۷ پاسخ

عزیزم مبارکه قدمش خیر باشه

قدم نورسیده مبارک

وای مگه سزارین نبودی از اول دیگه چرا معاینه میکردن؟؟؟؟

گفتم ودرد نیخره خاک تو سرشون

عزیزم چقدر سخت بازهم خدارو شکر که صحی سالم بدنیا آمد عزیزم

یاسوجی هستی؟

عزیزم شیراز مگه زایمان نکردی؟

سوال های مرتبط

مامان ارسلان مامان ارسلان ۵ ماهگی
تجربه من از سزارین ارژانسی
قرار بود ۹ اسفند زایمان کنم ولی ....
۱۸ رفتم برای چکاپ حاملگی پیش دکترم همه چی نرمال بود ولی وقتی فشارم و گرفت گفت فشارت بالاست نوشت برام ک برم بیمارستان بستری بشم و منم همون روز رفتم ...
وقتی رفتم بیمارستان منو مستقیم بردن بلوک زایمان منم استرس گرفته بودم نمیتونستم هیچ کاری بکنم یک روز کامل منو تو بلوک نگه داشتن هی هرازگاهی معاینه میکردن و میگفتن ن بستس و میرفتن ... بعدش اومدم بخش و ۶ روز اونجا موندم ....
۲۵ همچنان فشارم بالا بود و دکتر ختم دادبهم‌ گفت ک بچه رو دنیا بیارم همون روز منو بردن بلوک زایمان ... بهم سرم زدن و داخل سرم امپول فشار بهم زدن تاطبیعی زایمان کنم اما وقتی امپول رو زدن بعد از چند دقیقه یهو همه ریختن بالا سرم و گفتن قلب بچه افت کرده من داشتم میمردم از ترس ... سرم و قطع کردن وقتی درست ک شد دوباره وصلش کردن دوباره بعد چند دیقه همه اومدن و گفتن ک افت داره و منو سریع اماده کردن و بردن سزارین منم ک تجربه اولم بود از استرس داشتم میمردم و اینجوری شد ک ۲۵ بهمن با این همه سختی پسر قشنگم دنیا اومد ❤️❤️
مامان فسقلی مامان فسقلی ۱۴ ماهگی
خب منم اومدم تجربه زایمانمو بگم بهتون😍
من دقیقا ۳۸هفته بودم ک تصمیم داشتم طبیعی زایمان کنم و رفتم معاینه لگن شدم ک خیلی واسم دردناک بود حالا معاینه تحریکی نبود و بعد اون لکه بینی داشتم و بخاطر درد معاینه از لحاظ روحی خیلیییی بهم ریخته شدم تا ۳ روز حالم بد بود بعد با خودم گفتم من قراره زایمان کنم ک خیلی از عوارض و نداشته باشم پس وقتی با معاینه انقد حالم بده حتما بعد زایمان بدتر میشم جوری بودم ک میگفتم من بعد زایمان خودمو میکشم ک دیگ خانوادم گفتن برو سزارین منم منتظر ی جرقه بودم سریع رفتم پیش دکتر خودم و واس فرداش وقت زایمان گرفتم و درسته عمل بود ولی خیلی استرس نداشتم و سریع وسیله هارو اماده کردیم و رفتیم بیمارستان سوند اصلا درد نداشت و یه حس بد داشت تو اتاق عمل هم هیچییی نفهمیدم فقط تهوعی ک داشتم اذیتم میکرد ولی چون ناشتا بودم فقط عوق میزدم بعدشم ک اوردنم بیرون ماساژ رحمی چندتای اولو اصلا نفهمیدم ولی دوبار ک ماساژ دادن درد داشت ولی ن اونجور ک میگفتن با ی دست اروووم ماساژ میدن بعدم ک گفتن راه برو من سعی میکردم خیلی نترسم دردناک بود ولی ب خودم میگفتم اینم میگذره پمپ دردم نداشتم فقط بدیش این بود ک بیمارستان مسکن نمیدادن دیگ خودم قایمکی رفتم ی مفنامیک خوردم و شبو خوابیدم ولی بدون مسکن یکم سخته
مامان جوجه👶💙 مامان جوجه👶💙 ۲ ماهگی
سلام صبحتون بخیر اینم امیررضای ما
ک یهویی توی ۱۰ دقیقه با کلی استرس ب دنیا اومد😊😰
بیاین از تجربه سزارین اورژانسی م بگم...
۷ خرداد بود طبق سونو انتی ۳۹ هفته و ۵ روز بودم چون هیچ دردی نداشتم و معاینه میشدم بسته بودم از طرفی این آخرا ضربان قلب امیر هی بالا پایین میشد گفتم ی سر برم بیمارستان چک کنم شایدم بستریم کنن با آمپول فشار زایمان کنم.
غروبش ی عصرونه خوردیم و رفتیم اول ک معاینه شدم گفتن دهانه رحمت باز ک نشده هیچ سفت سفت هم هست ان اس تی دادم گفتن حرکاتش کمه برو ی سرم بزن بیا.
سرم‌زدم دوباره گرفتن گفتن برو برای بستری ک با آمپول فشار زایمان کنی. ازطرفی گفتن چون دهانه رحم ات سفته ممکنه ۲ روز طول بکشه همراه نیاز نداری.
کارای بستریمو انجام دادم تا رفتم توی اتاق دستگاه ان اس تی رو بهم وصل کردن یهو پرستارا همه اومدن ضربان قلبش هی کم و کمتر شد بهم‌اکسیژن دادن ضربانش شد ۳۰
همه جیغ و داد بدو بدو بردنم اتاق عمل حتی فرصت نکرده بودم لباسامو کامل در بیارم اونقدر هول بودن حتی بهم سوند وصل نکردن.
ادامه پارت بعدی
مامان معین🩵 مامان معین🩵 ۶ ماهگی
*پارت دوم*

ساعت 7/30رسیدیم با مادرشوهرم زایشگاه گفتن فیش بگیرین برا معاینه منم همونجا موندم مادرشوهرم رف برگه معاینه بگیره دکتر گف برو رو تخت ببینمت رفتم درازکشیدم چنااااان معاینی کرد ک گریه افتادم از دردش گف دارم کمکت میکنم عزیزم ببخشید معاینه تحریکی خیییلی بدی کرد ک بلاخره ول کرد گف سه سانتی ، گفت برو کارا پذیرش بکن بیا ماماهمرامم قبلش زنگ زدم خودش رسوند اونجا رفتیم با مادرشوهرم و شوهرم پایین کارا بستری کنیم ماماهمرام گف خودتم برو راه برو همجور از پله برو پایین ولی من با اسانسور رفتم شوهرم منو دید گف واای دردات شروع شده گفتم اره ولی فقط کمر درد داشتم اونم در حد پریودی اما چون گریه کرده بودم برا معاینه فک میکرد خیلی درد دارم خلاصه رفتیم کارای بستری کردی علل حساب9میلیون گرفتن گفتن بقیش بستگی ب مریض داره روز ترخیص ک بی دردی گرفته باشه یا کار دیگ 600 تومن هم پول ساک بیمارستان بود ک توش دمپایی و لباس برای بخش لباس گان برای داخل زایشگاه و دوتا لیوان یبار مصرف ی چایی دوتا نی نبات داشت با زیر انداز یبار مصرف شرت یبار مصرف ی مای بی بی چندتا پوشک برا مادر