۵ پاسخ

وزنش چقدر بود که این قدر بخیه خوردی

قدمش مبارک من ۲۹زاییدم

عزیزم چه سختتتت 😥😥😥

عزیزم‌ مبارک باشه
هر کسی توی زایمانش بالاخره یه سختی و دردی رو تحمل میکنه
فدای سر بچه هامون🥰

انشاءالله بهترینا برای خودت و دخترت رقم بخوره عزیزم

سوال های مرتبط

مامان نُقل مامان نُقل ۹ ماهگی
فقط توی ذهنم گفتم خدایا خودمو بچمو به تو میسپارم ، فکر میکردم میمیرم اون شب ، رفتم توی اتاق عمل به دیوار خیره شدم امپول زدن و همه کار کردن شکمو پاره کردن و بچه رو دنیا اوردن و شستن و اوردن گذاشتنش روی صورتم و من هنوز مات و مبهوت به دیوار نگاه میکردم و باورم نمیشد اینقد شب سختی داشته باشم ، خداروشکر بچم دستگاه نرفت و نخورده بود و سالم بود ، سه روز بیمارستان بستری بودم ولی من از سزارین وحشت داشتم ، از اون ماساژ شکمی از این نقاحت از همه چیزش ، خلاصه که بچه دنیا اومد و همه چیز اوکی بود و من حتی بعد از سزارین هم صدام در نیومد ، حتی همین الان هم که هنوز درد دارم صدام در نمیاد ، از روزی هم که اومدم خونم سرپام یه روز هم نخوابیدم ، روزای سختی بود اینقد سخت بود که خیلی چیزا شو یادم نمیاد ، من کلن اینطوری ام که وقتی یه اتفاق خیلی بد برام میوفته فراموشی میگیرم ، فراموشش میکنم خیلی چیزاش یادم نمیاد ، اینقد هی این خاطره برام کمرنگ میشه که همین الان باورتون اگه بشه من واقعا یادم نمیاد بعد از اتاق ریکاوری که اومدم بیرون ، بعدش چیشد ، من حتی شیاف هم نمیتونستم بزارم چون مامانم باید برام میزاشت روم نمیشد و نمیدونستم پمپ درد میشه بزاری ، خلاصه که بدترین و بهترین شب زندگیم همون شب بود ، ساعت ۹ شروع شد و ۹ و نیم پسرم دنیا اومد ولی اون نیم ساعت قد یک روز برام گذشت...