۷ پاسخ

یه خاطره بگم یه روز دخترم تو اتاق خواب بازی میکرد منم غذا درست میکرد صداش می‌آمد یه لحظه دیدم صداش نیست رفتم دیدم اتاق خواب نیست بدو رفتم حیاط حموم همه جا که ممکنه قایم شهر رفتم جیغ می‌کشیدم ریحانه کجای قسمش میدادم جواب بده دیگه گفتم رفته بیرون تا الان گم شده میخاستم برم کوچ جیغ بکشم دیدم از کنار کمدش انگشت کوچلوی پاش دیده میشه در باز کردم زد زیر خنده منم داد زدم خاک تو سرت چرا جواب نمیدی نشستم گریه کردم
اومد بالا سرم می‌گفت شی شده فداس سم دیه نتون
دلم سوخت بغلش کردم

اره
پسر منم از اینکارو میکنه
بازی خیالی مثلا

آره دختر منم خیلی پیش اومده اینجوری کنه

دخترای من گاهی جواب نمیدن یا خودشونو به خواب میزنن شوهرم میگه الکی میگه مامان پاشو بریم پارک فوری خودشونو لو میدن

الان خودمو زدم بخواب دخترم صدام میزنه میگه مامان پاشو حرف بزنیم نصف شبی چی حرف بزنیم آخه

سرکارت گذاشته بود🤣

بله بله
دختر من خیلی ازین کارا میکنه

سوال های مرتبط

مامان آیـ👼🏻ـهــان💙 مامان آیـ👼🏻ـهــان💙 ۲ سالگی
🔴🔴🔴🔴🔴توروخدا کمکم کنید🔴🔴🔴🔴🔴
دیروزصبح آیهان از ساعت۴صب بیدار شده بود غذا دادم،آب دادم,بازی کردیم باهاش،دستشویی رفت هرکاری کرد تا ساعت۷ونیم،دیگه هرچقد تلاش کردیم نمیخوابید اعصابم بهم ریخت سرم درد میکرد،رو پام بود،نگو خوابیده منم نمیدونستم فک کردم نخوابیده دیگه حوصلم نکشید محکم از رو پام انداختمش زمین یدونه سیلی محکم زدم به کتفش،نگو خواب بوده از خواب پریده ترسید،رنگش زرد شد صداش درنمیومد،شوهرم بغلش کرد هی زد به کمرش هی باهاش حرف زد ن گریه میکرد ن صداش درمیومد😭نیم ساعت مشغول بودیم اخرش بزور تونس گریه کنه،الان از دیروزه زبونش میگیره موقع حرف زدن لکنت زبون گرفته😭😭😭😭😭😭خدا لعنتم کنه بچه م وقتی میخواد بگه مامان میگه مممممم مامان😞😞😞😞😞از دیروزه درگیریم میبریمش دکتر،بردیمش دعانویس گف خیلی بد ترسیده روش اثر گذاشته،دکتر گف صبر کن یه ماه باهاش تمرین کن خیییلی حرف بزنین تلویزیون و گوشی رو تا حد امکان حذف کنید فقط باهاش حرف بزنید ولی دیگه اگه خوب نشد ببرش گفتار درمانی😞از عذاب وجدان دارم دیوونه میشم نگار نگاش میکنم شرمنده میشم😭😭اصلا مادرخوبی نبودم براش اعصاب خودم ضعیف شده این بچه مظلوم گیر من افتاده ی مدته خیلی جیغ میزدم خیلی کتک میزدمش،از دیروزه فقط حرف میشنوم از شوهرم از بابام از خواهرم از مامانم،انگار دنیا آوار شده رو سرم....بچه ی خودمو زدم ناقص کردم انقد شیرین زبونی میکرد الان یدونه اسم منو بزور میگه چندثانیه مکث میکنه انقد چشماشو بهم میکوبه تا بتونه صدام کنه😞😞😞😞😞😞😞😞😞😞😞😞بگین چه غلطی بکنم؟
مامان علی مامان علی ۳ سالگی
سلام مامانا اومدم درد و دل کنم امروز پسرم خیلی اذیتم کرد از صبح ک بیدار شد همش گریه کرد هیچ می‌گفت میخام بزنمت محکم چندتا خوابوندم تو صورتم و چشمم منم همش بغلش میکرد میگفتم چی میخوای مامان فقط می‌گفت میخام بزنمت و گیر داده بود الان باید بریم فروشگاه گفتم مامان دست و صورتمو بشورم صبحانه بخوریم میریم می‌گفت نه نمیرفت دسشویی نه یمذاتش من برم اهرم جیش کردن تو شلوارش پشت در دستشویی هم کلی گریه کرد بعد یک ساعت تمام با زور گوشی و تلویزیون ساکت شد بعدم ک بردمش بیرون کلی اذیتم کرد میخواستم خرید کنم همش می‌رفت و من دنبالش آخرم کیلی داد زدم سرش جلوی همه و زدمش زنعموش اومده بود فروشگاه رفته پیش اون میگه میخام پیش اون باشم و نمیومد با زور دیگه باهم اومدیم بعدم خونه دوباره کلی اذیت کرد شلوارش در آورده بود و لخت راه می‌رفت نمسذات بپوشونمش هی جیش میکرد دور خونه با کتم هم نپوشید منم کلی جیغ و داد کردم و گریه کردم نمیدونی. مایر کرد که اینقدر ازش بدم اومده بود ب خدا باورتون نمیشه وقتی زنعموش رو میبینم انکار اون مامانشه از این رو به اون رو میشه ب شوهرم میگم این دعا داره همش میعاد بره خونه اونا پیش اون باشه منو کلی زده و اذیتم کرده منم اعصاب ندارم دیگه زورم میاره جاریم خودش ی بچه داره جیکش در نمیاد ولی این ابرو برا من نداشت تو همسایه ها از بس جیغ و داد کردم و همش داره گریه میکنم از بچگی هم همین بود الآنم همینه ی دستشویی نمیتونم برم