۷ پاسخ

خانما طب سنتی واقعا درمان میکنه هرکسی ک بیماری خودایمنی و ... داره صرع ، کولیت سرطان مشکلات کلیه قلب و ...... بره پیش ی دکتر خوب و مطرح طب سنتی ، اگه خواستید بگید ادرس بدم من خودم کولیت اولسرو داشتم وحشتناک بود هشت سال قرص خوردم هیچ دکتری نتونست خوب کنه بهترین دکترای تهران رفتم
ولی دکتر طب سنتی رفتم یکی دو ساله خوب شدم

عزیزم همه چیز دست خداست هیچوقت ناامید نشو
زنداییم و دخترش توی یک سال هر دو مشابه همدیگه سرطان معده گرفتن و به فاصله چند ماه اول زنداییم فوت شد بعدش دخترش اون یکی دخترش زمانی که من باردار بودم فهمید سرطان سینه داره درمان کرد کلی بدبختی کشید بدون مادر و خواهرش خدا می‌دونه چی سرش اومد گرچه ما خیلی دور و برشو گرفتیم ولی هیچکس مادر نشد براش دست آخر دکترا گفتن ژن سرطان توی بدنت هست باید معدتو‌دربیاری اونم معده ای که سالم بود قبل عید اونم درآورد دوباره کلی بدبختی کشید تا سرپا شد ولی امید به زندگی و توکلش بالاست یه دختر 11 ساله هم داره
بازم خدا رو شکر کن بگو‌خودمو سپردم بهت انشاالله عاقبت خودت و خانوادت بخیر باشه❤️

زنداداش منم یه بیماری داره اسم دقیقشو نمیدونم روزی ۱۲تا داره قرص میخوره اونم قرصا خارجی که فقط باید بره تهران تهیه کنه اگه نخوره دندوناش کلید میشن و یه طرف بدنش بی حس میشه حالت فلج مریضیشم تو مغز سرشه
دکترم خیلی عادی بهش گفت تا در بهشت مریضی همراهته عزیرم خیلیای دیگه هستن با این شرایط امیدتون به خدا باشه
انشاا...خدا کمک همه ی مریضا بکنه

بزار فکر کنن ولشون کن.کسی کنارت نباشه مگه خدات نیست بهش توکل کن و ازش کمک بخاه..تو این زمونه کسیم کنارت باشه برات کاری نمیکنه خاهر

کنسر؟🥺🥺

مشکلت چیه عزیزم؟؟
خکبه که بقیه فکر کنن خوشبختی

منم بیماری واسکولیت دارم

سوال های مرتبط

مامان دوتاتوت فرنگی🍓 مامان دوتاتوت فرنگی🍓 ۲ سالگی
مامانا من یکم پیش خیلی گریه کردم
دخترم در قابلمه رو برداشت که سرد بود گفت می‌خوام در قابلمه بذارم...قابلمه روحی هم تازه از رو گاز برداشته بودم کم رو گاز بود اما رو شعله بزرگ بود و خب روحی زود داغ میشه...سر گاز بودم و حواسم نبود قابلمه رو رو کابینت کنار گاز خیلی دورتر بوداما دستش رسید و قسمت گوشتی. دستش میخوره به دسته قابلمه....خدا منو بکشه.... زود دستش رو گرفتم زیر آب سرد خودمو گم کردم تنها بودم با دوقلوها از صبح و خسته.... خمیردندان دم دست بود قبلا شنیده بودم میزرن رو سوختگی اونو زدم و دخترم همش می‌گفت میسوزه گریه میکرد دلداری میدادم بغلش کردم فوت میکردم دستش رو...به همسرم چندبار زنگ زدم سرکار بود تو اتاق عمل گوشی پیشش نیست...خدایا خیلی بد بود...همش خودمو میخواستم کنترل کنم پسرمم اذیت میکرد.‌‌دخترمم گریه... تو گهواره گفتین یکم آرد زدم پسرمم همش آرد میخواست به عقلم نرسید یکمم بزنم دستش بازی بازی..‌کاسه آورد بگذره براش گذاشتم دوباره میخواست ندادم زد زیر دست ابجیش آرد هم ریخت حرصم گرفت بدونه زدم صورتش دستم بشکنه الهی..بعدش همسرم زنگ زد قبل اون هم از دست بچه ها دو دستی زده بودم رو سرم😞همسرم زنک زد با عصبانیت ماجرا رو تعریف کردم اونم دعوام کرد...اصلا حالم خوب نبود پریودم هم دو روز عقب افتاده بهم ریخته ترم...خلاصه یکم پیش بچه ها گریه کردم پسرم گفت مامان بوست میکنم گفتم فداتشم الهی صورتمو بردم نزدیک بوسم کرد بغلش کردم کلی گفتم ببخش منو...دخترمم قبل اینا انقد گریه میکرد نمی‌تونیم دلداریش بدم داد زدم سرش با بغض بهم گفت می‌خوام باهات حرف بزنم مامان...دنیا رو سرم خراب شد رفتم بغلش کردم گفتم بگو مامان.... من امروز گند زدم به همه چی.... کلی گریه کردم الان 😭
مامان هاکان مامان هاکان ۲ سالگی
خانما امروز خواستم برم دکتر زنان بعد که رسیدم اینقد خیابونا شلوغ بودواقعن برام عجیب بود مردم چه ذوق وشوقی داشتن تو بازار آهنگ میذاشتن با صدای بلند ماهی وسبزه وآجیل پر خیابونا مردمم ماشالله چن کیلو چن کیلو میخریدن
فک کنم اگه یه موشکبزن فقط یه نقطه ازشهرما کم کمش ۵هزارتا یه جا کشته میشن اصلا وحشت کردم ازاین جمعیت
توشهرما اگه چیزی گرون بشه مردم بیشتر هجوم میبرن والا فک نکنم یه فقیر توشهرماباشه اونییم که میگن نداریم بیشترازهمه میخره اسم شهرمو نمیگم نپرسین
دیروز آزمایش بارداری دادم منفی بود امروز رفتم گرفتم بردم مطب دکتر نیم ساعت فقط تو کوچه پزشکان بودم ازبس شلوغ بود
رفتم ویزیت هم دادم نشستم نوبتم بشه دیروز نوبت تلفنی گرفته بودم ۱۷روز پریودیم عقب افتاده بود گفتم برم دکتر سونو داخلی برام انجام بده ده دقیقه نشسته بودم دیدم پریود شدم دیگه هیچی دکتر گف چون پریودی نمیشه سونو داخلی بدی برو بعد ایام عید بیا اینم ازشانس من
کلی دمنوش و گرمیجات خوردم پریودنشدم تا اومدم ویزیت دادم دید پریودم دیروزم ۴۰۰ دادم آزمایش بارداری دادم