۱۰ پاسخ

بنظرمن اینا چرت وپرته و بستگی ب ذهن خودت داره منم عقیقه ندادم بچمم حالش خوب بوده تاحالا... عقیقه ماله وقتی بود ک گوسفند ارزون بود الان میخوای از شکمت بزنی برای عقیقه؟ چرته محضه فقط ب خدا بسپارش خودش مراقبشه

من همون زمان که به دنیا اومد عقیقه پختیم دادیم .

بله ۴ماهش بود عقیقه کردیم و افطاری دادیم یه مهمونی ساده کل اش شد ۲۰تومن

دخترو پسر هم نداره
الان برای خودت اگرمادرپدرت عقیقه نکردن نیتونی خودت انجام بدی

ما پول یه گوسفند و به عنوان عقیقه دادیم به یه مسجد که کارش همینه َشما هم همین کار رو بکنید اگه جایی هست دیگه خودتون اذیت نمیشین که درست کنید

ما امیرعلی سه ماهش بود قربونی کردیم براش گوشتشو پخش کردیم،خیلییییی خوبه حتما پسنداز کن براش بگیرین

منم نکردم اگه شرایطش بود حتما واسش انجام میدادیم

الان مثلا مشهد پول جمع میکنن هرمقداری که داری به نام بچت عقیقه میکنن دیگه فشارم بهتون نمیادکه بخواین یه گوسفندبگیرین

عقيقه چی هست

ما یه گوسفند دنیا امدنی قربونی کردیم
عقیقه هم پسرم ۳ماهش بود انجام دادیم

ان شاالله اره برادخترهم میدن

سوال های مرتبط

مامان امیر رضا مامان امیر رضا ۲ سالگی
سلام مامانا 🥲
امروز صبح اول وقت که بیدار شد تا دو ساعت پیش تقریبا چندین بار شیر خورد دیگه گفتم بسه مامان میخام صبحونه بخوری یه لقمه خورد دومی رو تف کرد 😥دیگه منم تصمیم گرفتم تا صبحونه نخوره بهش شیر ندم به سینم چسب و دستمال کاغذی زدم انقد بچم گریه کرد تا بلاخره با این پتو که عاشقشه خوابش برد میخام تدریجی شیر رو بگیرم ازش مثلا صب خورد تا موقع ناهار بهش شیر ندم ناهار که خورد یه کم شیر بخوره دوباره چسب بزنم تا شب که میخاد شام بخوره قبل از خواب یه کم تو بیداری بهش شیر بدم دیگه تا تو شب که بیدار شد ندم بهش اینجوری بلکی بتونم وابستگی به شیرشو کم کنم دعا کنید بتونم واقعا دیگه دوباره یه هفته ای میشه نگاه به غذا نمیکنه اگه هم بخوره در حد دو ستا قاشق به زور دندون های آخریشم داره درمیاد البته پیدا نیست ولی گاز گرفتن وسایل نشون میده دوباره دندون در میاره واسه همین دیگه بد خور شده خدایا به همه مامانا طاقت بده به منم طاقت بده بتونم وابستگی به شیر رو ازش بگیرم تا کم کم توی هشت بیست ماهگی کلا بگیرم ازش و غذا بخوره بچم 🥲🥲🥲🤲🤲🤲🤲🤲
مامان بچه هام❤️ مامان بچه هام❤️ ۱ سالگی
سلام خانومایی که بچه هاتون از شیر گرفتین(شیرمادر)بیاین از تجربه هاتون بگین
من امروز ناگهانی شروع کردم دخترمو از شیر بگیر از ساعت ۱ ظهر به بعد شیر ندادم بهش اینو بگم قصد داشتم شهریور ماه ترکش بدم ولی واقعا خیلی اذیت شدم وزنم خیلی اومده پایین دخترم شدیدا وابسته شیر بخدا هرلحظه شیر میخواست تا شب هزار دفعه بهش شیرمیدادم اصلا نمیذاشت کاری انجام بدم همش میچسبید بهم ممه بده برا همون غذا هم نمیخورد امروز یهویی گفتم بزار یه چیزی بزنم به سینم ببینم جوابه نخوره پودر سیر زدم گفتم ممه اه شده دیگه نخور آکش کن دیگه اول سر سینمو برد دهنش طعمشو دید دیگه نخورد تف کرد از اونموقع هرموقع میاد میگم ببین اه شده میخوره میگه نه نمیخوره اینم بگم بچم بچه ای نبود که بخوام تدریجی بگیرم کمش کنم بعد اصلا میگم یجوری وابسته بود که هیجوره نمیشد کم کنم برا همین یهویی میخوام بگیرم الان بنظرتون چیکار کنم نصف شب تو خواب بهش شیر بدم؟سینه هام کم کم سنگین شدن درد گرفتن چیکار کنم دردشون کم بشه بدوشم یا نه؟و اینکه چقدر زمان میبره دیگه کلا شیرمون قطع بشه؟دخترم الان ۲۰ ماه و۹ روزشه زود نیس بنظرتون؟وایی کلی عذاب وجدان گرفتم ولی واقعا خیلی اذیت بودم😞
جمعه ۱۹تیر۱۴۰۵