قسمت چهارم شرح بارداری و زایمانمخلاصه من همچنان از ۲۰ هفته ورزش میکردم پیاده روی هم از ۳۵ شروع کردم و تا ۱ساعت پیاده روی میکردم هرروز
۳۷ هفته یه بار معاینم کرد گفت همه چی خوبه منم از ۳۶ هفته کپسول گل مغربی میزاشتم گفتم دهانه رحمم اگه خلفی یا لتراله بهم بگو تا با ورزش اصلاحش کنم گفت نه اصلا به اینا فکر نکن
۳۹هفته گفت بیا معاینه تحریکیت کنم رفتم معاینم کرد دردش فوق العاده زیاد بود بعد بهم گفت از الان که ساعت ۷ شبه باید بری ۲ ساعت پیاده روی توی کوه بعدشم نخود آب یا فلافل شام بخوری بعدشم بری حمام و تحریک سینه داشته باشی مدام و رابطم داشته باشی .منم همه این کارارو کردم با کلی ورزش همون شب تا ۳ بیدار بودم ولی هیچ دردی از من شروع نشد که نشد فقط زانوهام نابود شد از اون کوه نوردی وحشتناکی که اصلا دلم نمیخواد یادم بیاد شوهرم هرلحظه میگفت الان پس میوفتیا بیا برگردیم .من شبش ۲ساعت از زانو درد زار میزدم شوهرمم بیچاره بالا سرم نشسته بود ماساژ میداد پاهامو

۴ پاسخ

معاینه لگنی هم سر هر زایمانم انجام میدن تا هر بار مطمئن شن که شرایطش رو دارم

مامای خوبی نبوده
و الا منم تحت نظر ماما و طب سنتی ام
اما اصلا روم فشار نمیارن یه تدابیر ملایم و عالی میدن

یا خدا با این همه کار نزایید من کلا نا امید شدم پس فکر نکنم زاییمان کنم🤦‍♀️

کوه نوردی؟؟ فلافل ؟؟؟ میخاسی زایشگاه رو بترکونی؟؟ اینا چین بهت گفتن😂🙄

سوال های مرتبط

مامان نخودک 🐤🩷 مامان نخودک 🐤🩷 ۵ ماهگی
تجربه ی من از زایمان طبیعی پارت (2)

از ۳۴ تا ۳۶ هفته روزی نیم ساعت پیاده روی میکردم ولی ورزش نمیکردم حال ورزش کردن نداشتم، از ۳۶ هفته به بعد طبق دستور دکتر روزی دوساعت پیاده روی کردم ورزشامم شروع کردم روزی نیم ساعت( اسکات،پروانه،چرخش کمر،سجده)

بازم هی با خودم میگفتم اخه من ورزشارو دیر شروع کردم مگه میشه
بتونم طبیعی بیارم کاش زودتر شروع میکردم

۳۷ هفته رفتم دکتر معاینم کرد دهانه رحمم بسته بود دکتر گفت از این هفته رابطه بدون جلوگیری داشته باش
من رفتم خونه کارایی که دکتر گفت انجام دادم
روزی یبارم میرفتم حموم زیر دوش ورزش میکردم به اندازه ۱۰ دیقه

۳۸ و ۶ رفتم دکتر معاینم کرد گفت یک و نیم سانت دهانه رحمت باز شده
اگه تا ۱۹ بهمن دردات شروع نشد برو بیمارستان با امپول فشار باید زایمان کنی
معاینه که شدم یکم زیر شکمم درد خفیف گرفته بود

دوروز بعد معاینه بود که من صبح با مامانم رفتم بازار یک ساعت راه رفتم بداز ظهرش دوساعت رفتم پیاده روی دوساعت راه رفتم
شبم رفتم خونه زیر دوش یکم ورزش کردم ،شوهرمم گفت بریم تا سرکوچه یکم پیاده روی کنی؟ گفتم نه امروز کلی راه‌رفتم 😐 گفت حالا بیا بریم پیاده روی برات خوبه 😐گفتم باشه دوباره یه ربع رفتم پیاده روی

من زیر شکمم خیلیییی خفیف درد میکرد و هر از گاهی انقباض داشتم
برگشتم خونه دراز کشیده بودیم داشتم میوه میخوردم نی نی هم داشت تو شکمم بازی میکرد یهو دیدم یچیز تو شکمم تقق صدا کرد 😐
گفتم شاید صدای لگدش باشه
مامان ویهان و نیلماه مامان ویهان و نیلماه ۷ ماهگی
در اینجا سوال یا تجربه‌خودتون رو بنویسیدسلام دوستان بالاخره من امدم تجربه مو از زایمان طبیعی بگم ۱۴۰۴/۹/۸ رفتم پیش دکترم که معاینم کنه و ببینه پیشرفت کردم یا نه معاینه کرد ولی همون دو سانت بودم و تاریخ من ۱۴۰۴/۹/۹بود و ۴۰هفته میشدم وزن خودم بشدت بالا رفته بود لکه بینی هم داشتم ابریزش هم همینطور بخاطر همین دکترم نامه بستری داد که برم بستری بشم خلاصه رفتم بیمارستان و بعد از کارای بستری و.. نوار قلب بچه رو گرفتن و بعد بهم یه سرم داد تقریبا ساعت ۹شب بود داخل سرم آمپول فشار رو زدن و گفتن ورزش و پیاده روی شروع کن منم شروع کردم هر از گاهی یه دردی میومد ولی زیاد نبود تا کم کم خیلی زیاد شد تحملش برام سخت شد ولی باید پیاده روی میکردم چون‌بچم خیلی پایین بود ولی دهانه رحم پیشرفت نمیکرد بعد از کلی پیاده رو و ورزش که دیگه جون نداشتم حس دفع داشتم و حالت تهوع ساعت حدود ۱۱بود میرفتم دستشویی ولی هیچی نداشتم دکتر گفت تا معاینت کنم شده بودم سه سانت ولی بچم پایین تر آمده بود دکتر گفت باید بیشتر پیاده روی کنی وگرنه تا صبح زایمان نمیکنی ولی من خیلی درد داشتم و اصلا از جام نمیتونستم بلند بشم صدا مادر شوهرم زد گفت بیا کمکش کن پیاده روی کنه و من حین پیاده روی بالا آوردم خیلی بیحال شده بودم شاید اثرات آمپول فشار بود ولی بازم مجبور بودم پیاده روی کنم تا حدود ساعت ۱۲که دکتر گفت بسه دراز بکش و بهم گاز به دردی دادن با هر نفس کشیدن گیج تر میشدم درد کمتری میفهمیدم خیلی بهتر بود
مامان مهراد مامان مهراد ۱۱ ماهگی
سلام اومدم تجربه خودمو از زایمان طبیعی براتون تعریف کنم

دقیقا شنبه گذشته من تو 38 هفته و 3 روز معاینه شدم اونجا گفت ک یک سانت دهانه رحمت بازه ولی سر بچه هنوز کامل نیومده تو لگن که بچسبه به دهانه رحم که فشار بیاره دهانه رحمت بیشتر باز بشه فقط برو پیاده روی و ورزش کن سرش بیاد پایین دیگه از همون شنبه تا 3 شنبه هرروز ورزش و دوساعت پیاده روی بدون وقفه داشتم دوباره 3 شنبه رفتم معاینه شدم گفت 2 سانت شده دهانه رحمت ولی تحریکش کردم ک بیشتر بشه اومدم خونه همچنان پیاده روی و ورزش فرداش ظهر رفتم حموم که زیر دوش آب گرم اسکات بزنم دیدم خیلی حالت تهوع دارم پ سرگیجه شدید اومدم بیرون مامانم گفت رنگ و رخت یه جوری شده معلومه وقت زایمانته دیگه رفتیم بیمارستان امام رضا ساعت 4 بود معاینه شدم گفت دوسانت و نیمی ولی سر بچه هنوز بالاست برو پیاده روی کن ساعت 8 دوباره بیا منم ک دیگه خسته از پیاده روی و ورزش همه پاهام زخم بود و تاول زده بود تو این چند روز ک پیاده روی میکردم
مامان 🩷مهداومحراب🩵 مامان 🩷مهداومحراب🩵 ۳ ماهگی
🩷😁 شرح زایمان طبیعی بارداری دوم (پارت اول)😁🩷🩵
من ۳۶ هفته ۳ روز رفتم دکتر برای چکاب معاینه کرد گفت یک سانت باز شدی و یکم هم نرمه از همونجا ورزش شروع کردم توی خونه تااا ۳۷ هفته
از اولین روز ۳۷ هفته گل مغربی و رابطه بدون جلوگیری و خاکشیر خوردن رو شروع کردم
۳۷ هفته سه روز ورزش با ماما شروع کردم
۳۷ هفته و ۴ روز مامام معاینه کرد گفت ۲ رو به سه و خیلیییی نرمممممم
دیگه منو انگاری برق گرفت شروع کردم پیاده روی های طولانی و زیاد و سنگین و ورزش زیاد خونه رو جارو دستی میکشیدم موقع ظرف شستن اسکات میزدم روزی دو بار دوش آب گرم میگرفتم زیر دوش اسکات و لانژ میزدم اون مغربی و رابطه و خاکشیر هم ادامه میدادم
رسید ۳۷ هفته و ۶ روز دردام و انقباضام بیشتر شده بود ولی منظم نبود
منم حسابی خسته شده بودم
گفتم دیگه من باید ۳۸ هفته زایمان کنم همهه کارایی که گفتم انجام دادم کنارش آهنگ محلی گذاشتم حساااابی رقصیدم بپر بپر کردم کلیییی قر دادم
غروب پیاده روی کردم
مامان آقا مهدیار💚 مامان آقا مهدیار💚 ۱۳ ماهگی
تا الان چند بار اومدم تجربه زایمان بگم ،وسط نوشتن یهو درگیر بچه شدم وقت نشد 🫡
پس بریم برای خواندن یه تجربه دیگه:
پارت ۱:زایمان طبیعی فیزیولوژیک:۳۹ هفته وشش روز
اول بگم من توی رویاهام همیشه ۳۷ هفته و پنج روز زایمان کرده بودم و همیشه اماده این تاریخ بودم😬
از قضا ۳۷ هفته و پنج روز رفتم معاینه لگن و دکتر گفت دهانه رحمت یک سانت بازه و کیسه آبت بمبه شده،با یه انگشت معاینه تحریکی کرد و گفت با این وضعیت اگر بیشتر ورزش کنی احتمالا تا آخر هفته زایمان میکنی،منم با تعجب و خوشحالی که اوو چه پیشرفتی قرار داشته باشم ورزش ها و پیاده روی هارو با شدت بیشتر شروع کردم.
البته بگم من همون شب دردام منظم شد و تا صبح درد داشتم و موکوس دفع کردم و فکر میکردم همین امروز فردا زایمان میکنم.اما صبح روز بعد دردام کامل قطع شد ولی خب من انرژی گرفته بود و روزانه یه ساعت نیم ورزش القایی و یه ساعت و نیم پیاده روی رو انجام میدادم.
اما خب روزهای هفته میگذشت و من دردی نداشتم دیگه با دکترم‌ تماس گرفتمو شرایط گفتم و گفت اگر دردت نگرفت بیا مطب.
مامان فسقلی مامان فسقلی ۳ ماهگی
پارت دوم....

بعد دیگه ۳۶ هفته که رفتم بهم گف داروهامو قطع کنم و پیاده روی. ورزش رو شروع کنم و رابطه هم داشته باشم..‌. من فقط بیشتر پیاده روی کردم و یه چندباری اسکات میزدم چون لگنم درد میکرد این ماه اخر نمیتونستم اصلا...و هم اینکه ماه درد داشتم دل درد و کمر درد پریودی ولی قابل تحمل بودن ....بعد به دکترمم از اول گفته بودم من نمیخام تا ۴۰ هفته زایمان کنم حتی خودشم بهم گف تو تا ۳۷ یا ۳۸ هفته بیشتر نمیرسی ولی خب چون شیاف و امپول استفاده کرده بودم تو گهواره هم خیلیا رو دیده بودم که میگفتن دهانه ی رحم رو سفت میکنه میترسیدم طولانی بشه ولی خب خداروشکر برای من اینجوری نشد...
دیگه دکترم گف ۳۸ هفته بیا که معاینه ی لگنی و تحریکی انجام بدم ، دیگه منم که ۳۸ هفته و ۳ روز رفتم معاینم کرد راستش یه کوچولو درد داشت ولی قابل تحمل بود بهم گف خیلی لگنت و رحمت خوبه الان یه سانتی بعد تحریکی انجام داد شدم سه سانت.، گف برو ورزش کن و پیاده روی کن و شیاف گل مغربی برام نوشت که استفاده کنم(که اصلا به استفاده هم نرسید😅) که گف صددرصدتا اخر هفته زایمان میکنی ولی بنظرم دستش برام خیلی خوب بود..منم خیلی خوشحال شدم همون روز تا شب پیاده روی کردم و بعد رفتم دوش اب گرم گرفتم و کمرمو ماساژ دادم... دیگه بعد از ساعتای یک شب درد داشتم از درد پریودی بیشتر


ادامه پارت بعدی....
مامان آیهان🩵✨ مامان آیهان🩵✨ ۹ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۱
من از ۳۵ هفته پکیج انلاین از یه ماما خریدم برای ورزش ها تکنیک ها
بهم گفته بود هر روز یک‌ساعت و نیم پیاده روی کنم و ورزش های لگنی انجام بدم
یک سری خوراکی ها بخورم و …
ولی من چون از مامانم دور بودم و مامانم قبل ۳۸ هفته نمیتونست بیاد پیشم ترسیدم دردم زودتر شروع بشه هیچکدوم از کارهایی که گفت رو تا ۳۷ هفته انجام ندادم
۳۷ هفته که شدم پیام دادم برای تکنیک های شروع درد شیاف گل مغربی و رابطه بدون جلوگیری و یک سری از دمنوش ها و… که بازم من ترسیدم و انجام ندادم🤦🏻‍♀️ کلی دعوام کرد که چرا هیچ ورزشی نکردم منم دیگه از اون موقع شروع کردم به پیاده روی کردن و یکم هم ورزش میکردم ولی خیلی کم تا شبی که صبحش مامانم قرار بود بیاد پیشم رابطه بدون جلوگیری داشتم
صبح بیدار شدم ناهار بذارم و برم فرودگاه دنبال مامانم که لکه دیدم برای اولین بار توی ۹ ماه بارداری( ۳۸ هفته و ۴ یا ۵ روز بودم)
از مامانم پرسیدم گفت احتمالا تا شب نی نی به دنیا میاد
منم کلی خوشحال بودم یه کوچولو هم دردای پریود نامنظم داشتم خلاصه شب شد و هیچ خبری نشد نه دردا زیاد شد نه لکه بینی بیشتر شد
در همون حد مونده بود همه چی
گفتم خب حالا شروع شده حتما فردا به دنیا میاد