سوال های مرتبط

مامان mahlin مامان mahlin ۱ سالگی
خانوما تجربم از شیر گرفتن
امروز رو سومه
روز اول صبح به سینم زردچوبه زدم دید گفت اه ولی بازم خورد ولی تا حد امکان سرشو گرم کردم که کمتر بدمش شب قبل خواب و تو خواب هم دادم
فرداش صبح که بیدار شد دیگه نوک سینمو دارچین پیزدم قهوه ای بود هی گفتم ممه اه شده ایییییی
خودشم هی میگفت شیشه بهش میدادم ولی و شیر پاستوریزه چون خشک هم نمیخوره ظهر که شد چون همش با سینه میخوابید اینقدر گریه کرد و ممه میخواست ولی تا دیدش گفت اه و بغلش کردم اینقدر راهش بردم تا خوابید دیگه این ادامه داشت تا شب شب گفت گفت ممه دید اه شده رفت روی شکم شوهرم خوابید ولی تو خواب بازم بهش دادم
از صبح هم چندبار گفته و برای خواب ظهر هم اینقدر گریه کرد و گفت ممه روی پاهام خوابوندمش قبلشم بردمش حموم که خوابش بگیره حالا ددرم کارامو میکنم عصر برم خونه مامانم تا فردا یکم سرگرم بشه کمتر بهونه بگیره

تو دل خودم اشوبه وقتی میگه ممه بده😭😭🥺🥺 ولی برای خودش خوبه بزرگتر بشه بیشتر عادت میکنه ولی راحت تر از اونی بود که تو فکر خودم ساختم



پوشک شیرخشک مایبیبی
مامان توت فرنگی 🍓 مامان توت فرنگی 🍓 ۲ سالگی
امروز سومین روز ترک شیر از سینه س و من که این مدت فکر میکردم شیر ندارم و دلسا فقط از روی عادت پستونک کرده فقط برای خواب عادت داشت با سینه بخوابه اما از دیروز سینه هام از شیر داره منفجر میشه و شدیداً درد دارم 🥲 نمی‌دونم چیکار کنم دیشب تو خواب دادم خورد و سبک شدم ولی باز از امروز تا الان پر شیر شده و درد می‌کنه چیکار کنم دیگه شیر نیاد ؟؛
از یه طرف دلم میسوزه به حالش میگم بدم بخوره حیفه وقتی شیر دارم ، ولی بعد میگم نه همین که شیر خشک میخوره کافیه
تازه امروز دیگه سمتم نیومده و بهونه نگرفته و حتی بدون سینه خودش می‌خوابه حتی بدون اینکه رو پا بزارم خودش خوابش بیاد راحت می‌خوابه یادم میوفته برای خوابش چقدر اذیت میشدم انقد من و مک میزد و من خشک میشدم تا خوابش میبرد میخواستم از دهنش در بیارم دوباره بیدار میشد و گریه و...
ولی الان هم غذاش خوب شده هم خوابش خداروشکر حس میکنم مستقل شدم و هم خودم اعصاب و روانم راحت شده فقط یه چیزی بگید برای درد سینه هام و اینکه چیکار کنم دیگه شیر نیاد