⭕️چقدر این متن دکتر الهی قمشه ای زیباست

روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند فضای منزلتان خالی از نقاشی های کودکانه خواهد شد؛ دیگر اثری از شکلک های خندان بر روی دیوارهای خانه، حک کردن اسامی بر روی پارچه ی دسته ی مبل ها و طرح های لرزان انگشتی بر روی شیشه های بخار گرفته ی پنجره های خانه،وجودنخواهد داشت.

روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند دیگر اثری از هسته های میوه ها در زیر تخت ها وجود نخواهد داشت. در آن روز می توانید مدادی را بر روی میز براي يادداشت كردن پیدا کنید و شيرينی داخل یخچال باقی خواهد ماند.

روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند میتوانید برای خود غذاهای بخارپز به جای ساندویچ هات داگ یا همبرگر درست کنید.
میتوانید زیر نور شمع غذا بخورید بدون آنکه نگران دعوای فرزندانتان برای فوت کردن شمع ها باشید.
روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند زندگیتان متفاوت خواهد شد آنها آشیانه تان را ترک خواهند کرد و خانه تان آرام... ساکت... خالی و تنها خواهد شد.
در آن زمان است که به جای چشم انتظاری برای فرارسیدن «روزی» ؛ دیروزها را مرور خواهید کرد... یعنی در ان روزها ؛ دلتنگ امروزتان خواهید شد...

پس امروز را با آنها عاشقانه زندگی کنیم/دکتر الهی قمشه ای

#دکتر_الهی_قمشه_ای



🎧@sokhen_nab

۴ پاسخ

دلم گرف باخوندنش

منم ابن متن میبینم ...دلم میسوزه

زیبا ودلنشین

بسیار زیبا 😪🥹

سوال های مرتبط

مامان پناه💫 مامان پناه💫 ۳ سالگی
ظهرتون بخیر🍁
چند تا نکات تربیتی جنسی آوردم✨️



حمام رفتن کودکان در سنین مختلف، چگونه باید باشد؟

🚿تولد تا 2 تا 3 سالگی:
مادر می تواند در سنین شیر خوارگی
( تا دو سالگی) فرزندان پسر و دختر خود را به حمام ببرد، ولی لازم است قسمت تناسلی خود را بپوشانند. زمانی که دختر و پسر را در سن 2 تا 3 سالگی با هم به حمام می برند، آن ها هم باید پوشش و شورت داشته باشند و کاملاً برهنه و لخت نباشند.

🚿سن 3 تا 6 سالگی:
وقتی کودکان به سن تمیز نزدیک شدند، شایسته نیست که پسران با مادر و دختران با پدر به حمام بروند و بدن برهنه ی جنس مخالف را ببینند. دستشویی رفتن و حمام کردن در سنین 3 تا 6 سالگی به عهده ی والد هم جنس است. یعنی دستشویی رفتن و حمام کردن فرزند پسر به عهده ی پدر و دختر به عهده ی مادر است. در این سن دخترها و پسرها نباید با هم به حمام بروند.
اگر مادر مجبور باشد پسر خود را در این سن حمام کند، باید با پوشش کامل، این کار را انجام دهد، چرا که دیدن بدن عریان و برهنه ی جنس مخالف در این سن، می تواند یکی از محرک های جنسی در آینده باشد و کودک در دوران بلوغ و نوجوانی با یادآوری خاطرات، دچار انحراف جنسی شود.
مامان علی مامان علی ۴ سالگی
۱۳- عرق ختمی با عرق اسطوخدوس بصورت ترکیبی
۱۴- اب لیموی تازه را با اب سرد مخلوط و برروی حوله ریخته و روی پیشانی گذاشته شود
۱۵- مصرف آش ماش
۱۶- فالوده سیب با عسل
۱۷- شربت خاکشیر و شکرسرخ و گلاب
۱۸- مالیدن حنا با سرکه سیب مخلوط و به کف پاها مالیده شود
۱۹- مالیدن روغن بنفشه با پایه زیتون
۲۰ - شانه زدن موی سر و ریش
۲۱- برای درمان فوری تب مقداری سیب زمینی را درون سرکه به مدت ۱۵دقیقه قرار دهید و سپس مانند بر روی پیشانی قرار دهیدبرای پایین اوردن تب، اب شیر معمولی در آن کمی نمک میریزیم، دستمال را داخل ان میگزارید میچلونید، فقط خنکی بماند روی پیشانی پشت گردن و روی شکم میگزارید باعث کاهش تب میشود
۲۴- برای کاهش تب و لرز مصرف آبمیوه های کنستانتره بخصوص آب هلو و آب آلو و همچنین انواع کمپوت ها به خصوص کمپوت هلو و آلو توصیه می شود.
۲۴-  خاکشیر و تخم شربتی در آب سرد میل شود
۲۵- لعاب اسفرزه در عرق کاسنی داغ همراه با کمی ترنجبین مفید است فقط دانه ها میل نشود
۲۶- خوردن اب خیار با پوستش و یا اب آن برپوست تب دار مالیده شود.

@siyahdune
مامان کارن🧒🏻🧿 مامان کارن🧒🏻🧿 ۳ سالگی
🧒پسرم، دلیل تپش‌های قلبِ من🧒

امروز که به این سه سالِ گذشته فکر می‌کنم، قلبم از شدتِ «بودنت» می‌لرزد. انگار همین دیروز بود که برای اولین بار چشم‌هایت را باز کردی و تمامِ دنیایِ سردِ من را با گرمایِ حضورت پر از نور کردی.

سه سال گذشت. سه سالی که در آن یاد گرفتم صبورتر باشم، یاد گرفتم با خنده‌هایت پرواز کنم و با گریه‌هایت، ذره‌ذره آب شوم. تو بزرگترین آموزگارِ من بودی؛ تو به من یاد دادی که چطور بی‌قید و شرط عشق بورزم، چطور با یک نگاهِ تو، تمام خستگی‌های روز را پشت در بگذارم و فقط «مادر» باشم.

پسرم، شاید گاهی که از کوره در می‌روم، شاید گاهی که نفسم از حجمِ مسئولیت‌ها بند می‌آید، باعث گریه و ناراحتی ات میشوم ولی عشق کوچک من یادت نرود که تو همان معجزه‌ای هستی که همیشه برایش دعا می‌کردم. تو قهرمانِ کوچکِ منی؛ با آن دست‌های کوچکی که دورِ گردنم حلقه می‌کنی و تمامِ غصه‌هایم را در یک لحظه به باد می‌سپاری.

🎈سه سالگی‌ات مبارک عزیزِ دلم🎈
از خدا می‌خواهم آنقدر در پناهِ امنِ خودش بماند که هیچ غمی، لبخندِ زیبایت را کمرنگ نکند. بزرگ شو، دنیا را با کنجکاوی‌های کودکانه‌ات کشف کن، بدو، بخند و بدان که هر چقدر هم که بزرگ شوی، برای من همان نوزادِ کوچکی هستی که اولین بار در آغوشم آرام گرفت.

من تا ابد، با تمامِ وجودم، هوایِ تو را دارم. تو بهترین اتفاقِ زندگیِ منی.

♥️کارن قشنگم تولدت مبارک، همه زندگیِ مادر♥️
مامان نَــــواز🐥💞 مامان نَــــواز🐥💞 ۳ سالگی
نوازِ جانِ مامان… 🤍
روزی که آمدی، انگار خدا تکه‌ای از قلبم را از سینه‌ام بیرون آورد و گذاشت توی آغوشم؛ از همان روز دیگر قلبم بیرون از تنم می‌تپید… تو شدی تمامِ دلِ من.
نواز جان، شاید یک روز بزرگ شوی و این نوشته را بخوانی و نفهمی مامانت با چه عشقی تک‌تک این کلمه‌ها را نوشته… شاید هیچ‌وقت ندانی چند بار فقط با نگاه کردنت، دوباره خودم را پیدا کردم؛ چند بار لبخندت دستم را از تهِ خستگی گرفت و بلندم کرد.
تو فقط دختر من نیستی؛
تو دلیلِ خیلی از «ادامه دادن»‌های منی.
دلیلِ اینکه حتی در سخت‌ترین روزها، باز صبح می‌شوم و می‌گویم: «باید قوی باشم… نواز من به من احتیاج دارد.»
جانِ دلم من برایت آرزو نمی‌کنم که هیچ‌وقت غمگین نشوی؛ چون می‌دانم زندگی همیشه مهربان نیست. آرزو می‌کنم وقتی غمگین شدی، آغوش امنی داشته باشی.
دخترکم، اگر تمام دنیا روزی پشتت را خالی کرد، یادت باشد یک نفر همیشه هست که از تهِ قلبش تو را انتخاب کرده… مامانت.
من نمی‌دانم سال‌های آینده چه شکلی خواهند بود، اما یک چیز را می‌دانم:
هر جا باشم، هر چند ساله که باشی، برای من هنوز همان دختر کوچکی هستی که با آمدنش دنیا را برای مامانش عوض کرد.
تولدت مبارک، نوازِ من.
الهی تمام کودکی‌ات پر از خنده باشد، تمام جوانی‌ات پر از رؤیا و تمام زندگی‌ات پر از آرامشی که قلب کوچکت لایقش است.
و اگر روزی از من پرسیدی:
«مامان، بزرگ‌ترین اتفاق زندگی‌ات چی بود؟»
بدون لحظه‌ای فکر می‌کنم و می‌گویم:
«تو…
تو قشنگ‌ترین اتفاقی بودی که برای قلبم افتاد.» 🤍
تولدت ۳ سالگیت مبارک، جانِ جانِ مامان…
نوازِمن، من تو را بیشتر از تمام کلمه‌هایی که بلدم دوست دارم🥹🤍🌷

به رسم یادگار هرساله بمونه توی دفتر خاطرات اینجام برای خودم❤️
مامان آقا کایان💓 مامان آقا کایان💓 ۳ سالگی
دوستان من امشب یه کاری کردم نمیدونم درست بود یا غلط
پسرم ۳ سال و یک ماه دارد و چند ماهی است که از پوشک گرفته ام در این مدت خطا و پسرفت زیاد داشته و من در مقابل آن گاهی آرام و گاهی عصبانیت نشان دادم که بلاخره گذشت و مدتی است که دیگر خطا ندارد و تو شلوارش جیش نمیکند به جز شب ها که هنوز در خواب گاهی جیش میکند. امشب با دوستش توی خونه بازی میکردن که یک بار جیش کرد بعد از جیشش با دوستش شروع کردن به خنده و قهقهه که من با آرامش رفتار کردم و چیزی نگفتم اورا فورا به سرویس بردم .دقیقا یک ساعت بعدش هم همین کار را تکرار کرد اولش عصبانی نشدم ولی چون دوباره خر دوباره دوستش شروع کردن به خنده و قهقه به خودم گفتم این بار دیگر باید به طور جدی رفتار کنم و با عصبانیت و خشم اورا بلند کردم و به دستشویی بردم و او همچنان گریه میکرد ،استدلال من این بود تکرار مجدد جیش کردن دارد تبدیل به بازی و خنده میشود و اگر من مثل قبل دوباره با آرامش رفتار کنم نتیجه ای ندارد برای همین عمدا واکنش دادم.