منم شوهرمو دوباره دنیا آوردم😜😂
تجربه خاصی ندارم ک بگم ولی صبح ساعت ۶ ک گفته بودن بیا بیمارستان تا پرونده تشکیل دادم و کارام رو کردن ۷ و نیم اینا شد بعد دیگ علاف شدم شدم تا ۱۲ظهر دکتر عملم کرد جلسه داشت شانس من
۱۲ و نیم هم بچم بدنیا اومد و یه نیم ساعتی بیهوش بودم وقتی ب هوش اومدم اصن گیج و منگ بودم و خیلی درد داشتم هی میومد برام مسکن میزد و شکمم ماساژ داشت ولی اونطور ک میترسیدم درد نداشت کم فشار میداد بیشتر می‌گفت خودت زور بزن ک هرچی خون هس بیاد بیرون
سوند هم برام نداشتن دکترم قبول نداره لگن برام گذاشتن وقتی هوش اومدم
دفعه اول ک بلند شدم راه رفتم برام سخت بود ولی کم کم هی دارم بهتر میشم و با این ک هنوز تو بلند شدن بخیه هام درد میگیره صد بار دیگ هم برگردم ب عقب سزارین رو انتخاب میکنم
چون این درد شدیدی ک تو طبیعی آدم می‌کشه و ب مرگ میرسع ب پای درد سزارین نمی‌رسه و آیا آدم کی دردش بگیره و کلی استرس
ایشالا همه زایمان خوبی رو تجربه کنید
بهمم گفت اب کمپوت بخور فقط میخواستم انجیر بخورم گفت دل‌پیچه میشی و آب سیب هم گفت یبوست میشی ولی من تاانحیر نخورم می‌دونم شکمم کار نمیکنه نمیدونم یواشکی بخورم یا ن

۱۲ پاسخ

شیافم برام دو بار اومدن دوتا گذاشتن

مبارک باشه عزیزم کدوم بیمارستان زایمان کردی؟؟

شوهرتو دوباره به دنیا آوردی 🤣😂

عزیزم مبارکه 😍

گلابی بخور خیلی راه برو یه شیاف هم هست نمیدونم اسمش چیه برامن گذاشت سریع دسشویی کردم

خداراشکر به سلامتی ایشالا پا قدمش خیر باشه🌹💞🙏
نه بخور ولی اناناس بخور شیرت زیاد بشه

مبارک باشه انشالله قدمش خیرباشه زیرسایه پدرمادربزرگ شه

خداروشکر از عملت راضی هستی❤️

منم دوشنبه عمل دارم خیلی میترسم

من چنتا کمپوت گلابی خوردم خیلی خوب بود برا یبوستم عالی

مبارکه عزیزم اشکالی نداره یواشکی بخور😂

عکس بچتو بفرست 😍😍😍

سوال های مرتبط

مامان معجزه ماه خدا🩵 مامان معجزه ماه خدا🩵 روزهای ابتدایی تولد
پارت سه تجربه سزارین
بعدش ک رفتم اتاق عمل اومدن اماده م کنن من شروع کردم ب لرزیدن همه بدنم می‌لرزید دفعه ی قبلی ام ک اتاق عمل رفتم همین طور بودم و بعدشم ک بیهوش شدم
وقتی بهوش اومدم اوردنم ریکاوری هس ازشون سوال میکردم بچم آوردنش بهش شیر بدم ولی من هنوز خواب الود بودم کم کم بهتر شدم و رسیدم ب قسمت سخت ماجرا از ریکاوری تا رسیدن ب اتاق دوبار باید تخت عوض میکردی ک خودشون تو این مورد هیچ کمکی بهت نمیکنن و من عذاب کشیدم تا خودم رو جا ب جا کردم خیلی سخت بود کمرم یاری نمیکرد جای بخیه هام میسوخت
بعدشم ک اومدیم تو اتاق بیهوشی برای من عوارضی نداشت بعدش حالم خوب بود ی شیاف استفاده کردم و جواب بود درد خاصی نداشتم فقط موقع جا ب جایی و بلند شدن و نشستن ب بخیه هام خیلی فشار میومد ‌و کارو سخت میکرد ب نظر من ک اصلا نیازی ب پمپ درد نبود چون درد خاصی نداشتم من کلا دوبار شیاف استفاده کردم تو این نزدیک دوروزی ک بیمارستان بودم ولی خب همچنان درد بخیه ها باهامن و خم و راست شدن برام سخته
در کل من برگردم ب عقب بازم سزارین رو انتخاب میکنم ذرسته هنوز ک هنوز درد دارم حتی امروز یهو بدنم خالی کرد ی درد وحشتناک گرفت منو ولی شیاف گذاشتم اوکی بود
در کل ادم با نگاه کردن ب بچه اش همه ی درداش رو فراموش میکنه
امیدوارم همگی هر کدوم رو ک انتخاب میکنید ب سلامتی زایمان کنید و دامن همه ی چشم انتظارا سبز بشه
مامان نینی مامان نینی ۸ ماهگی
سزارین
#پارت_5
دیگه اوردنم تو ریکاوری سردم شده بود یه پتو کشیدن روم در مورد ماساژ رحمی هم ب دکترم قبلش گفتع بودم تو همون اتاق عمل ماساژ داد خودش برام و تو ریکاوری و یه بارم تو بخش چون بی حس بودم هیچ کدومو نفهمیدم و دردی نداشتم
بعد منو اوردن بخش تا 7 شب ن تکون خوردم ن حرف زدم یه بارم شیاف گذاشتن برام ولی دردش قابل تحمل بود اذیت نشدم حدودای ساعت پنج بهم ب تجویز دکتر یه امپول زدن ک بیشتر دردم رفت ساعت هفتم اومدن سوند رو برداشتن گفتن مایعات بخور و کم کم بلند شو
دوتا نسکافه خوردم و یکم خرما و پاهامو از تخت اویزون کردم ده دقیقه بعد بلند شدم برخلاف تصورم اصلن درد زیادی نداشت اول خمیده راه رفتم عادت ک کردم قشنگ چند بار طول سالن رو اومدم و رفتم
بعد رفتم دسشویی کمر ب پایینو از چند سانت مونده ب بخیه ها کامل شستم یه اب ب دستو صورتم زدم اومدم ارایش کردم و موهامو بافتم نشستم تا اخر شبم چند بار بلند شدم راه رفتم ک باعث شد دردام کمتر شه روز بعدم مرخص شدم اومدم خونه با گل دختر نازم😍
اینم بگم با اینکه بیمارستان دولتی بودم همه چی عالی بود رفتار پرستارا خیلی خوب بود ک باعث شد من اصلن اذیت نشم و استرس نگیرم
خلاصه ک این تجربه من بود ن سوند ن بی حسی ن بعد عمل اصلن اونجوری ک شنیدم نبود و خیلی راضی بودم و هزار بار دیگم برگردم عقب باز سزارین انتخابمه😍
البته تجربه ها برای هرکسی متفاوته ولی با شرایط من برام خیلی عالی بود و تجربه قشنگی شد برام
مامان فاطمه مامان فاطمه ۱۴ ماهگی
سلام مامانای گل
منم بالاخره زاییدم ولی با کلی درد
یعنی مرگ رو ب چشمم دیدم
نمیخاستم بیام تجربه مو بگم اخه شاید خیلی هاتون استرس بگیرین ولی خیلی باخودم کلنجار رفتم و اخر گفتم بیام بگم
هر کی دوست داشت بخونه
من ۱۴مرداد رفتم بیمارستان میلاد بستری شدم و دوتا ازمایش خون و نوار قلب ازم گرفتن و بهم گفتن از ۱۲ شب ب بعد چیزی نخور ک صبح ساعت شش صبح عمل داری
ساعت پنج و نیم صبح اومد لباس اتاق عمل داد و گفت بپوش میام دنبالت
بهش گفتم عملم بی حسی هست دیگ؟
گفت اره
ساعت شش شد و اومد منو برد اتاق عمل
خیلیییییی استرس داشتم و پرستاری ک داخل اتاق عمل بود منو دید کلی باهام حرف زد ک حواسمو پرت کنه و از استرس هام کم کنه
از امپول بی حسی اگ بگم اصلا درد نداشت هیچی نفهمیدم
سوند رو هم وقتی بی حس شدم بهم زدن ک بازم نفهمیدم
وقتی کمرمو بی حس کردن و خوابیدم دوتا دکتر بالاسرم بودن و دکتر خودم و دوتا پرستار دیگ بالای شکمم بودن
ب دکترم گفتم من بی حس نشدم چون دارم پاهامو تکون میدم
گفت میدونم کم کم بی حس میشی
یه دو دقیقه گذشت دیدم دارم جای بخیه قبلی مو تمیز میکنن ک بخان تیغ بزنه
وقتی تیغ رو کشید دردشو حس کردم و جیغ زدم و کلا تکون خوردم ک دکتر بی هوشیم ب دکترم گفت بی حس نشده که داره پاشو تکون میده
دکترم ب دکتر بی هوشی گفت تو باید بگی ک چرا ب حس نشده
منم اینقدر درد داشتم هی جیغ میزدم ک میخام برم ولم کنین
خیلی درد داشتم و فقط داشتم الماسشون میکردم ک ولم کنن
دکتر بی هوشی گفت عزیزم چرا ترسیدی چیزی نیست الان بی حس میشی گفتم درد دارم رو شکمم گفت چیزی نیست الان خوب میشی
یه دفعه دیدم صورتم و سرم هی داره بزرگ و بزرگتر میشه و میخاد منفجر بشه حالم بد شد و دست و پاهام کرخت
مامان پسرک🩵 مامان پسرک🩵 ۱ سالگی
پارت ۶‌
زایمان سزارین :
بردنم تو بخش و از اونجایی ک من ب دکتر از قبل گفته بودم چه قد از درد بعد بی حسی میترسم تو بخش فهمیدم بهم پمپ درد داده .
بقیه اومدن پیشم و من سر بودم . بعد از این ک سری پاهام رفت یه درد مثه پریودی خیلی کم داشتم با پمپ درد .پرستار اومد گفت میخام برات شکم بند ببندم شرت تنت کنم و پد بزارم باید شکمتو بلند کنی . این حرکتم زدم و درد انچنانی نداشت . بعدش دیگ استراحت کردم تا غروب ک گفتن پاشو راه برو 😐🤨
کم کم با پرستار بلند شدم و وایسادم . اولش درد دارید دو سع قدم ک راه برید متوجه میشید ک بهتر میشید . تند تند راه برید ک زودتر خوب شید .
من پمپ دردمم ک تموم شد هر ۶ ساعت پرستار میومد و برام شیاف میزاشت ک مثه پریودی خیلی کم درد داشتم . راستی ماساژ شکمی و برام تو بی حسی انجام دادن ک من نفهمیدم
روز بعدم خیلی راحت راه رفتم و حموم رفتم .
اینم از تجربه فوق العاده من از سزارین ک برگردم عقب باز انتخاب میکنم تو همین بیمارستان و این دکتر .
امیدوارم همتون بع سلامتی و خیلی عالی و پر از حس خوب زایمان کنید ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
مامان ریحانه مامان ریحانه ۲ ماهگی
پارت اخر

راستی من پمپ‌ درد هم گرفتم ک خیلی خیلی خوب بود
تو ریکاوری بهوش ک اومدم بخاطر پمپ دردی داشتم واقعا هیچ درد حس نمیکردم فقط خوابم میومد ک پرستارا هم هی سوال میکردن ازم ک نخوابم دخترم رو آوردن گذاشتن رو سینم که بهترین حس دنیا بود😍
شیر دادن بهش و بردنش لباس تنش کردن منم ماساژ رحمی دادن که بازم دردش قابل تحمل بود
بعدش جابه جا کردن بردن بخش خانوادم اومدن دیدنم
ساعت ۲ بود من زایمان کردم ۶ رفتم بخش
ساعت ۲ شب اومدن سوند کشیدن گفتن مایعات بخور و ساعت ۳ اومدن بلندم کنن
که من خودم بلند شدم البته آروم آروم ک نیم ساعت طول کشید بعدش ک بلند شدم رو‌پام اصلا درد نداشت
واقعا پمپ درد عالی بود
رفتم خودمو شستم یکم تو راهرو راه رفتم
و‌اومدم ب دخترم شیر دادم
خلاصه زایمان خیلی خوبی داشتم بارم برگردم عقب سزارین رو انتخاب میکنم دکترمم عالی بود
هیچ هزینه ای بابت سزارین اختیاری نگرفت حتی کاری کرد که بیمارستان خصوصی بیمه منو قبول کنه
الانم ۶ روزه زایمان کردم درد ندارم خونریزیم‌کمه
فقط بکم بخیه ها اذیتم میکنه ک طبیعه
سوالی داشتید در خدمتم؟
مامان جانا مامان جانا ۶ ماهگی
تجربه زایمان یه مامان اولی
پارت هشتم
بعد چند دیقه منو گذاشتن روی تخت دیگ و بردن تو اتاق ریکاوری یه ماما اومد دخترمو به صورتم چسبوند و یکم شیرش داد و بعد جفتمونو بردن بیرون که کل خانواده منتظرمون بودن دیگ هیچ حسی نداشتم من ۷ و نیم غروب عمل شدم و تا فردا صبحش ساعتای ۷ که پمپ درد بود واقعن دردی نداشتم و فقط یع درد خیلی کوچیک به اندازه کمر دردی ک از خستگی میگیری داشتم ولی بعد تموم شدن پمپ درد دردام شروع شد من موقعی ک پمپ درد داشتم از جام بلند شدم و تنها دردم همون موقع بود به حدی درد داشتم ک سرم‌گیج رف ولی بعدش کم کم مرحله ب مرحله جلو رفتم برا بلند شدن راحت بود خلاصه راه رفتم چند قدمی و اومدم کمپوت گلابی و خوردم ک شکمم کار کنه و دیگ کم کم حس دسشویی داشتم ولی خب تنهایی نمیتونستم برم‌منتظر موندم تا همسرم بیاد و رفتم سرویس ولی همچنان میترسیدم زور بزنم و دسشدیی نکردم دیگ یه پزستار اومد بهم یه شربت داد ک بعد اون دلپیچه اومد سراغم اسهال شدم دائم سرویس بودم ولی خب بعد دو ساعت دردم کم شده بود و خودم میرفتم راحت دیگ حدودای ظهر مرخص شدم بعد اونم خودم سرویس میرفتم تنهایی تو خونه راه زیاد میرفتم چون دکترم گف هرچی بیشتر راه بری زودتر خوب میشی شیافمو خودم میزاشتم ولی از طرفی هنوز بعد ۱۱ روز درد های داخل شکمم همراهم هست یا موقع نشستن و دراز کشیدن سوزش جای بخیه هست
مامان رادمهر🐳 مامان رادمهر🐳 ۱ ماهگی
#تجربه سزارین


من قرار بود ۲۶م ۳۸هفته و ۷ روز سز بشم اما از ۲۰م کم کم درد پریودی کشاله ران شروع شد بچه هم انگار اومده بود پایین جوری ک کلا سنگینیش رو مثانه بود به محض اینکه بلند میشدم باید میرفتم سرویس دیگه من فکر میکردم طبیعیه نگو درد زایمان شروع شده بود ۲۳م دیگ صبحش ان اس تی دادم انقباض داشتم دکترم گف برو صبح بیا برای سز ولی شبش دردم بیشتر شد شانس اوردم ک زودتر رفتم بیمارستان منتظر صبح نشدم دهانه رحمم یک و نیم سانت باز شده بود انقباض های پشت سرهم داشتم ک رفتم اتاق عمل برای من سوند درد داشت ولی خب برای یه لحظه بود بعدشم تا قبل بی حسی سوزش داشت امپول بی حسی ک میخواست بزنه ناخوداگاه تنم واکنش نشون میداد میلرزید ک اذیت شدم بعد تزریق حدود یک دقیقه بعدش بی حس شدن دکتر کارشو شروع کرد همچی رو قشنگ حس میکردم ولی درد نداشت وقتی کیسه اب رو اوردن بیرون قشنگ حس سبکی داشتم بعدشم رفتم ریکاوری یکم سردم بود ولی شبش یعنی حدود ۲شب ب بعد دردها شروع شد با پمپ درد و شیاف هم اروم نشدم از ۴تا ۶صبح اوج دردم بود در حدی ک گریه و هق هق میکردم بعدش دردم کمتر شد اولین بلندشدن خیلی درد داشت و همچنین یکی دو روز اول هر بار بلند شدن با درد بود ک وااااقعا خیلی شدید بود اومدم خونه ۳۰تا پله اروم اومدم بالا الانم هر۶ساعت شیاف میزارم درد دارم ولی خیلی شدید نیست از ده بهش میتونم ۶بدم
اگه برگردم عقب شاید با تجربه این درد شدیدی ک داشتم طبیعی رو انتخاب میکردم با این بی حسی های اسپاینال من ک قرار بود اینهمه درد بکشم حداقل بعدش دیگ درد بخیه نداشتم ولی چون طبیعی رو تجربه نکردم نمیشه گفت کدوم بهتره
مامان آراد مامان آراد ۴ ماهگی
پارت پنجم سزارین اختیاری ✍️✍️✍️✍️
همش نگران بچه ام بودم ک دکتر بیهوشی خوش اخلاق آمد دلداریم داد ک بچه ات خیلیم خوب ولی بخاطر اینکه خاطرمون جمع بشه می‌بریم بخش اطفال زود میاریم پیشت دلم گرم شد باز ...با خودم میگفتم سزارین چقدر خوب بیست دقیقه عم طول نکشید دردم ندا م ...منو از اتاق ریکاوری بردن تو بخش ک دیدم همه اقوام دایی خاله و...آمده بودن منم حالم خوب بود درد نداشتم نگران بچه ام بودم ک دو ساعت گذاشت دردام داشت شروع می‌شود با اینکه من پمپ دردم هم نداشتم و بیمارستان هم نداشت آخ دیگ یهویی شد عملم و همه جام بستع بود ...ولی دردام قابل کنترل بود تا اینکه شکم فشار دادن ک اون دنیام دیدم از بس درد داشت هرچی پرستار التماس خواهش میکردم گریه میکردم تو رو خدا یبار فشار دادی دیگ فشار برو ی نیم ساعت دیگ بیا ولی ب حرف نکرد دستم گرفت فشار دادم ک میخاستم از شدت درد بیهوش شم ک خیلی داد بی داد کردم از شدت گریه های من خواهرم با مامانم گریه میکردن میدین من درد دارم ...دیگ مورفین زدن بهم شیاف گذاشتن ولی قابل کنترل شد ولی یبار دیگ هم فشار داد ک باز آمد مورفین زد ولی بعدش قابل کنترل بود ...راه رفتن هم زیاد سخت نبود فقط بخیه یکم میسوزه ...کنار اتاق من یکی زایمان طبیعی داشت میکرد از ساعت ۳ شب ک این جیغ داد میزد تا ۷ صب ک زایمان کرد این آنقدر جیغ داد میزد ک همون جا خدام شکر کردم ک سزارین کردم ک آنقدر از جیغ داد این من وحشت کردم ...دیگ مرخص شدم ولی بچه ام ۳ شب موند موقعی ک مرخص شدم خیلی سخت بود بدون بچه ام فقط گریه میکردم تا خونه ...راضیم از سزارین با اینکه بخیه ام میسوزه ولی خداروشکر ک طبیعی زایمان نکردم همه چیز طی چند ساعت برام
مامان آیدین کوچولو🩵 مامان آیدین کوچولو🩵 ۶ ماهگی
پارت (۶) زایمان سزارین



پرستار گفت خودت باید بری رو تخت کشون کشون رفتم رو تخت ک یکم درد داشت بچه رو آوردن پیشم عمم ک مادرشوهرم بود اومد پیشم ی چیش خیلی بده اینه ک من ۲۴ ساعت ناشتا بودم حتی آب هم نمیدادن من داشتم میمردم از تشنگی هی میگفتم بدین نمیدادن نامرداا😂
پرستار گفت باید ۸ ساعت بگذره از عملت تا بتونی بخوری اونم آب ن آب میوه اینا
دیگ ساعت ۱ شد یکم مغزیجات خوردم قهوه خوردم گفتن باید پاشی یا علییییی امان از این پاشدن😂 نترسیداا چیزی نیس
گفتم تختو قشنگ بیارن بالاا ک نشسته شم
نشسته ک شدم کم کم اومدم نزدیک لبه تخت شدم پامو انداخت اروم پایین ک خیلی درد داشت این وایسادن بدترررر دلم ضعف میرفت
فقط کافیه دو قدم بری من دو قدم رفتم پرستار گفت بسته بشین ولی اون دو قدمم خیلی سخت بود لعنتی خلاصه با رفتم رو تخت خابیدم ساعت ۴ بود ک کمر ک آمپول زده بود درد میکرد این باسنم اصلا نمیتونستم بزارم رو تخت هی میخاستم ب پهلو بخابم ولی نمیشد ک اون اذیتم میکرد
مامان نورا 🌱 مامان نورا 🌱 ۳ ماهگی
#تجربه_زایمان_پارت۴
همراهی تخت بغلی اومد بچمو بغل کرد ازش کوشی کرفتم زنگ زدم به مامانم ک من اومدم تو بخش بیا
دیگ مامانم اومد بالا
من ده و نیم عملم تموم شد تقریبا ساعت ۱۲ونیم درد پریودی اومد سراغم کمر درد و دل درد و حسم داشت برمیگشت
اومدن برام دوتا شیاف گذاشتن و گفتن تا ساعت ۶ نباید چیزی بخوری
ساعت ۶ اومدن سوند و‌جدا کردن برام شرت پوشندن و‌نوار کذاشتن و گفتن بلند شو راه برو و برو سرویس
حقیقتا اولین راه رفتن خیلی سخت و‌ترسناک بود
سرویس هم ک رفتم خود پرستار اومد برام نوار کذاشت و‌کمکم کرد و تا شب مامانم چندبار بلندم کرد ک راه برم
صبح متخصص اطفال اومد بچه رو‌چک کرد و‌پرسید بچه دفع داشته یا ن
ک خداروشکر بچه هم ادرار کرده بود هم مدفوع
فقط شکم‌خودم کار نکرده بود ک برام شیاف گذاشتن شکمم کار کرد و ساعت ۱۱ مرخص کردن و با نوراخانم اومدیم خونمون
امیدوارم همه ی کسایی ک‌توراهی دارن به سلامتی بچه شونو دنیا بیارن
و هرکی ارزو داره خدا بهش بده
فقط اگ سزارین شدین نترسین و سعی کنین زیاد راه برین چون هرچی بیشتر راه برین بخیه هاتون زودتر ترمیم میشه