۴ پاسخ

خدا واسه هم حفظتون کنه

عزیزم بچت چند کیلو بود واسه طبیعی زایمان کردن؟

ممنون ک تجربتو میزاری عزیزم
کدوم بیمارستان بودی شما؟

عزیزم زایمان طبیعی ت بیمارستان ۱۷ چندشد برات با چ بیمه ای

سوال های مرتبط

مامان جانا خانوم🐥🤰🏻 مامان جانا خانوم🐥🤰🏻 ۸ ماهگی
شرح زایمان ۳
شوهرم کارای پذیرش ک انجام داد با کیف بیمارستان اومد بالا و بهش گفتم بره خونه‌ ساندویچ الویه برام‌بیاره
۲۰ دقیقه ورزش میکردم یه ساعت روی تخت استراحت میکردم
انقباضم هم هر ۵دقیقه ۳۰ ثانیه انقباض داشتم
تا ساعت ۷صبح همین طور درد هارو با دم‌و بازدم تحمل میکردم
ساعت ۷ صبح ماما معاینه م کرد گفت دو سانت شدم
تصور خودم این بود با ورزش هایی که انجام میدم بیشتر شده باشه
ماما به دکترم زنگ زد و دکتر گفت بهم امپول فشار تزریق کنن سرم و بهم وصل کردن
ازشون پرسیدم امپول اپیدورال از چند سانت میشه استفاده کرد گفت ۶سانت رسیدی میتونی اپیدورال بزنی
شیفت ماما ها عوض شده بود
ساعت ۸و‌نیم صبح از ماما شیفت جدید خواستم معاینه کنه چون دردم‌بیشتر شده بود
معاینه کرد اما خیلی دردناک تر از معاینه های قبل بود
ماما گفت همون دو سانتی
ناراحت شدم با این همه درد شدید چرا پیشرفتی نکردم
همون لحظه دکتر اومد خیلی خوش برخورد بود
معاینه م‌کرد از ماما که کنارش بود پرسید تو چند سانت فهمیدی ماما گفت دو سانت
دکتر گفت ۴سانته دهانه رحم هم خوبه نرمه
با این حرف دکتر انگار دنیا رو بهم‌دادن خوشحال شدم
انگیزه م‌بیشتر شد
دردا بیشتر و بیشتر میشد یکی یکی با تنفس و ناله رد میکردم
تا ساعت ۹و نیم که دیدم دردا خیلی خیلی شدیده
به همون ماما گفتم ببین دردام بیشتر شده
تحملش سخت شد
...
مامان کایرا✨️ مامان کایرا✨️ ۱۱ ماهگی
♡
زایمان طبیعی پارت دو✅️
آماده شدم رفتم زایشگاه و دکتر خودمم اونجا بود و معاینه کرد همون دو سانت بودم اما چون دردهام شروع شده بود بهم گفت بستریت میکنم اما زایمانت برای فردا میفته و ساعت ۵ و ربع بستری شدم ، برام سنتو(آمپول فشار) زدن و با اون دردهای من بیشتر شد و شدت گرفت تقریبا تا ساعت ۹ و نیم درد رو تحمل میکردم و آروم ناله میکردم و تو این مدت همش توی دستشویی بودم اصلا نمیتونستم دراز بکشم و بشینم و فقط ادرار داشتم و بعد که یکم صدام بالاتر رفت ماما اومد و معاینه کرد گفت ۴. ۵ سانتی و زنگ زدن به ماما همراهم ، که ساعت ۱۰ اومد و اونجا دوباره معاینه کرد ۶ ، ۷ سانت بودم و تو این مدت همش روی تخت بودم یا سرویس و نمیتونستم ورزش کنم ماماهمراهم هم فقط نقاط فشاری رو کار کرد و بهم میگفت چطور نفس بکشم ، و همون موقع ها من حس زور بهم دست می‌داد که بعد اومدن و کیسه آبم رو پاره کردن فکر کنم اونجا ۸ سانت بودم ، بیشتر دردهام زیر ۵ سانت بود و تحملش خیلی برام سخت بود اما بعد از اون درد میگرفت و ول میکرد که اونجا با تنفس رد میکردم تند تند نفس میکشیدم و موقع انقباض هم زور میزدم
مامان علی رضا مامان علی رضا ۵ ماهگی
شب تا صبح پنج دقیقه تا ده دقیقه درد می‌گرفت ول میکرد
صبح ساعتها ۶ ماما بیمارستان اومد گفت پاشو یکم ورزش کن بعد یه کوچولو ورزش کرد نیم ساعت بعد اومدن معاینه کردن گفتن ۳ سانتی دیگه گفتن ۴ سانت شدی زنگ میزنیم به ماما همراهت
دیگه یکم پیاده روی کردم و ورزش دوباره یکساعت بعدش دردام شد سه دقیقه ای اومدن معاینه گفتن ۴ سانتی زنگ زدن به ماما همراهم یه نیم ساعت بعدش رسید تا رسید شروع کرد نقاط فشاری رو ماساژ دادن بعد گفت بریم سرویس یه شیاف برای مقعد گفت بزار بعدش گفت ده دقیقه باید باشه رفتم بیرون یکم حرکت اسکات انجام دادم گفت موقع انقباض اسکات بزار دیگه من اسکات میزدم ماما ماساژ میداد دیگه گفت حس مدفوع داشتی بگو بریم سرویس بعد چند تا اسکات رفتیم سرویس مدفوع کردم بعد همونجا آب داغ باز کرد گرفت روی شکمم بعد دردام شدید تر شد دیگه گفت بریم روی تخت نقاط فشاری رو ماساژ میداد بعد خیلی دردام بیشتر شدن معاینه که شدم گفت ۸ سانت شدی ماما گفت حالا سجده برو چند تا حرکت زدم دردام زیاد شد و یه حس حالت مدفوع داشتم ماما معاینه کرد گفت فول شدی چند تا زور بزن بعد بریم روی تخت زایمان چند تا زدم و دیگه گفت سریع بریم با ویلچر بردنم رفتم رو تخت زایمان گفت دردت گرفت زور بزن تا دردم گرفت دوتا زور زدن بعد گفت حالا فوت کن دیگه بچه اومد بیرون و تمام دردام تموم شد و صدای قشنگ پسرم پیچید و بعد اومدن گذاشتن روی سینه ام و همه دردام فراموش کردم
مامان دخملی🩷 مامان دخملی🩷 ۱ ماهگی
منم زایمان کردم
به تاریخ ۱۹ مرداد ۱۴۰۵❤️
مامانم، دخترم، خوش اومدی به زندگیمون😍🥰
۳۷ هفته و ۶ روز بودم که درد انقباض نامنظم و درد پریودی داشتم، رفتم بیمارستان معاینه کردن گفتن ۲ سانتی، دردات هم کوتاه و نامنظمه، برو خونه😫
رفتم تو خونه کلی ورزش کردم و خودمو کشتم تا ۳۸ هفته و ۳ روزم که بود، رفتم پیش دکتر و معاینه تحریکی کرد و گفت سه شنبه صبح بیا با آمپول فشار بزایی🫠🫠
روز دوشنبه دختری غافلگیر کرد و یهو کیسه آبش ترکید
رفتم بیمارستان گفتن ۴ سانتی😬😬
بستری شدم و در عرض ۴ ساعت بدون آمپول فشار زاییدم شکرخدا🥴🥴
از زایمان طبیعی هم بگم که تا ۷ سانت دردام خیلی شدید نبود و اومدم پایین تخت و ورزش میکردم🤧🤧
اما از ۷ و ۸ سانت یکم دردم زیادتر شد، روی تخت یکم ورزش کردم دیدم دردم زیاده، اومدم پایین ورزش کردم دیدم دردم کمتر میشه🥴🥴
دیگه یه جا دیدم دردم خیلی زیاده، رفتم روی تخت و دکتر معاینه کرد و گفت ۹ سانتی و یکم سمت راستت لبه دار شده😔🤦🏻‍♀️
مامان نیکان 😍 مامان نیکان 😍 ۱۷ ماهگی
مامان جوجه. مامان جوجه. ۶ ماهگی
پارت پنجم
نگرانیم بیشتر شد چرا اینقدر فاصله اش کم شد به این زودی.. دیگه نتونستم تحمل کنم ساعت ۱۱ رفتم گفتم دردام خیلی فاصله اش کمه. معاینه ام کنین.. ماما معاینه کرد گفت ۷ سانتی .. اینقدر خوشحال شدم به این زودی ۷ سانت رسیدم . کیسه ابمو پاره کرد و زنگ زدن ماما همراهم .. کیسه اب پاره شد دیگه دردام شدتش خیلی زیاد شد ولی بازم سعی میکردم با یاد خدا و صلوات و تنفس خودمو کنترل کنم .. اصن جیغ نمیزدم .. دردا خیلی نزدیک به هم شد هر یک دقیقه.. ۱۱ و ربع حس زور داشتم سریع گفتم چون از قبل میدونستم باید بگی و یعنی زایمان نزدیکه. اومد دوباره معاینه کرد گفت فولی. زور برن سر بچه دیده بشه بریم اتاق زایمان بعدم ماما رفت..ماما همراهم رسید. گفتم من فولم خیلی منتظرتون بودم .. خیلی تعجب کردد گفت به من همین الان گفتن ۷ سانتی چقدر زود شدی فول .. تو یه ربع از ۷ به ۱۰ رسیدی..با اینکه دیر اومد ولی واقعا خوشحال بودم چون. کنارم بود. ماساژم میداد دستمو میگرفت کاملا برعکس مامای زایشگاه که خودم میرفتم به زور میاوردمش منو معاینه کنه
مامان پناه مامان پناه ۳ ماهگی
پارت 2 تجربه زایمان طبیعی
کارای بستری و همسرم انجام داد رفتم رو تخت شیش تا دانشجو امدن با ی دکتر یکی از دانشجوها آمد رگمو بگیره اولین بارش بود نتونست رگمو پاره کرد بعد ازون یکی دستم زد یکی دیگش هی ب شکمم دست میزد فشار میداد که بدونه انقباض چه شکلی میخاستن معاینم کنن چند سانت شدم نزاشتم گفتم نمیشه باید برن اینا بعد همه دانشجوها رفتن دکتر معاینه کرد گفت هنوز چهارسانت سر به بالا هسته رو تخت دراز کشیده بودم تا ساعت یک شب که معاینه کردن ۴ سانت سرب پایین ماما همراهم آمد و بهم ابمیوه داد ب یک دستمال عطر زد گذاشت کنارم بوش کنم حالم خوبشه دردم گرفت غیر قابل تحمل بود دور خودم می‌پیچیدم دیگه نتونستم تحمل کنم معاینه شدم ۶ سانت بودم خیلی درد داشتم حس مدفوع داشتم رفتم دسشویی زور میدم چیزی نمیومد از دستشویی که درشدم گفتم حس مدفوع دارم ماما همراهم گفت فک نکنم خندید رفتم بالای تخت معاینه شدم ۷ سانت شدم و دیگه اجازه نداد برم دشویی دردام شدید میشد دیگه نتونستم تحمل کنم گفت بیا بی حسی اسپاینال بزنیم برات