۳ پاسخ

خو شرایط فرق کرده تو روحیه بچه اثر.گذاشته قبلا میومد برا یادگیری الان تمایلی نداره بعدشم نسبت به رابطه شما و باباش حسادت میکنه اینا همه باعث بداخلاقی میشه

دو سال باباشو ندیده؟

دوسال نبود شوهرت؟؟

سوال های مرتبط

مامان رستا مامان رستا ۴ سالگی
سلام خانما این سوال برام خیلی مهمه لطفا از همه جانبه در نظر بگیرین بعد جواب بدین من دوتا خاله دارم ک جونمون رو برای هم می‌دیم یه هفت سالی هست از وقتی دختر خاله بزرگم شده زن پسر برادر شوهر اون یکی خالم یعنی شده زن اوقوام شوهر خاله ام اوکی یه کاری کرده رابطه ما با اون خاله کوچیک خراب بشه کلا باهم هستن اصلا خبری از ما نمی‌گیرین هرازگاهی میان ب مامان من ک خواهر بزرگ‌ترش هستن سر میزنن دختر خالم خیلی موذی هست یه جور رفتار کرده ک خاله کوچیک ما بشه مثل خواهر خودش چون خواهر نداره خیلی سختمون هست ک رابطمون رو خراب کرده اینم بگم ما چهارتا خواهریم ولی هرجا بخوایم بریم ب خاله کوچیک هم میگم ولی دختر خاله ام یه کاری می‌کنه مسیر تفریح تغییر کنه نمی‌دونم چرا اینکارو می‌کنه حتی خاله ام هم پشتش هست که نه اینجوری نیست چجوری بهش بفهمونیم ک این دختر داره رابطه ما رو خراب می‌کنه غیر مستقیم اینم بگم خودشو خیلی خوب نشون میده ؟؟؟؟؟شما بودین با خاله و دختر اون یکی خاله چجوری رفتار میکردین
مامان دلوين مامان دلوين ۵ سالگی
سلام مامانا بطفا بیاین جوابمو بدین خواهش میکنم امشب یه اتفاق افتاد
من با خانواده پسرعمو همسرم چون همسایمم هستن خیلی رفت و امد دارم من ولی بیشتر اونا میان خونه ما تیریبا تو هفته چندبار همو میبینیم و من از اون ادمام برا کسی که رفیقم باهاش سنگ تموم میزارم متاسفانه
امشب با هم رفتیم مهونی بدون همسرامون دلوین یکم شیطونه ولی بی ادب نیست اصلا حرف بد نمیزنه ولی شیطونه امشب پسرعموش باهاش بازی نمیکرد دلوین چندبار رفت زد رو پاهاش که بیاد باهاش بازی کنه من جندبار گفتم نکن بیا خودت بازی کن اونم میاد چندبارم بهش حرف زدم یهو دید پسرعموش دلوین رو مبل بود از رو مبل گرفتش بغل و کوبیدش زمین دخترم از ترس کبود شده بود من داد زدم گفتم ولش کن بچه بیشتر از من داد زد سرم ولش نمیکنم و یه سری حرف رکیک به من زد تخم حرام پدرسگ منم خیلی ناراحت سدم دلوین اوردم این طرف دوتا اروم زدم بهش گفتم جرا میری طرف کسی نمیخاد باهات بازی کنه تو کل این ماجرا مامان اون سکوت کرد بعد گفتم واقعا فلانی بی ادبی کسی به بزرگتر خودش این حرفای زشت نمیزنه همه اومدن منو دلداری دادن من اشکم دم مشکمه اشکم درومد بعد مامان اون گفت من پسرم عصبی میشه بهش حرف نمیزنم عقده نشه براش و ...منم پاشدم با همه خدافظی کردم سوار ماشینم شدم اومدم خونه اون حتی باهام خدافظی هم نکرد یا معذرت نخواست بابت رفتار پسرش الان همسرم بابت این ناراحتی پیش اومده ناراحته و میگه نباید چیزی میگفتی بنظرتون مقصرم!؟





#پوشک #فرزندپروری#شیرخشک خریدم#زایمان کردم#زردی داره