سوال های مرتبط

مامان ارسلان مامان ارسلان ۱۳ ماهگی
پارت پنجم
زایمان طبیعی من
ساعت 6.15 بود که من پسرم، ارسلانم. رو به دنیا اوردم و مادر شدم
راه سخت وطولانی بود
از بارداری سختی که داشتم. تا زایمان طبیعیم با آمپول فشار
ومن امروز و الان 64 روزه که مادر شدم
نکاتی که باید گفته بشه در مورد زایمان:
از قبل با ماما همراه اگه میخایم بگیرین صحبت کنید و قرار داد ببندید
چون من از ماما همراهم اصلا راضی نبودم و فقط ازم سه تومن پول گرفت و فقط یه ساعت پیشم بود ومنو تا وان ابگرم برد واورد و همه کارها و از زایمان تا اموزش و بخیه رو خود مامای بسمارستان برام امجام داد
حتما قبل زایمان ، کلاسای پیش از زایمان شرکت کنید
حتما قبل زایمان. محل زایمانتون رو ببینید
من چند بار رفتم و دیدم واشنا بودم و این باعث ظد استرس ندشاته باشم
حتما حتما یکی رو یاخودتو ببرید که قوت قلبتون باشه مثل همسرتون
در طی ساعاتی که بستری هستین. ودارین برای زایمان اماده میشید خودتون رو خسته نکنید با جیغ زدن یا بیش از اندازه ورزش نکنید به جاش تنفس عمیق داشته باشید و میوه وابمیوه بخورید و چای و خرما
( من اصلا جیغ نزدم و فقط ناله میکردم و سعی میکردم با تنفس عمیق شکمی دردامو بیرون کنم )
مامان آریا مامان آریا ۷ ماهگی
پارت هفتم و آخر تجربه زایمان طبیعی

برام بخیه زد و دوباره من استرس گرفتم که بازم بخیه
که ماما گفت ناراحت نباش بخیه ت سطحیه اصلا اذیتت نمیکنه من اون لحظه فکر کردم داره دلداریم میده گفتم اینم شانس منه چون این ماما معروفه به زایمان بدون بخیه ولی بعدا فهمیدم که راس میکه چون واقعا از همون روز اول مینشستم و اونجوری نبود که اذیتم کنن
مامانم اومد پیشم دیگه کلی بغلم کرد و گریه کردیم نی نی رو بهم داد شیرش دادم صدام گرفته بود انقد داد ژده بودم ولی نمیدونید چقد خوشحال و سبک بودم انگار نه انگار داشتم میمردم تا چند دقیقه قبل
خلاصه این تجربه من بود از زایمان دوم که در مجموع خیلی راضی بودم و نسبت به زایمان اولم واقعا خیلی بهتر بود
و اوج درد من از ساعت چهار و نیم بود تا ۶ که نی نی بدنیا اومد
و بعد زایمانم تقریبا اصلا اذیت نشدم با بخیه ها برعکس اولی
جوری که ۴ روز بعد زایمانم یه مهمونی بزرگ گرفتیم و همه تعجب میکردن که سرحال بودم
در کل زایمان چه سزارین چه طبیعی درد و دردسر داره هرکسی نسبت به شرایط خودش و روحیه ش باید انتخاب کنه و هیچکدوم بهتر یا بدتر نیست