشه. آروم که می‌شد دیگه صبحانه بهش میدادم. تا یه هفته. تا رسیدیم به شیر شب .شبا یک ساعت قبل خواب لامپا خاموش میکردیم که بخوابیم. اونم برا خودش بازی می‌کرد توی تاریکی تا خوابش میگرفت بعد که میومد سمتم منم فوری میزاشتم رو دوشم تکون میدادم تا بخوابه یا میزاشتم رو پاهام وقتی گیج خواب شده بود. بعد دیگه الان چند روزه کامل گرفتم خداراشکر. انشالله خدا کمک همه مادرا باشه راحت از شیر و پوشک بگیرن.